آخرین نگاه (بر باد رفته)

… با اینکه این ترانه رو اوایل سال گفتم اما یه جورایی ادامه ی ترانه ی قبلیمه…

من با یه کلیک ساده
دیدمت توو قابه تصویر
گره ای توو قلبامونه
یه چیزی شبیه زنجیر

من همش به یاد آوردم
قصه های تابه تارو
ببین آخرش چه خوبه
نگو تف به روزگارو

چقد حسرت داره این دل
روزایی که رفته برباد
بیا و غرور و بشکن
بسپرش به دسته جلاد

دیدم از چشمای آینه
آخرین نگاتو کردی
پلکای خزونه تو شد
شبیه یه برگه زردی

به خیالم که یه روزی
میگی تنهام نمیذاری
میگی باز هواتو کردم
میگی باز هوامو داری

حالا روزی روزگاری
منم و گریه و زاری
چی شده حتی دیگه تو
منو یادت نمیاری

نگو سرنوشت ما هم
شده قسمتش جدایی
دست نمی کشم ازت نه
تو به من بگو کجایی؟

۹۳/۱/۲۶

از این نویسنده بیشتر بخوانید: