برف

سرخیه اسمون هنوز
برف ُ به یادم میاره
سردیه دونه های برف
ترس روی حرفام میذاره

سرخیه اسمون برام
نشونه برف غمه
سردیه دونه های اون
اغاز فصل ماتمه

خاطره های برفیمون
میگذره از جلو چشام
چه خاطرات گرمی بود
از وقتی رفتی بی صدام

یاد قدم زدن با هم
سر قرارا موندنا
دست توویه دست گذاشتنو
شعر "زمستون" خوندنا

یادِ شب چله و ما
عاشقای دو اتشه
دلهره های عاشقی
که فالمون یه وقت نشه

ساختن ِ ادم برفی و
شالگردن ِ ابیه تو
سُر خوردنت توو باغچه و
قیافه ی شاکیه تو

یاد همون روزهای خوب
وداع توو تنگ غروب
توو راهِ خونه – مدرسه
کوچه های سمتِ جنوب

وسوسه ی بوسیدنت دست
توویه دست گذاشتنِت
گلایه از اونایی که
میگفتی دوست نداشتنِت

:
:
:

"یادش بخیر " حالا شده
تکیه کلام ِ هرشبم
خوابتو یک شب نبینم
غصه میشینه روو لبم

دیگه نه سرما و نه برف
شوقی برا من نداره
فقط یه واژه قشنگ
توویِ ترانه ام میذاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام :-) خيلي كار با احساسي بود حس خيلي خوبي بهم داد :-) پسنديدم @};- @};- @};- شاد باشيد
  • سلام از لحاظ وزنی این کارت خیلی بهتر شده آفرین @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- موفق باشيد
  • امان از لحظه های بی تکرار که مدام روان ادمی رو درگیر خودش میکنه مثه مرور روزهای با هم بودم بعد رفتن اونی که نباید بره کاش ما ادما یاد بگیریم پای دوست داشتنمون وایستیم . زیبایی بود که از شما خواندم روزاتون پروانه ای
  • حالا برو دست اونایی که گفتن ترانه سرا نمیشی رو ببوس. از وقتی اون حرفو زدن بهت ترانه هات سه متر قد کشیدن. @};- @};- @};- @};-
  • سلام ... زيباست ... يه حس برفي و سرد ... ديگه زمستون رسيده و ترانه ها هم برفي ميشن @};- @};- @};-
  • سلام بسیار زیبا فقط این دفعه منو اشتباه نام نبرید من یاسمنم نه یاسر @};- @};- @};- @};- @};- @};- لایک 12
    • سپاس ياسر جان لطف داري :-)) :-))
      • اصلا دیگه نمیام براتون نظر بدم قهر کردم [-( [-( [-( [-( [-( [-( من رو اسمم خیلی حساسم
      • هنر مند كه قهر نميكنه ياسر هم اسم قشنگيه بانو ياسمن من چون اقاي بهبهاني رو خيلي دوست دارم و اقاي قاسمي رو اينه كه شبها هم نوو خواب پسرمو ياسر صدا ميزنم :-))
      • اسم پسرتونو دوست دارین یاسر صدا کنین اشکال نداره اسم منو همون یاسمن صدا کنین یاسمن یاسمن یاسمن یاسمن یاسمن بازم یاسمن =(( =(( =(( =((
      • چشم ياسر جان سعي ميكنم :-))
      • خدایا من چکار کنم من یاسمنم به خدا یاسمنم :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-?
      • لایکمو پس می گیرمو [-( [-( [-( [-(
      • اقا نيما حرس ندين اين بچه رو گناه داره ;))
      • اقای قاسمی رو با دیگران مقایسه نفرمایید! ایشون خیییییییلی خاصن از همه جهت ;))
      • سپينوووود!! :-))
      • البته منظورم حرص بووود :"> :">
      • ببخشید که جسارتا واردشوخی های شما میشم ولی ایشون خیییییییلی خاصن از همه جهت ;)) یه حالت تمسخر داره که زیاد در شعن شما نیست.از کسی که بانو ناهید سلیمانی همیشه از علم و ادب و آگاهیش تعریف و تمجید میکنن من یه ذره بیشتر از این توقع دارم
  • نيما دمت گرم داش لايك تو روحت همه باس لايكت كنن هر كسي لايك نكرد نام او فاش كنيد چوب آنجاش كنيد چوب آنجاش كنيد!!!! . . . . . ( آستين) :-)) فداي داش
    • آقای نتاجی این چه مزخرفیه نوشتید مثلن اینجا محفل ادبیه شوخی هم حدی داره واقعن متاسفم براتون
      • بانو فريبا بنده شخصا از شما عذر ميخوام ايكاش شما هم از واژه مزخرف استفاده نميكرديد و شايد بهتر بود در خصوصي به ايشون تذكر ميداديد باز هم من از همه دوستان عذر خواهي ميكنم
    • درود محد عزيز شما هميشه لطف داري اما ايكاش از اين اصطلاح استفاده نميكردي كه دوستان دچار سو تفاهم نشن هرچند ميدونم نيت شما حمايت و مداح بوده اما در بعضي جاها بعضي مزاحهها يكم درست نيست البته اين اصطلاح چوب توو استين كردن فحش و ناسزا نيست به همين دليل تاريخچه اون رو مينويسم كه دوستان بدونن زمان قاجار یکی از انواع تنبیه خلاف کاران چوب درآستین کردن وی بوده است. ترتیب آن نیز چون این بود که دو دست محکوم را به شکل افقی نگاه می داشتند و سپس چوبی محکم و خم نشدنی را به موازات دستهای محکوم از یک آستین لباس او وارد کرده و از آستین دیگرش خارج می کردند. سپس مچ دست ها را با طنابی محکم به آن چوب می بستند تا محکوم دیگر نتواند دست هایش را به چپ و راست یا بالا و پایین حرکت دهد و یا آنها را خم کند. پس از آن، مدتی او را در جایی رو باز نگاه میداشتند تا پشه و مگس و دیگر حشرات مزاحم و چندش آور بر سر و صورتش بنشینندو او نتواند آن ها را از خود براند. دست های محکوم به دلیل بیحرکت ماندن پس از مدتی کرخت و بی حس می شد و هجوم و حملات پشه ها و مگس هابر سر و صورتش آن اندازه ناراحت کننده و چندش آور می گردید که دیری نمیگذشت که فریادش به آسمان بلند می شد و درخواست عفو و بخشش می کرد.
  • سلام جناب سکوت...صد آفرین و دست مریزاد.. =D> پرداختت ( ;)) )بسیار عالی و دلنشین و همینطور روون بود... =D> نقدی هم اگه باشه دوستان کماکان بهش اشاره کردن...من فقط میتونم بگم لایک....به امید بهترین ها :-) @};-
  • سلام آقای نیما @};- ترانتون بسیار زیباس پاینده باشید @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> لایک هم تقدیم تون
  • سلام نیمای عزیز... دوبند آخرش خیلی به دلم نشست لایک :-) @};-
    • درود بانو مرسده خدا رو شکر خدارو شکر خدارو شکر خدارو شکر شکر خدایا شکررررررررررررررررررررررررررر بالا خره برای اولین بار کار من رو پسندیدید و نگفتی برو طنز بگو :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) این لایکت به توان میرسه بانو @};- @};- @};- @};- @};- :-/ :-/ :-/ :-/
  • سلام زیبا بود بسیار تصویر سازی قشنگی داشتین لایک 7 .
  • سلام نیمایی :-) با این ترانه من وبردی به خاطرات دور خودم کار زمستونیه قشنگی بود. موفق باشی @};-
    • درود بانو مائده نميدونم چرا همه ياد قديما افتادن مگه ديگه برف نمياد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سپاس از حضورت
      • چییییرا!!!! خب برف که میاد ولی.... من هنوز روزای برفی میرم به کافه پیانو دوباره مثله همیشه عاشقی میکنم از نو
      • نه دیگه اقای سکوت! قدیما برف میومد تا کمر!الان کو دیگه؟! ;))
      • چرا بابا الانم مياد بذار يد زمستون بشه... مائده يه جوري ميگى قديما ادم فکر ميکنم يه مادر بزرگ داره حرف ميزنه ;))
      • منظورم خاطرات دوور بود
      • دقیقا 16 سال چیه که قدیم و جدید داشته باشه
      • بانو سپینود شمام سنت زیاده ها این برف تا کمر اخرین بار سال 33 اومده مگر اینکه قد شما زیر 130 باشه :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
      • ;)) ;)) ;)) والا من يادمه دهه 60 هم برف زياد ميومد ما قدمون كوتاه نبوده سنمون كم بود كلا 70 سانت بوديم برفم تا نوك بينيمون ميرسيد تهران و عرض ميكنم الان وقتي برف مياد تا شال و كلاه ميكنيم بريم برف بازي اب ميشه :-( :-( :-(
      • شما هم سنتون زیاده ها دهه 60 میشه همون سالهای 37 و 38 که گفتم بانو بله پدر بزرگم تعریف میکرد اون وقتها توو برف تونل میزدن میرفتن خونه همسایه ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;))
      • شما مثل اينكه هنوز سيكل نگرفتي دهه 60 ميشه سال 60 تا 69 ;))
      • ميلادي ميلادي ميلادي
      • من سنم زیاده شما که تاریخ و سانتشم یادته باید بگم زمان ما قدا هم حدودا 3الی4تایی میشد برفی میومدا! :-))
      • ببخشید اونقد بچه ام که دورترین خاطراتم مربوط به دوسه ساله اخیره! سعی میکنم سریعا بزرگ شم.
      • مائده جونی ناراحت نشو! ماها هم زیاد بزرگ نشدیم.ادما فکر میکنن بزرگ میشن! 16سال سن خیلی خوبیه واسه تجربه داشتن تو اگه تو زندگینامت نمیزدی سال تولدتو هیچکس فکرشم نمیکرد 16سالت باشه تازشم!اینا شوخیه گلم.خودتو چرا ناراحت میکنی اخه؟ به من قول بده هیچوقت بزرگ نشی شازده کوچولوی من.ادم بزرگا زیادم خوب نیستن! کتابشو حتما بخون بقیه هم بخونن ارزو میکنن هیچوقت بزرگ نشن.شایدم خونده باشید! من به نوبه ی خودم ازت معذرت میخوام مائده جان @};- @};- @};- @};- :-x
      • نه سپینود جون ناراحت نشدم خانومی :-) شازده کوچولوهم چارسال پیش خوندم قبل اینکه اینقد بچگیام دوور به نظر برسن :-))
  • وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای mr3000000000000000000000000 سلام نیما جان.با این ترانه منو چسبوندی به سقف. =D> خیلی خیلی خوب بود @};- فقط چند نکته که به ذهن من رسید - سردیه دونه های برف ترس روی حرفام میذاره (میدونی ارتباطی نتونستم بین سردیه دونه های برف و ترسیدن برقرار کنم.شاید اگه ویرایش شه مصرع دوم بهتر شه مثلا چون آخر ترانه میفهمییم که اینا همش حسرت خاطرات گذشتست میشه گفت "سردیه دونه های برف####داغی تو قلبم میذاره)البنه این جمله به عقل ناقص من رسید مطمئنم شما یه جملۀ خیلی بهتر میتونین جاش بذارین - ترانتون خوش وزنه ولی جسارتا به دلیل بد تایپ کردن بعضی وقتا روان خونده نمیشه مثلا "نشونه برف غمه" بشه نشونۀ یا "دست توویه دست گذاشتنو" بشه دس تویه دس گذاشتنو یا "عاشقای دو اتشه" بشه دو آتیشه - "سرخیه اسمون برام نشونه برف غمه سردیه دونه های اون اغاز فصل ماتمه" به نظر من چون تو بند اول یه بار سردیه دونه های برف اومده دوباره تکرار نشه بهتره و جایگزینی که به ذهن من میرسه اینه "سرخیه اسمون برام###نشونۀ برفِ غمه###که رویه موهام میشینه###که بی تو فصل ماتمه" ببخشید نیما جان که بخودم اجازه دادم به ترانه زیبای شما دست درازی کنم.اینو بذار به حساب احساس صمیمیت. - "خاطره های برفیمون میگذره از جلو چشام چه خاطرات گرمی بود از وقتی رفتی بی صدام" (به نظر من ارتباط خیلی قوی بین از وقتی رفتی بی صدام و خاطرات گرم وجود نداره واین ها برای جایگزین به ذهنه من میرسه " خاطره های برفیمون###میگذره از جلو چشام###گرمیه این حنجره باش###وقتی پُر از بغضه صدام" "یادش بخیر " حالا شده تکیه کلام ِ هرشبم خوابتو یک شب نبینم غصه میشینه روو لبم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> دیگه نه سرما و نه برف شوقی برا من نداره فقط یه واژه قشنگ توویِ ترانه ام میذاره =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> نیما جان واقعا لذت بردم از خوندنش و ببخشبد که جملات پیشنهادیم یه وصله ناجوریه برای ترانه زیبای شما.فقط چیزایی که به ذهنم رسیدو بی درنگ نوشتم برات.جسارت منو ببخش :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • درود جناب یارا و سپاس از نقد زیباتون یه توضیح کوچیک بدم خدمتتون تویه بند دوم و اول دوبار استفاده از سرخی اسمون و سردیه دونه عمدی بوده برای تاکید به ناراحت کننده بودن این خاطره در مورد ترس حق با شماست حتما ویرایش میکنم در خصوص اون بخش هم که فرمودین بین چشم و صدا ارتباطی نیست بازهم حق با شماست ولی جسارت پیشنهاد خود شما هم به صدا ختم میشد باید طرحی نو دراندازم خوشحالم که مورد پسندتون بوده و سپاس از اینکه ترانه من رو با دقت خوندید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • جناب یاران عذر میخوام در خصوص اشتباه نگارشی هم حق با شماست کاملا ویرایش کردم @};- @};- @};- @};-
  • سلام نیمای عزیز کار زیبایی بود....دوسش داشتم...حس خوبی داشت...آفرین... =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • دوستان عزیز چون توو ترانه از شعر زمستان زنده یاد اخوان ثالث اسم بردم شعر زیباشون رو هم میذارم که مناسبت داشته باشه سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است. کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم زچشم دوستان دور یا نزدیک مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای! منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم منم من سنگ تیپا خورده رنجور منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در بگشای دلتنگم حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگرگی نیست مرگی نیست صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین درختان اسکلت های بلور آجین زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهروماه . . زمستان است......
  • سلام نیما ،بهت تبریک می گم ، فصل زمستون فصل آغاز شکفتنته . زیبا نوشتی دوست من . همین روندو ادامه بده... چقد تصویر های خوب دیدم تو کارت ،از بند زیر به بعد کارت خیلی قشنگ شد تا آخرش ،آفرین . @};- تقدیمت رفیق ،دوس داشتم کارتو ساختن ِ ادم برفی و شالگردن ِ ابیه تو سُر خوردنت توو باغچه و قیافه ی شاکیه تو =D>
    • درود کاکو ما خیلی وقته پژمردیم کار ما از شکفتن گذشته در کنار بزرگانی مثه شما گاهی درس پس میدیم اخوی زمستون میام شیراز قسمت بشه میام از نزدیک زیارتت کنم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقا نیما همیشه صداقت و سادگی جزء لاینفک ترانه هاتونه وهمین هم باعث میشه به دل قشر خیلی وسیعی بشینه فقط فک کنم تو یه مصراع منظورتون «نشونه ی برف غمه » که اشتباه تایپی پیش اومده @};- @};- موفق باشید @};- @};-
  • سلام اقا نيما خيلي خوب از پسش بر اومدي منو ياد روزاي برفي انداختي @};- @};- @};- یاد همون روزهای خوب وداع توو تنگ غروب توو راهِ خونه – مدرسه کوچه های سمتِ جنوب وسوسه ی بوسیدنت دست توویه دست گذاشتنِت گلایه از اونایی که میگفتی دوست نداشتنِت =D> =D> @};-
  • درود نیما جان نیمه دوم کارت بهتر و روون تر و پر تصویر تر بود.هرچی به پایان رفت کار بهتر شد =D> تصویر قیافه شاکی تو رو دوست داشتم =D> =D> =D> شااادتر باشی رفیق @};-
  • ساختن ِ ادم برفی و شالگردن ِ ابیه تو سُر خوردنت توو باغچه و قیافه ی شاکیه تو نیما جان مثه همیشه عالی و احساسی لایک 3
  • خیلی قشنگ بود آقا نیما واقعا دستت درد نکنه منو حسابی برد به قدیما یادش بخیر افسوس که دوران جوانی طی شد ......... =D> @};- =D> @};- =D> @};-
  • سلام خيلى عاااالى بود اين ترانه يه حس خيلى خوب داشت مثه يه داستان قشنگ ميشد تصورش کرد @};- @};- البته يه حس خوب و تلخ @};- لايک هم تقديمتون
  • اول!(به افتخارم =D> =D> =D> :-)) ) ساختن ِ ادم برفی و شالگردن ِ ابیه تو سُر خوردنت توو باغچه و قیافه ی شاکیه تو یه جاهاییش ضعیف تر از کل ترانه بود خاطره های برفیمون میگذره از جلو چشام چه خاطرات گرمی بود از وقتی رفتی بی صدام مثلا بیت دوم زیاد به نظرم جالب نبود اما بعضی جاها خوب از پسش بر اومده بودید!در واقع بیشتر جاها :-) درضمن!اقای سکوت به اینی که الان نوشتم میگن نقد دیگه نگی نقد نکردیا ;)) @};- @};-
  • یعنی عالی بودااااااااااااااااااااااااااااااااااااا :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- صد تا لایک @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای سکوت بسیار زیبا منتها این قسمتو روان نتونستم بخونم فکر کنم باید ویرایش بشه وسوسه ی بوسیدنت دست توویه دست گذاشتنِت گلایه از اونایی که میگفتی دوست نداشتنِت لایک 1 تقدیمتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-