قلب شیشه ای ۱

یه قلب شیشه ای مونده
درونِ سینه ی سنگم

تو هر وقت بَد کنی با من
بازم با تو نمی جنگم

تو قهری با نگاهِ من
منم غرقِ یه تشویشم

منو قعرِ زمان ننداز
که از عشقِ تو شاکی شم

یه قلب شیشه ای دارم
به قلبِ سنگِ تو خورده

ببخش سنگینِ این حرفام
شکست قلبِ تَرَک خورده

……………………………..

بُرید دستِ تورو قلبم
عجب کارِ بدی کردم

یه قلبِ شیشه ای بود که
شکست با ضربه ی سنگم

داری می ری ازین خونه
چِکید از دستِ تو خونت

می خوام راهو بِبندم باز
ولی از لَب گذشت جونت

می خوام ساده بشه حرفام
فضا بدجوری سنگینه

یه قلب شیشه ای مونده
که از خونِ تو رنگینِ

…………………………………

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

527
۲۲