دیدار یار …..

لحظه دیدار تو تکرار شد …..
زندگی با دیدنت انکار شد….
مکر گیسویت توانم را ربود ……
عشق اینک شعله زدبر تاروپود…..
تا تورا دیدم خودام را باختم …..
خانه عشقی به قلبم ساختم …..
هرکجا روکردم انجا دیدمت ….
در خیالم دم به دم بوسیدمت …..
خواب را از چشم هایم میبری ….
دلبری .. زیبارخ و شیرین لبی….
لحظه لحظه دم به دم بیمار تو….
حاصلش یا مرگ یا دیدار تو…..
خود نظر کن حال زارم را ببین ….
لحظه ای را پای احساسم بشین …..
گوش کن حرف دلم را گوش کن ….
ذره ای از جام عشقم نوش گوش ….
این قلم را عشق بازی میدهد….
او که پا در قلب عاشق می نهد ….
مطلب این بیتها تنها توایی….
حرف عاشق بود.. معشوقش تویی…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: