سلول بی مرز

تموم بودنم باتو
به یک برزخ نمیرزه
برام تاریک شده دنیا
عین سلول بی مرزه
فدای خنده های تو
شدم اما چه فایده داشت
دلت برام کاری نکرد
فقط حسرت دلم گذاشت
عمری برات آقابودم
فقط خوبی ازم دیدی
میدون اشتباه کردم
توازخوبیام رنجیدی
نمیزاشتم چشای تو
ازدیدنم خسته بشه
چطورقبول کنم حالا
که بهش وابسته بشه
نگوکه قسمت همین بود
که سخته باورش برام
بایدتحمل بکنم
دیگه نمی مونه باهام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: