وقتی یه زن نسبت به عشقش منزجر میشه…

امروز فهمیدم نمیشه دیگه کاریش کرد

وقتی یه زن نسبت به عشقش منزجر میشه..

میری هم آغوش کسی باشی که از فکرش

قرصام تو لیوان آبم منفجر میشه!!

ساکت رو که بستی بذار شالم رو بندازم

من تا یه جاهایی رو با تو هم قدم می شم

حتی اگه بت خیره می مونم خیالت تخت

من شریم که از سرت امروز کم می شم!

زیر همین برف زمستونی خلاصم کن!

جون میده واسه قتل این سرمای وامونده

اما بدون که واسه برگشت هیچ راهی نیست

تا رد پاهامونو حتا برف پوشونده!

واست چه فرقی می کنه بعد تو چی می شم

دنیامو توو دستات داری پس قیامت کن!

این نیمه کاره سر بریدن بدتر از مرگه!

بگذر خیالت رو از این دیوونه راحت کن!

این بهمنو آغوش کی آرامشت باشه؟!

کی واسه سردرد عروسک هات بی تابه؟!

اصلا چه فرقی می کنه چی میشه بعد از من..

وقتی جنازم بستْ زیرِ برف می خوابه!!

آیدین کفشگر

پ.ن: واگذار شده…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: