( قسم خوردم دیگه عاشق نباشم)

همونروزی که با دستای خالی /// بهم آرامش دنیا رو دادی
همون وقتی که گفتی بیتوبودن /// یه جور مرگه..تووحبس انفرادی!
میخواستم بی تفاوت باشم اما /// دلم.. این دل.. دله دیوونه نگذاشت
تموم قلبمو کردم به نامت ////که عاشق بودی و مرغت یه پا داشت!

چقد پرپر زدم نفرین شنیدم /// چقد هی گریه کردم پیش مامان
از آخر هم شعارم خودکشی بود /// که تا راضی به وصلت شد پدر جان

فقط روزای اول خوب بودی /// شبیهه چشمه ای پرمهر و جوشان
ولی حس عجیبی توو دلم بود /// مثه آرامش ما قبل طوفان!
گذشت اونروزها..دیدم که آروم /// داره عشقم برات کم رنگ میشه
خدا لعنت کنه اون آدمی رو /// که بی علت دلش از سنگ میشه!

واسه تو از همه دنیا گذشتم /// چه فایده..حاصلش این عقده ها شد
بگو.. شاید کمی آروم بگیرم /// چیکار کردم که شلوارت دو تا شد؟؟
خیانتهاات آخر.. زندگیمو /// گلای آرزومو.. داد بر باد
نه راهِ پس..نه راهِ پیش دارم /// خودم کردم که لعنت بر خودم باد!

داره وا میشه چشمام رو حقیقت /// برو.. دل از تو و عشقت بریدم
بهم گفتی که عاقل باش اما /// ببین.. دندون عقلم رو کشیدم!
میخوام برگردم از این راه بن بست ///میخوام اون آدم سابق نباشم
حماقت بسه..تا روز قیامت /// قسم خوردم دیگه عاشق نباشم!

یه روزی قدرمو میفهمی اما /// دیگه اونروز بی فایده ست..دیره
قبولش سخته اما چاره ای نیست /// آدم تنها میاد.. تنها میمیره!
برو دست از سرم بردار نامرد /// نگا کن.. پشت دستو داغ کردم
روو احساسم کشیدم خط باطل /// به هر چی عشقه استفراغ کردم!

1013
۵۳

  • سلام عباس جان هميشه از خوندن كارات لذت مي برم كارات واقعا پر از احساسه لايكي داداش
  • سلام... مممنونم استاد استفاده کردیم @};- @};- @};- =D>
  • عباس عزيز كار بسيار زيبايي بود یه روزی قدرمو میفهمی اما /// دیگه اونروز بی فایده ست..دیره قبولش سخته اما چاره ای نیست /// آدم تنها میاد.. تنها میمیره! خيلي زيبا تر بود اما با بيت آخرش كمي انتظار داشتم كارت قوي تر تموم شه پسند + @};- موفق باشي
  • درود عباس جان.روایت جالبی بود . =D> =D> کمی تصاویر بکر و خاص و مدرن با فضای روایی و ساده و داستانی کنار هم خوب ننشسته بود به نظرم و دچار دوگانگی تو فضا میشدم. :"> همیشه منتظر بهترینهات هستم. =D> شاد باشی دوست خوبم @};-
  • سلام آقای مقدم عزیز ببخشید دیر اومدم ندیده بودم ترانتونو @};- @};- @};- واقعا عالی بود @};- @};- @};- =D> =D> =D> موضوعشو خیلی دوست داشتم لایک @};- @};- @};- @};-
  • خدا لعنت کنه اون آدمی رو /// که بی علت دلش از سنگ میشه! عالی بود کارت @};- @};- @};- لایک
  • سلام عباس عزیز بسیار لذت بردم از کار زیباتون پیروز باشید @};- =D> =D> @};- لایک تقدیمتون
  • سلام آقای مقدم عزیز =(( @};- درود بر این قدرت شما در نوشتن کارهای روایتی ، من به شخصه این کارتونو از کارهای قبلیتون بیشتر می پسندم ، دیدگاهتون نسبت به این اتفاق ناپسند اما خیلی شایع رو به خوبی بیان کردید ، باعث شدید خیلی به این مسئله فک کنم ، چون انصافا ما پسرا (نمی گم همه و یا کلا آقایون منظورم پسرای کم سن و سالی مثل خودم و حتی به طور خاص منظورم خودمه و امیدوارم واسه آقایون محترم حمل بر بی ادبی نشه) تو این مسئله شلوار دوتا شدن خیلی تبحر پیدا کردیم ،مخصوصا این روزا و باعث تاسفه :-( امیدوارم ترانه شما باعث شه من به شخصه اگه خدا بهم فرصت زندگی سالهای آتی رو داد ، یا هیچ وقت وارد زندگی کسی نشم یا آدم خائنی نباشم . ببخشید پر حرفی کردم ،خیلی روم تاثیر گذاشت ترانتون .این شاخه @};- تقدیم گل وجودتون .
    • درود علیرضای عزیز سپاس از نظر لطفت @};- خوشحالم که تونستی ارتباط خوبی با کارم برقرار کنی و امیدوارم تونسته باشم حق مطلب رو در مورد بیوفائیها بیان کرده باشم سبز بمانی دوست خوب من @};- @};-
  • زیبا بود و واقعی @};- @};- @};-
  • سلام دوست من کاری بود پر از تلطیف استفاده از ضرب المثلای فارسی جالب بود
  • سلام. @};- این قدر برای من جذابیت داشت که طولانی بودن ترانه منو اذیت نکرد و تا انتهای ترانه با علاقه خوندم. فقط یه ذره در مورد داستان این ترانه اگه توضیح بدین ممنون میشم.خصوصاً در مورد این بیت "چقد پرپر زدم نفرین شنیدم /// چقد هی گریه کردم پیش مامان از آخر هم شعارم خودکشی بود /// که تا راضی به وصلت شد پدر جان"
    • درود دوست من راوی داستان دختریه که اول یه پسر بهش اظهار عشق میکنه و اون هم بخاطر مرد با همه میجنگه ولی بعد از ازدواج میبنه مرد زندگیش بهش خیانت میکنه..همین فک میکردم داستان خودش گویاس :-?
      • بله.کاملا گویا بود.فقط در مورد همون بیت یه ذره دچار تردید شدم. @};-
  • سلام عباس جان @};- زیبا و روون سرودید موفق باشی @};- @};- @};- =D>
  • سلام عباس عزیز کار خوبی بود تنها با قافیه ی آخری زیاد موافق نیستم @};- @};- @};- @};- لایک @};-
    • درود علیرضای نازنین ممنون از لطفت توی بند اخر قرار بود اوج نفرت راوی ترانه رو نشون بدم و خب مورد بهتری به ذهنم نرسید سپاس @};- @};- @};-
  • مثل هميشه محشر بود گذشت اونروزها..دیدم که آروم /// داره عشقم برات کم رنگ میشه خدا لعنت کنه اون آدمی رو /// که بی علت دلش از سنگ میشه! لايك استاد هشتميش تقديم شما @};-
  • سلام ..بسیار زیبا مثل همیشه ..پرگفتگو و پرنکته. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D>
    • درود ازاده بانوی همیشه مهربان و پر تلاش ممنون از حضور پر مهرتون و باز هم از همینجا بهتون خسته نباشید میگم بابت زحماتی که توی اکادمی میکشید و براتون بهترینها رو ارزو میکنم دوست خوب من @};- @};- @};- @};-
  • ترانه خوبی بود آقای مقدم. باید از کارهای جدیدتون باشه. درسته؟ @};- @};- @};-
  • خیلی زیبا بود لذت بردم .خیلی هنرمندین با اینکه یه موضوع ساده رو انتخاب کردین ولی هنرمندانه نوشتین.خیلی دوسش داشتم مرسی =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • اووه، چه قافیه های بیستی =D> تنها یه کلمه و قافیه نبودند، کلی حرف و معنی تووش هست. روایت کار هم پله پله و منطقی پیش رفت از شوق خواستن تا پشیمانی و نفرت خیلی خوب بود. پسندیدم. =D> @};-
  • سلام آقا عباس از ترانتون واقعاً خوشم اومد و دوسش داشتم ولی با اون دوتا کلمه (شلوار و استفراغ) صد در صد مخالفم این مصرع «آدم تنها میاد.. تنها میمیره!» رو این طور« آدم تنها میاد..تنهایی می ره!» بیشتر می پسندم البته با عرض پوزش @};- @};- موفق باشید @};- @};-
  • یعنی حال کردم با این ترانه @};- @};- @};- @};- @};- لایک @};- @};- @};-
  • یه روزی قدرمو میفهمی اما /// دیگه اونروز بی فایده ست..دیره قبولش سخته اما چاره ای نیست /// آدم تنها میاد.. تنها میمیره! برو دست از سرم بردار نامرد /// نگا کن.. پشت دستو داغ کردم روو احساسم کشیدم خط باطل /// به هر چی عشقه استفراغ کردم! درود استاد عزيز زيبا بود مثه هميشه لايك ميگم شلوار خوب ديدي واسه منم بگير :-))
  • سلام آقای مقدم با اینکه ترانتون طولانی بود به نظرم هر خطش زیبائی خودش رو داشت و واقعا از خوندنش لذت بردم ولی از این مصرع خوشم نیومد و اینم فقط برای اینکه اگه این ترانه بخواد اجرا بشه این مصرع شاید توش قشنگ نباشه " چیکار کردم که شلوارت دو تا شد؟؟" البته جسارتمو به بزرگی خودتون ببخشید لایک 3 تقدیمتون @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • درود نسترن عزیز کارهای اجتماعی وقتی قراره قصه ای رو روایت کنه بناچار کمی طولانی تر از ترانه های عادی میشهو معمولا هم کمتر به درد اجرا میخوره هر چند بنظر من لازمه ی رسالت ترانه حتما قابلیت اجرای اون نیست در مورد شلوار هم به سلیقه ت احترام میذارم هر چند خودم اون قسمت رو دوس دارم و اصلا کلید شروع این کار از همین جمله استارت خورد سبز بمانی دوست من @};-
  • سلام موفق باشید ترانتون طولانی بود همشو نخوندم ولی بیت تشبیهات و تصاویر خوبی نساختید.من با استفاده از هر کلمه ای در ترانه مخالفم
  • خوب بود اما با کارای قبلیتون فرق داشت.تغییر سبک دادین؟ :-? @};- @};-
    • تغییر سبک؟؟ نه...بیشتر کارای اجتماعی من توی همین فضاس نگاه واقعی و به دور از کلیشه و البته کمی روو و قابل لمس برای همه البته سعیمو میکنم که اینجوری باشه ممنون @};-
      • به هر حال زیبا بود
      • راستی بیت اخر یذره بیش از حد رک نیست؟
      • ممنون دوست من در مورد سوالت ببین این برمیگرده به نوع سلیقه و تفکر سراینده فک میکنم قبلا هم نظرمو بهت گفتم من ترجیح میدم توی کارای اجتماعی که قراره از دردها و رنجهایمردم یا جامعه گفته بشه کمتر از تعابیر و تشبیهات استفاده کنم و به قول شما روو باشم :-S
      • نه نه منظورم واژه ی استفراغ بود شما هم خوب همه چی یادت میمونه ها! ;))
      • برام جالبه من قبلا هم از کلمه ی استفراغ استفاده کرده بودم: دوس دارم دفترم رو پاره کنم /// یا که بندازمش میون اجاق شعر سوزی چه حال خوبی داره /// مثل اون حسه بعده استفراغ (ترانه ی : شاعری که گلادیاتور شد) اما اونجا دوستان اصلا روش زوم نکردن به هر حال به نظر همهی دوستان و همچنینی شما احترام میذارم @};-
      • عباس عزیز این بند رو که الان آوردی بسیار زیبا بود و استفراغ رابطه قوی باکل بند داشت و بیرون نبود ولی تو کاره اخیر دوگانگی فضا در الفاظ(مدرن-روایی) شاید تعابییری مثه استفراغ رو کمی بولد نشون بده @};-
  • با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما آقای مقدم . کار بسیار زیبایی بود ... پر از نکته ها بود برای یادگرفتن ! @};- @};-