درخت

سلام.
اینبار خیلی سعی کردم از موضوعات عامیانه و کلیشه ای دوری کنم.

درخت

یه درخت خشک و سردم / تک و تنها تو بیابون
توی صحرا من اسیرم / منتظر واسه ی بارون

منو تاریکی رفیقیم / هی شبا گریه م میگیره
فکره غربت توی صحرا / از سرم آخه نمیره

تو شبای سوت و کورم / هر شبم ،که شب یلداس
پشت این پلکای خیسم / غصّه هام مثل معمّاس

من گاهی خورشید و دارم / که دساش گرما رو میده
کی مثِ من توی غربت / طعم تنهایی چشیده

من درختم خشک و خالی / خالی از مهر و محبّت
آسمون بارون نمیده / می کشم فریاد حسرت

نکته: در یکی از مصرع ها از تضمین استفاده کردم .

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

661
۸