بی قید و شرط

این اتفاقی نیس ؛ هیچکی نمیدونه…
تب کرده روحم توو… بورانِ این خونه!
این اتفاقی نیس ؛ از وقتی که رفتی
تقویم چـ(ه)ــار فصلم ، رنگِ زمستونه!

تو نیستی روو لبهام ، لبخند ماسیده
شاخه گلِ مریم ، زرد و پلاسیده
جامونده از این عشق ، خاکستری از غم
ققنوسِ احساسم ، بدجوری ترسیده!

ردِّ نـبـودت روو… هر نقطه از قلبم
سنگین تر از تلِ … آوارِ شهرِ بـم!
برگرد و برگردون ، عشقو به این خونه
از شونه ی تردید ، پایین بیا کم کم

جای غرور این بار / به میدونِ قلبت / مردونه پرتم کن!
رو منطقِ این حکم / تسلیمِ آغوشِ / بی قید و شرطم کن

نیستی باغم همراه ، باغصه هم کاسم
جا پایِ تو موند روو… گلبرگِ احساسم
بی تو توو این خونه ، جایی واسه من نیس
این قصه بعد از تو ، غمگین شده واسم

تنها نرو برگرد ، عشقو بهونه کن
غرورتو یک بار ، جای دلم له کن
بارون شو و نم نم ، رو کن به احساسم
ناباوری هامو…با عشق مواجه کن

جای غرور این بار / به میدونِ قلبت / مردونه پرتم کن!
رو منطقِ این حکم / تسلیم آغوشِ / بی قید و شرطم کن…..

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

703
۶۵