سیو شیش سالگی

منم محکوم جرمی که نکردم
که عمرم بی تو تا اینجا رسیده
یه زندونی که تا اینجای عمرش
یه روز خوش از این دنیا ندیده

سیوشیش سالو بی تو حبس بودم
توو سلول بزرگ انفرادی
توو هر لحظه به فکر مرگ بودم
تو بودی که بهم امید دادی

سیوشیش ساله آزادی ندیدم
سیوشیش سال ازت محروم بودم
سیوشیش ساله یخ کرده وجودم
سیوشیش سالو ناآروم بودم

توو چشمای تو آزادی رو دیدم
چه خوبه با تو حالو روزگارم
توو آغوش تو آرامش گرفتم
کنارت زندگی رو دوست دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: