ساربان کربلاء

کوفه محراب نبرد ، شب نشین مشعلی
جنگ ده روزه تمام ، با حسین ابن علی
***
می درخشد این دلیر ، دشمنانش تار ومار
یاد شمشیر و کویر ، نیزه ها در کار زار
***
برگ برگ این درخت ، کنده شد در جنگ سخت
بوی خون افشان شده ، لاله گون شد رنگ بخت
***
ساربان کربلاء ، جان و سر از تن جدا
حمله ور نوشیده کام ، این چه دردی ای خدا
***
راز هفتاد و دو تن ، می درخشد مثل ماه
مثل موج نیمه شب ، می کشد دل رو به راه
***
اسب و مشک و زندگی ، دور گشت از ره سوار
مثل طوفان مثل اشک ، حمله ور شد در مزار
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۳/۰۹/۱۳۹۳

از این نویسنده بیشتر بخوانید: