فال

یه چند وقتیه که تنهام
چه حالی داره تنهایی
دیگه تیک تاک این ساعت
نمیگه که تو اینجایی

یه چند وقتیه که تنهام
دیگه حالم پریشون نیست
دیگه رویا نمی بافم
خیالت اینجا مهمون نیست

حالا بارون که میباره
اصلا ً یادت نمی افتم
میرم تنها زیر بارون
با اون حالی که می گفتم

به جای دستای سردت
حالا یه چتره تو دستم
نه دیگه عاشقت میشم
نه دیگه عاشقت هستم

فقط گاهی به رسم عشق
یه فنجون قهوه مینوشم
بازم هستی توی فالم
صدات میپیچه تو گوشم
…نازنین باقری…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: