خاکستری

نگا کن چطور روح تنهای من

تو دلواپسی ها شده بستری

از اون ساعتی که تو رفتی روزام

چه جوری گرفت رنگ خاکستری

قرار بود که عادت به موندن کنیم

قرار بود دچار تن هم بشیم

از اون شب که جا موندم از خواب تو

هنوز حال چشمام وخیمه وخیم!

چقد ساکت از خنده هام کم شدی

چقد دوره از من “یه بار دیدنت”

دلم تنگه بازم واسه گم شدن

لای عطر وحشی ِ رو پیرهنت

سکوت و جنون و شب و دیر وقت

تب تند عشقت رو یاد آوره

دیگه اختیار شب و روز من

توی دستای قرص خواب آوره

صدات می زنم اسم تو گم می شه

تو خوابی که آغشته ی لکنته

بدون تو تعبیر این زندگی

یه کابوس خالیه پر وحشته

چقد ساکت از خنده هام کم شدی

چقد دوره از من “یه بار دیدنت”

دلم تنگه بازم واسه گم شدن

لای عطر وحشی رو پیرهنت

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: