طنز اکادمی ٢

درود به همه دوستان دو هفته غم انگیز رو پشت سر گذاشتیم بیشتر ترانه ها حزن انگیز بود برای عوض شدن فضا طنز دیگه ای سرودم البته دلیل دیگه ای هم داشت و اون اینکه ترانه های من خیلی طرفدار نداره و به زور لایک و کامنت میگیرم
مجبور شدم اعتراض خودم رو به گوش رده های بالای مدیریت برسونم من بعد اگر تعداد کامنت ها و لایک ها از متوسط کامنتها و لایکهای هفته کمتر باشه یک طنز میگم برای اینکه بدونید این یک هشدار جدیه از بانو ربانی شروع کردم که حساب دست بقیه اعضا بیاد همچنین به مناسبت پیروزی قرمزها برای شادی دل محزون استقلالیها این طنز رو تقدیم میکنم قرمز بمانیدابی ها
( با تشکر از سعه صدر و بزرگواری بانو ربانی همین جا بابت جسارتهام عذر خواهی میکنم و تشکر بابت اجازه نشر )

طنز اکادمی ٢

دمت گرمو سرت خوش باد بانو
تو صبرم رو دراوردی به زانو
چنان کردی تو با این مرد محبوب
که با سر من فتادم در ته جوب
خدایی تو کلا انصاف داری؟
توو کامنتات عدالت هم میذاری؟
بابا کلی بهت عزت گذاشتم
برات شعرای با لذت گذاشتم
چقدر رونق دادم بازار سایتت
شدم اول تووی امار سایتت
چقدر لبخند اوردم روی لبها
به حرف اورده ام من مردتنها
به جای تقدیر و تشویق بنده
شده شعرام برات اسباب خنده؟
…………
خدا مرگم بده سلام یادم رفت
از اون بدتر خدا از باورم رفت
خدا جونم ببخش این اشتباهم
غلط کردم اینا کردن تباهم
به نام تو که هستی هست به نامت
کرامت ،عشق و مهر هست در کلامت
سلام بانو ربانی با ارادت
امیدوارم که باشی در سلامت
دماغت چاقه سایتت روبه راهه؟
هنوزم رنگ چارچوقت سیاهه؟
همه میگن تو خیلی با سوادی
توو کامنتات یه وقت سوتی ندادی؟
راسته میگن ترانه می فروشی؟
شنیدم تووی بازارْ گلفروشی
میگفتن که یه وقتی طنز سرودی
همون "گل پونه ای "که گفته بودی؟
اخه اون طنز بود جان برادر؟
نمایشنامه گفتی یا که خواهر؟
هنوز حس " اوازه خون" رو داری؟
چقدر تووی شعرات نقطه میذاری؟
میگم جا خالیه باید پٰرش کرد؟
مثه ماشین بهزاد پنچرش کرد؟
عجب سایتی درست کردی خدایی
شده بازار مهر و اشنایی
خدا خیرت بده بیکار زیاد بود
گذاشتیمون سر کار انی و زود
ازت دارم حسابی رنج و شکوه
زدم از عدل و انصاف تو سکته
کامنتات که برا افراد خاصه
تازه لایک دادناتم ناشناسه
شنیدی که میگن گاوت زاییده؟
یه وقتایی میگن بختت خوابیده؟
دو تا دو تا زاییده گاو ذوقم
خیلی سنگین خوابیده بخت شوقم
شدی مادر برای خیل ِ مستی
برا شعرای من زن بابا هستی
میگم راستِ میگن سانسورچی هستی؟
کجای مرکز فیلتر نشستی ؟
کلا شعرای من رو تو میخونی؟
از احوال دلم چیزی میدونی؟
یه بار شد که بییای پای ترانه ام؟
بخونی تعبیرای عاشقانه ام؟
خداییش شعر کوثر خوبه یا من؟
توو کامنتاش همش کَل کرده با من
فقط شعر میگه از مرد خیالی
ترانه گفته از مرد سیگاری
اخه این شعره؟ این هم یک ترانه اس؟
بینم تعبیر سیگار عارفانه اس؟
اخه اینا چیه اینا که شعر نیست
توو کامنتات منو بردی ته لیست
ببین شعرای من چقدر قشنگه
ندیدی وزن اون خیلی میلنگه؟
به قول نسترن فریاد باید کرد
از این رفتار تو بیداد باید کرد
میگم کلا خبر از سایت داری
یا که میای فقط کامنت میذاری
شنیدی آق مقدم قهر کرده؟
منو اواره ی این شهر کرده؟
وداع کرده توو اوج عشق لیلی
مثه فوتبالیستهای تیم ملی
بذار واست بگم از حال و اوضاع
بگم از ادما چند بیت و مصراع
نسیم چند وقتیه با بچه ها نیست
توو کامنتا دیگه مهر و وفا نیست
میگن کاربریشو مسدود کردی
یه سیگار توو شکنجه اش دود کردی
همینه که میگن سانسورچی هستی
سر راهه شعر نابم نشستی
یکیشون هست میگن اینجا وکیله
خودش میگفت که خیلی زن ذلیله
با شال گردن توو گرما عکس گرفته
یکی میگفت کلا دادگاه نرفته
یکیشون گم شده عشقش توو کافه
یه شب بازداشت بوده با یک ملافه
زده توو کار ویزا و روادید
میگفت که شعر فروشی ب(ه)م نچسبید
یکیشون که یه مدت قهر بوده
تووی یک کافه ی توو شهر بوده
میگن سنش کمه پاسپورت نداره
یاسر میخواد براش ویزا دراره
یکیشون توو محل کفتر فروشه
قافیه توو ترانه اش در خروشه
محله با محاله قافیه اش بود
تذکر بش دادن اما نداشت سود
یکیشون ماشینش قالپاق داره
تصادفهاش صدای پاق داره
یکیشونم سکوتش رو شکسته
برامون شرح عشقش رو نوشته
میگن دپرس شده حالش خرابه
کنار رودخونه پاهاش توو ابه
یه چندتاشون زدن توو خط کشتن
یه بالش تووی دستاشون گذاشتن
یکیشون عاشق شمر نگاشه
به زور میخواد نذاره اون جداشه
یکیشون با کراوات عکس گذاشته
تووی عکسها یکی پیرهن نداشته
یکی عکس زمینه اش نصفه نیمه اس
میگفتن کارشناس بانک و بیمه اس
یکیشون روو تراکتور شعر میخونه
یکی با بند تنبون نقد میجوره
یکیشون معنی اسمش دوگا نه اس
نفهمیدیم زنه ، مرده بیگانه اس
یکی هست با نوه اش هی لایک میگیرن
میگن مَردا توو چنگالش اسیرن
شنیدم بچه هاشَم سیکل گرفتن
از فامیلها کلی تبریک شنفتن
خودش میگه یکیش نوزده گرفته
شنیدم رد شده ، مرسده گفته
شنیدی با معین همکاری کردن
توو امریکا براش شبکاری کردن
میدونستی توو این اوضاع خونه
تووی سایتت پر از اوازه خونه
یکی گیتار یکی تنبور یکی تار
نوازنده و خواننده هس بسیار
همه جور ادمی اینجا میبینی
مراقب باش یه وقت تنها نشینی
سر اخر ب(ه)ت میگم ماجور باشی
نبینم که یه وقت رنجور باشی
بانو جان سایت تو شهره فرنگه
خدایی طنزای نیما قشنگه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • منم از این فرصت استفاده میکنم و خسته نباشید میگم خدمت بانو ربانی عزیز @};- @};- @};- @};- آقای سکوت امیدوارم هیچ وقت جدی جدی خدا از باورتون نره :-) ممنون به خاطر پیشنهاد خوندن طنز 2 جای ترانه های طنز اینجا خالی بود =D> موفق و پیروز باشین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خیلی خوب بود آفررررین. ;)) ;)) @};- در ضمن قرمزته @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • =D> =D> البته که طنزای نیما قشنگه :-)) @};- ماجور باشی برادر
  • اقا یه نفر پیدا نمیشه در مورد این آقا نیما شعر بگه اینطور که پیش میره داره همه رو از دم تیغ می گذرونه ها از ما گفتن بود!
  • خیلی خوبه اگه بتونی بدون اینکه اسمی از اشخاص ببرید و اشاره مستقیم بکنید شاخصه ها و عادات اون فرد رو در قالب طنز و کنایه بیان کنید، تا برای مخاطبین ایجاد سوال بشه. یکی دوجا خوب کار کردید، اما بقیه جاها همش روو بود ، همش اشاره مستقیم بود خیلی توی اشاره مستقیم نمیشه ردپایی از کار طنز هنری و ارزشمند پیدا کرد. موفق باشید. @};- :-)
    • سپاس جناب شريفي از راهنماييتون
    • کاملا موافقم با نظر آقای شریفی اگه در کارتون اشاره کنین به موردی که می خواین بگین و اسم شخص رو نگین خیلی جالب تر میشه و همه فکر می کنن که مثلا آقای سکوت منظورشون کی بود یعنی مثلا تو این بند یا بیت نکنه منظورش من بودم و این واقعا جالبه و یه کار پر ارزش محسوب میشه ببخشید که مداخله کردم چون برام خیلی جالب بود فرمایش آقای شریفی خواستم منم نظرمو گفته باشم عذر خواهی می کنم از جناب آقای سکوت و جناب آقای شریفی
  • @};- @};- @};- =D> =D> لایک
  • با سلام خدمت شما همه دوستان و اساتید گرامی.جسارتا من یادم نمیاد که کسی رو تخریب کرده باشم.احساس میکنم که هیچ کدام از شما دوستان کامنت من رو کامل نخوندید.من در کامنتم از آقای سکوت تمجید کردم و تبریک گفتم بهشون این احساس زیباشونو.چطور فقط بخش انتقادی من رو مطالعه کردید؟در جای دیگه به خانم پهلوانی عرض کردم که این ها عاید شخصی بنده هست و گفتم که حق رو به جمع میسپارم.این موضوع موضوع شخصی نبوده که بخواد در خصوصی بیان بشه.و صرفا مخاطب من جناب سکوت نبوده.من بارها به استعداد طنز ایشون تاکید کردم و حتی در طنز قبلی کل یتشکر کردم از این که روحیه ام رو در عمق ناراحتی هام شاد کردن.شما دوستان کجای این موضوع و مطالب بنده رو خوندید که اینجور دچار سوتفاهم شده؟چه کسی با صمیمیت در آکادمی مخالفه؟کی با طنز مخالفت کرده؟مقداری عمیق تر کامنت های من رو مطالعه بفرمایید.چه کسی به مدیریت سایت خرده گرفته؟کدورت و بحث چیه؟من با مکسی بحث یادم نمیاد کرده باشم.اگر صرفا هدف شما اینه که چرا در اینجا این موضوع مطرح شد برای اینه که این شعر جایی هست که همه بهش سر میزنند.برای همه محبوب هست.مقصود من چیز دیگره. وقتی هم باعث ایجاد سوتفاهم شدم و دیدم که نتونستم هدف و مقصود خودم رو برسونم عذرخواهی کردم و گفتم مه احتمالا عقاید و افکار من غلط بوده و پذیرفتم و گفتم که حق رو ب شما دوستان میدم و عقب نشینی کردم از انتقاد خودم به جو کامنت ها در برخی مواقع.برای گسترش پیدا نکردن این سوتفاهم و خدای نکرده خراب نشدن افکار همون دیشب گفتم که بهتره دیگه ادامه داده نشه که این سوتفاهم بیشتر نشه.چرا شما دوستان دامن زدید؟من عقیده ام رو گفتم و وقتی دو سه تا از دوستان راهنماییم کردن پذیرفتم که حتما مشکل از دیدگاه من بوده و عذر خواهی کردم.تموم شد و رفت .پس برای چی انقدر دوستان ادامه دادید یک موضوع رو؟ بله بنده مسائلی رو در اینجا دیدم که برای آزار دهنده بود که در فضای زیبا و صمیمی آکادمی اتفاق ناخوشایندی بیوفته.برام قابل هضم نبود و ناخواسته به صورت درد دل پای کار آقای سکوت بیان کردم و به در گفتم که دیوار بشنوه. اینجا سوتفاهم اتفاق افتاده و دلیلش هم صحبت های احساسی من در مورد فضای آکادمی بوده.بنده از همه عذر میخوام و دست همه رو میبوسم. @};- @};- @};- @};- اما دلخورم که بدون دلیل و بدون مطالعه ی کامنت ها احساسی تر از من نظر هاتون رو گفتید.دلگیرم که بعد از اتمام سوتفاهم ها دوباره شروع کردید. اگر نگران این صمیمیت ناب و نگران چنین فضای بی نظیری که تنها جای ایمن برای ترانه سراهاست نبودم هرگز لب به سخن باز نمیکردم. متاسفم که اونقدر توانایی سخن نداشتم که بتونم مقصود حرفام رو درست برسونم و باعث ایجاد این همه دلخوری و به چالش کشیدن ذهن شما و بزرگان خودم شدم.عذر میخوام. جناب سکوت من خدمت شما و صفای وجود شما ارادت دارم .بنده فکرمیکردم عقیده و نظرم نهایتا دو تا کامنت باشه و تموم بشه.بیشتر هم جنبه ی مشورتی داشت و هرگز نه قصد تخریب داشتم نه تشویش.پیش بینی نکرده بودم که قراره با حضور دوستان این مطلب انقدر گسترده و مبهم بشه. اما دوستان گرامی من میرنجم که در اینجا در این فضای ساده و صمیمی کسی از کسی برنجه.کسی باعث شب گریه های کسی بشه.در گذشته هم در این سایت صمیمیت بود اما جنسش با الان متفاوت بوده.کاش میشد اندکی اتفاقات درد آور رو هم بیان کرد.بگذریم.بنده تسلیم شما عزیزانم.بابت علت بحث بودنم هم شرمنده ام.عذر تقصیر الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    • بله بنده مسائلی رو در اینجا دیدم که برای آزار دهنده بود که در فضای زیبا و صمیمی آکادمی اتفاق ناخوشایندی بیوفته.برام قابل هضم نبود و ناخواسته به صورت درد دل پای کار آقای سکوت بیان کردم و به در گفتم که دیوار بشنوه.(منظورم در آکادمی هست نه طنز آقای سکوت)
      • مرتضي عزيز و مهربان و دلنازك اگر به شخصه من باعث دلشكستنت شدم عذر ميخوام اتفاقا جيارتا باز هم دچار ييك بدبيني شدي بحث ديشب خيلي هم خوب بود برادر بازهم ميگم نيمه پر ليوان رو نگاه كن در كامنت تمام دوستان يك نكته مشترك وجد داشت كه همه ما دوست نداريم كه فضاي اكادمي الوده بشه و همه ما دوست داريم با هم دوست باشيم هيچكس شمارو محكوم نكرد بلكه همه از شما خواستن كمك كنيم فضا بد نشه اقاي سرمديان خيلي نكته جالبي اشاره كردن كه برام مهم بود و فرمودن اين طنز يك خاطره شد مرتضي عزيز خودت ميدوني كه برام خيلي ارزسمندي در پاي طنز يك و دو دوستاني اومدن كه براي اولين بار بود پاي ترانه من نقد ميذاشتن اين خيلي ارزسمنده كه من تونيتم نظر اونهارو جلب كنم اما در كامنتي كه براي جناب سرمديان گذاشتم هم اشاره كردم اين كار من سنت شكنيه و نبايد اپيدمي بشه حق با شماست توو بعضي كامنتها يه وقتايي فضا غير اكادميك ميشه كه به نظرم اونجا هم ميشه مديريتش كرد مرتضي عزيز حالا سر گلايه رو باز كردي بگم من هم ديشب رو با غصه خوابيدم دليلش رو خصوصي خدمتت عرض ميكنم دوستت دارم و برادر من هستي
      • سلام مرتضی جان ، ما همه دوست داریم ، به خدا خیلی واسمون محترمی . اینم یه @};- دیگه خدمت شما . خدا کنه من باعث نشده باشم ناراحت شی ، تو کامنت قبلی هم عرض کردم که واسه خاطر عقاید خودم پیام دادم ، نه خدای نکرده مقصر کردن کسی و دفاع از شخص خاصی .به هر حال من که هنوزم منتظرت هستم پای ترانه هام بیای ، باور کن همیشه وقتی نظر میدی کلی به حرفات توجه می کنم و همیشه هم از نقد های سازندت لذت می برم . خلاصه کاکو من خیلی می خوامت . :-) @};-
      • سلام برادر.ما سینه ز دوست نمیخراشیم.
      • همه دیدگاه شما رو کامل خوندن اما همه اون چیزی که شما میخواستید بگید رو برداشت نکردن اقای تلیکانی من ازتون معذرت میخوام که با دخالتم بحث شما و اقای سکوت همگانی شد بار اولمم نیست که میپرم وسط حرف بزرگترا :-) و البته که اخرین بار هم نخواهد بود چون از بچگی همیشه کفشامو چند سایز بزرگتر میخریدم.چند سایز! :-) اما اینکه عزیزانمون تو این محیط چکار میکنن و اخرش به کجا خواهد رسید به ما مربوط نیست ما هدفمون فقط و فقط یادگیریه.شعر گفتنه.نقد شدنه ادما خیلی باهم فرق دارن اقای تلیکانی یکی مثل اقای سکوت با تمام این سوتفاهمات بازهم ارومه و نگران رفاقتش با شماست و سعی داره قیل و قالو بخوابونه یکی دیگه میاد به نقد دوستانه و دلسوزانه ی شما تو برخورد اول میگه نقد بندتنبونی!! یکی میاد اینجا چیز یاد بگیره و بزرگ بشه.شاعر بشه یکی دیگه هم قصد وهدفش از اومدن چیز دیگریست اقای تلیکانی اگه قراره دردی رو درمون کنید.چیزیو به کسی یاد بدید و محیطی رو از فساد نجات بدید خیابونای شهرتون رو در اولویت قرار بدید.محیط مجازی هرچه میکشه از اون بیرون بهش تحمیل میشه نه خندیدن من به روی عزیزی.نه شوخی با سن وسال و اسم و ترانه و قیافه ی کسی و نه "تو" گفتن به غریبه ای!مسبب و عامل اصلی هیچ ناهنجاری ای نبوده مشکل از بالاخونه ی بعضی ادماست کلمات گناهی ندارن اگر از همون ابتدا خندیدن و شاد بودن و صمیمیت مردونه زنونه نمیشد شاید حال و روز بهتری داشتیم پرنده ای که رهاست یاد میگیره چطور هوای خودشو داشته باشه اما پرنده های قفسی همیشه تو سری خور و قربانین و وای به روزی که در قفس باز بشه... قصد ادامه دادن و دامن زدن نداشتم امیدوارم نیتمو تو واژه هام پیدا کنید قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض ببخشید اگه خاطرتون رو رنجوندم
      • سلام سلامت باشید.من باید عذر خواهی کنم.
  • ما به ذاته سکوت کرده ایم در جمع کمال ای امین برعکس(نیما)که نام جعلی ات سکوت شده است ما ز سکوتِ ترانه ها اوج گرفته ایم و تو از چه طبعت سمت طنز راهیِ سقوط شده است؟ دیریست که شهر مجازی ما ،جای ترانه بوده و بس حال جای خنده و بازی و مقاصد شوت شده است نشنیده ای که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد؟ از کی محل احداث سد،کویر لوت شده است؟ تاملی شگرف و نگاهی عمیق میخواهد و بس که این فضا گاه عوض و فقط جای سکوت شده است کمی با یاسر قصه های تو من موافقم زیرا کامنت ها رنگ فیس بوک و عالم هپروت شده است سلام جناب سکوت موفق باشید.استعداد خوبی دارید برادر در طنز.اما این سایت محل ترانست.بهتره که مقداری ایت جو حفظ بشه.چه از لحاظ کامنت ها و ارتباطات.چه از لحاظ نوع شعر.اینجا شبکه ی اجتماعی نسیت.از انتقادم عذر میخوام.
    • درود مرتضي عزيز و دوست داشتني اگر طنز من اين منظور رو در ذهن شما يا ساير دوستان ايجاد كرده كه بنده قصد تمسخر ويا خداي نخواسته پايين اوردن سطح اكادمي نشداشته ام از شما هم عذر ميخوام اگر جسارتي به شما شده است هميشه گفتم و ايمان دارم كه در فضاي صميمي و دوستانه اموزش بازدهي بيشتري داره نميدانم چرا انقدر شما جنبه منفي كار رو در نظر گرفتيد و نيمه پر ليوان رو نديديد كه لبخند بر لب خيليها اومد و اين بهترين پاداش براي منه سوالي دارم از شما ايا شما وقتي دانشگاه ميرفتيد فقط سر كلاس ميرفتيد و با دوستان گپ و گفت و شوخي نداشتيد ايا سر كلاس اساتيد شما براي رفع خستگي لطيفه تعريف نميكردن در پادگان نظامي هم وقتي استراحت ميدهند همه شوخي شادي ميكنن هرچند اين نظر شمارو قبول دارم كه حد و حدود رعايت شود شما استاد بنده هستيد و خوب ميدانيد كه بين هجو و هزل و طنز فاصله است من با وسواس خاص از واژه ها استفاده كردم و هر جا احساس كردم ممكنه سو تفاهم پيش بياد از دوستان اجازه گرفتم چشم دوست عزيز قطعا اين روند رو تكرار نميكنم كه خاطر شما و ساير دوستان مكدر نشود اگه بازهم جسارتي به شما كردم بازهم عذر ميخوام
      • سلام مجدد.شما نه ب بنده جسارتی کردید و نه بنده منظور و مقصود شعر شمارو اشتباه گرفتم.اتفاقا برعکس.شما منظور منو بد گرفتید.هرچند من سیکل دارم ولی در دانشگاه هم شوخی میشد.بنده منظورم اینه که اتمسفر این سایت متفاوت با سایت های اجتماعیه.روند و محتوای کامنت ها.ارتباطات به سمت درستی در حال پیش روی نیست.ترانه ی شما بی اندازه لذت بخش بوده و هست و بنده تحسین کردم حس زیبای شمارو.اگر در یک شب شعر بود بنده بلند میشدم و تشویقتون میکردم.اما ببینید برادر جان من یک بار در این سایت ترانه ی سنتی گذاشتم از مدیریت پیام دادن که چون سبک سنتی به شعر کلاسیک نزدیکه دیگه توی این سایت قرار ندید.میخوام بگم که فضای این سایت به این اندازه مهم و حساسه.بعضی چیزها جاش اینجا نیست.برخی کامنت ها آزار دهندست.فضای دوستی فرق داره تا فضا تبدیل به یک شبکه اجتماعی بشه.جسارت نشه ولی شما و برخی دوستان خیلی ساده هویت، درد دل، نیازها، ارتباطات، و خصوصیات زندگی شخصی افراد رو علنی میکنید.به سبک شبکه ی اجتماعی اینجا نباید برخورد بشه.من رک هستم و گاهی هم تخس.و برادرانه حرف هامو میزنم.از سر دوستی.امیدوارم منظورم رو رسونده باشم.
      • مرتضي عزيز كاملا حق با شماست و همه ما بايد فضا رو خداي نخواسته از حالت اكادمي خارج نكنيم من احساس ميكردم با اين كار ميتونم گامي در جهت صميمي تر شدن فضا بردارم مديريت سايت هم به من لطف كردند و ازشون يپاسگزارم اينكه شما انقدر تعصب براي اين محيط داره قابل تحسينه و من هم سعي ميكنم كامنتها و نظراتم رو اكادميك كنم سپاس از تذكر به موقعت رفيق
      • دکتر دانشمند میگه دوست اونیه که آدم رو بگریونه،بگه،دشمن اونیه که میگه میخواستم بگم.شاید با گفتن این حرفها بین دوستان محبوبیتی نداشته باشم.اما وظیفمه گر چیزی احساس کردم به نفع بقیه است بگم.عذر تقصیر.راستی من سیکل دارم دانشگاه نرفتم :-S
      • راستی شعرم چطور بود؟
      • آقای تلیکانی شما هیچ وقت محبوبیتتونو از دست نمیدید شما همیشه در نهایت ادب و احترام حرف زدید نه کسیو رنجوندید نه هیچی @};- @};- همیشه هم بزرگوارید و عزیز
      • شما براي من همون دكتر دانشكنديد اينو از صميم قلب ميگم و نظراتت برام مهمه برادر
      • شعرت عالي بود رفيق فقط اون اسم جعليشو نپسنديدم حقيقتش اين اسم جعلي نيست معذوريت دارم برادر خصوصي خودم رو خدمتتون معرفي ميكنم كه خيال بد نكنيد مرتضي عزيز در طنز قبلي براي بانو مهشاد نوشتم بازهم مينويسم و توجه شمارو به كامنتي كه همين جا براي اقاي سرمديان و ادريس زاده نوشتم دعوت ميكنم خنده را معنا ز سرمستي نكن انكه ميخندد غمش بي اامتهاست
      • سلام آقای تلیکانی عزیز ببخشید اگر من باز توی این بحثا وارد شدم البته من خیلی کوچیکتر از این حرفام که بخوام نظری بدم در جمع بزرگتر ها اما از دید من اینجا شباهتی به فیس بوک و کامنت بازی های اونجا نداره اینجا در کنار صمیمیت و جمعی که در کنار هم یاد میگیرن با هم کاملا در رعایت ادب و احترام صحبت میکنن و به قول شما درد و دل گاهی حالا بین این همه ترانه های غمگین مگه چه اشکالی داره که گاهی طنز هم باشه خب طنز هم خودش یه سبکه و باعث میشه خیلی از کسایی که حالا در طول روز کار میکنن و ذهنشون از صبح تا شب درگیر خیلی مسائل مختلف هست با همین یه طنز حال و هواشون عوض شه.. متاسفانه ما عادت به جمع خشک و غمگین داریم.. ما قبلا هم توی آکادمی کسانی داشتیم که طنز مینوشتن و هیچ مشکلی هم پیش نمی اومد مثل الان که هیچ مشکلی بوجود نیمده نه حرمت کسی شکسته شده و نه کسی رنجیده خاطر شده و نه حتی فضا مثل شبکه اجتماعی شده!! همه کاملا محترمانه و دوستانه حرف میزنن و نظرشون رو بیان میکنن امیدوارم از اینکه من نظر دادم ناراحت نشید @};- @};-
      • سلام خدمت شما خانم نورالسنا.شما بزرگوارید.بنده گفتم اینجا جای طنز نیست؟در این سایت چندین کار طنز خوده بنده خوندم.و یک بار دیگر شعر بنده و نظر بنده رو مطالعه کنید.و گفتم که فضا فضای ترانست اگر شب شعر بود قضیه فرق داشت.شما برای هر کار اداری ای وارد یک اداره ی خاص میشید.پس هر جایی یک باید ها و نباید هایی داره.که اگر رعایت نشه.....،شما مفهوم عقاید بنده رو اشتباه گرفتید.اتفاقا خیلی هم شبیه به فضای شبکه های اجتماعی شده.شما از خیلی چیزها خبر ندارید.از خیلی اتفاقات مطلع نیستید.که گفتنش اینجا حریم ها رو میشکنه.و تمام این اتفاقات از همین تغییرات در سبک کامنت ها رخ داده.اتفاقا حریم ها رعایت نمیشه و دقیقا مقصود بنده این بود. برخلاف ظاهر کامنت ها.اگر شما هم پی میبردید به برخی چیزها مثه بنده الان دوتا شاخ روی سرتون سبز میشد.و میگفتید که کاش این فضا رسمی تر و خشک تر بود.فضای دوستانه و صمیمی با فضای نا معقول متفاوته.شما یک سر به ترانه های حدود دو سال نیم قبل بزنید ببینید آیا جو خشک داشت کامتن ها؟ولی فضا صرفا فضای ترانه بود نه کارهای دیگه
      • امین برعکس اگه خونده بشه میشه نیما.و یک بار خودتون فرمودیدن که اسم مستعار شما سکوته
      • آا تلیکانی شما کاملا درست میگید اما بعضی چیزا بستگی به خود آدما داره و اخلاقشون مثه همینی که شما بگید ربطی به فضای ایجا و جاهای دیگه نداره کسی که بخواد حد و حدود خودشو رعایت کنه این کارو انجام میده حالا هر کجا که باشه اما کسی که نخواد ... توی هر مکانی باشه فرقی نداره
      • عذر میخوام آقای
      • ببخشید دوستان من باز هم اومدم تو بحث! با عرض پوزش از هردو عزیز اقای سکوت من نه کاری به حرفای اقا مرتضی دارم نه ترانه ی شما اندکی منو ازار داده شوخیهای شما منو خندوند و میدونم که همه از این طنز خوندنی لذت بردن این ترانه صرفا یک شوخی بوده و خواهد بود. نه غرضی تو نوشته هاتون بود نه کنایه یا دلخوری سرباز کرده ای من کارتونو دوست داشتم چون نیت شما نیت صادقانه ای بوده البته از نظر خودم! اما ببخشید اقای تلیکانی گیریم اینجا جای این کارا نباشه اما ما کنار همیم که همدیگه رو به سمت موفقیت سوق بدیم شاید همین شوخیا اینده ی هنری اقای سکوتو رقم بزنه! شاید در کنار این حرکات یه استعداد کشف بشه شما فکر میکنید خانم ربانی یا هر عزیزی که مسئول تاییدن به این موضوع واقف نیستن؟ جای طنز اینجا نیست درسته خیلی از دوستان تو انجمن های ادبی دیگه هم عضو بودن خود من هم بودم و هم هستم ولی اینجا رو ترجیح میدم چون صمیمیت و گرمای خاصی بینمون حاکمه چه ایرادی داره که گاهی یه شعر طنز منتشر بشه و با هم لذت ببریم؟ شما اقای تلیکانی از اون دسته افرادید که خیلی به خودتون سخت میگیرید! اگر یادتون باشه اقای بهبهانی هم یه مدت تو کامنتاشون شعر کودک میذاشتن یا حتی کار کلاسیک! مشکلی داشت؟ اما درست میگید نباید این گونه اشعار رایج بشه تو اکادمی ولی شما پیش از وقوع علاج واقعه نکنید ببخشید!تو کل عمرم انقد حرف نزده بودم!شرمنده ;)) اگر خطای تایپی داشتم ببخشید :-)
      • اقای سکوت ببینید اگر موضوعی رو قراره عنوان کنید کامل و بدون سانسور عنوان کنید اگر جاش نیست کلا از خیرش بگذرید گیریم اتفاقاتیم اینجا بیفته که برخلاف معیارهای من و شماست عنوان کردنش اونم با این دید کاملا اشتباهه اینجا با فیسبوک یه فرق بزرگ داره اونم اینه که بی صاحب نیست و میدونیم تک تک کاربرانش ادمایین که سرشون به تنشون می ارزه اگر جای اقای سکوت بودم ازتون خیلی دلخور میشدم
      • ببخشید اقای تلیکانی
      • سلام خانم پهلوانی.خدمت شما هم مثل خانم نورالنسا عرض میکنم که دوباره کامنت بنده رو بخونید.بی اندازه اشتباه متوجه منظور من شدید.من به کار طنز خرده نگرفتم.مقصود بنده فراتر از یک کار طنز بود.و خود بنده هم تشویق کردم جناب سکوت رو بابت استعدادشون. شاید خنده دار باشه برای شما این عقیده اما هدف من افکار انسان هاست.بهترخ این موضوع بیشتر باز نشه در هر حال همیشه جمع پیروزه ن فرد. عقاید بنده ب درد خودم میخوره انگار.اما جسارتا به عقایدم ایمان دارم.وقتی اکثر دوستان مخالف نظر بنده هستن من هیچ حرفی ندارم و حق رو به شما میسپارم.چیزی ک حس کردم رو عرض کردم.احتمالا اشتباهه.ممنون از شما موفق باشید
      • سلامت باشید.خیر اینجا افرادی هم هستن که مقصودشون ترانه نیست.بنده با آقای سکوت مثل برادریم.خداروشکر جای جناب سکوت نیستید.من برای خودشیرینی نقد و نظر نمینویسم .مقصود منم صرفا طنز ایشون نبود.شما کاملا اشتباه متوجه شدید.اتفاقا فیس بوک هم صاحب داره.دوست آن است بگیرد عیب دوست.من مخاطب حرفام جناب سکوت نبود.جو حاکم بود.این سایت صاحب داره و انسان هاش همه شریف هستن.بله.مسلما خطا و اشتباه از عقاید بندست.آقای سکوت جز بهترین برادران من هست.از من دلخور بشه بهتره تا اینکه من چیزی که ب نظرم برای پیشرفت و خودش صلاح بودو در خودم نگه دارمو بهش نگم.باز هم از همه عذر میخوام.شاید عقاید بنده سنگین و سخت گرانست
      • سپاس بانو سپينود من اين شعر حافظ هميشه برام يك چراه راه بوده منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم كه در طريقت ما كافريست رنجيدن
      • شما یه موضوع کاملا بی ربط رو پای شوخیای ایشون عنوان کردید عقاید شما برای همه ی ما محترمه و من هم باهاشون موافقم خواهش میکنم دلخور نشید حتی فکر نکنید ما درمقابل عقیده ی شما جبهه گرفتیم اقای تلیکانی اینجا ایرانه حتی تو خیابونم که میری یک عده رو میبینی که قدم زدنو بهانه ی ولگردی کردن! من توقع چندانی از یه محیط مجازی ندارم شما هم نداشته باشید من به شما تبریک میگم بابت اخلاق مداریتون درسته دیگه ادامه ندیم بهتره ولی این بحث تو سوتفاهم موند ببخشید بابت دخالتم
      • با سلام من معمولا توی بحث ها شرکت نمی کنم،بیشتر سعی می کنم بخونم تا نظر بدم ، اما خب به هر حال ، بر خودم واجب دونستم حداقل این بار به خاطر اعتقاد خودم،نه به خاطر دفاع از کسی یا خدای نکرده اعتراض به نظر آقای تلیکانی ، این کامنت رو بذارم ، راستشو بخواین من از کار آقای سکوت خوشم اومد ، و بهشون پیشنهاد دادم کارهای طنز اجتماعی بنویسن ، الان خواننده های مثل آقای سینا حجازی ترانه های طنز توی کارنامشون دارن ، کلا اعتقاد من این هست که ترانه مضمون های گسترده ای داره ، از همه مهمتر اینجا آکادمی هست ،باید آزادی زیاد باشه،چون ما داریم یاد می گیریم، شاید یه ترانه باشه که از نظر من خیلی قشنگ باشه اما این نظر خودمه ،خیلی خوبه اگه یه محیطی وجود داشته باشه که بتونیم بدون ترس از انتقادهای شدید اونارو قرار بدیم ،تا بتونیم کارامونو از نظر خوب بودن یا نبودن بررسی کنیم، چیزی که تو نقد کردن مهمه اینه که واقعا آدم اول به این فک کنه که می خواد به دانش فرد مقابل اضافه کنه و واقعا قصدمون کمک کردن باشه ،مثلا در مورد همین کار آقای سکوت ، می شه خیلی راحت اومد وگفت کار شما در شان آکادمی نیست و با حرفامون ایشونو ناراحت کرد ، اما می شه هم گفت چه استعداد خوبی دارید شما توی طنز و واسمون یه ترانه طنز اجتماعی بنویس ، اینجا من کاری رو انجام دادم که باعث شده استعداد یه نفر شکوفا شه ، من نمی گم آدم نباید رک باشه ، یه جا هست که آدم می بینه طرف هیچ استعدادی نداره توی اون موضوعی که وارد شده ، اونجا واقعا اگه رک نباشی به طرف خیانت کردی ،اما اگه رک بودن رو جای اشتباه آدم به کار ببره ،چه بسا که آینده یه نفرو هم خراب کنه آقای تلیکانی عزیز ،دوست خوبم ، در مورد فضای اینجا هم باید بگم که همیشه هر جایی یه سری قوانین داره ،شما اگه توجه کنید کار آقا نیما هم خالی از لطف نبوده ،اگه بد بود که خانم ربانی اجازه نمی دادن انتشار پیدا کنه ، شما واسه من خیلی محترم هستید آقای تلیکانی ، اما بعضی وقتا هر چیزی ممکنه از نظر من و شما اشتباه باشه ولی قرار نیست همیشه حرف من وشما درس باشه ، پر حرفی کردم دوست خوبم ، اما امیدوارم منظورمو به خوبی بیان کرده باشم ،با عرض ادب و احترام خدمت هر دو دوست عزیز . :-) این @};- تقدیم آقای تلیکانی ،این @};- هم تقدیم شما آقا نیما .
      • اقای سکوت معذرت میخوام بحث خیلی بدی پای ترانه ی زیباتون راه افتاد خیلی ناراحت شدم
      • جناب سرمديان و بانو سپينود سپاس از شما
      • درود. دوستان عزیز و بزرگوار محیط های آموزشی چه مجازی و چه حقیقی نیاز به شادی و تنوع داره و قطعا راندمان یادگیری و مشارکت با صمیمیت بالا میره اما باید مرزها هم حفظ شه و از اصل دور نشد. حرفهای مرتضی عزیز کاملا مورده تاییده همینطور نیت قلبی نیما جان و تلاشهای زیادش برای موفقیت بچه ها گاهی بعضی بحثا بی دلیل باعث بروز سوتفاهم میشه خیلی وقتا بسیاری از موضوعات که کمی جنبه شخصی و بحث دوطرفه پیدا میکنه در محیط پیام خصوصی بسیار نتیجه بخش تر مطرح میشه.... قدر جمع قشنگمون رو بدونیم ،صمیمی باشیم و شاد و خط قرمزها رو رعایت کنم.حتما درکنار هم پیشرفت های زیادی خواهیم داشت. شادی و موفقیت در زندگی همه تون @};- @};-
      • بازم من چند ساعتی نبودم شما جوونها افتادین به جون هم .تا میایم یه کمی شاد بشیم و یه کوچولو بخندیم این مسایل پیش میاد آقای سکوت وآقای تلیکانی هردو شما برای من و بچه های اکادمی عزیز و محترمین این دوروزه دنیا رو انقدر سخت نگیرین آقای تلیکانی حرف شما از بعضی جهات صحیح ومتین ولی قبول کنین اکثر شعرهایی که ما میگیم از غم ودرد وبدبختی و خودکشی و اینجور چیزاس آخه برای دیگران چه فایده ای داره رسالت هنرمند اینه که باری از روی دوش مردم برداه نه اینکه همش باعث ناراحتیش بشه حتی اگه هیچ چیز شادی بخشی هم در اجتماع نباشه من می دونم ما که یه کوچولو طبع شعر داریم این طبع فقط موقع ناراحتی شکوفا میشه شاید از خوندن این شعرها خودمون لذت ببریم ولی متاسفانه بنظرم هیچ کار مثبتی نکردیم واگه اینهارو برای افراد معمولی که اهل شعر نیستن بخونیم شاید لبخند تمسخر رو تو چهرشون ببینیم من نه کارشناسم ونه تحلیل گر فقط نظر خودمو میگم خندوندن مردم خیلی با ارزشه ولی گریوندن خیلی آسونه . حالا از دور همدیگرو ببوسین آشتی کنین و نگین هم این خانم صداش از جای گرم در میاد. خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است //// کارم از گریه گذشته ست به این می خندم . @};- @};- @};-
      • ببخشید انقدر ناراحت شدم سلام هم یادم رفت ضمنا می خواستم بنویسم که می خوام نقش آقای ادریس زاده عزیز را اجرا کنم در مدتی که داشتم تایپ می کرم وتمام شد دیدم ایشون خودشون زحمت کشیدن و نظرشون رو زودتر از من ارسال کردن .آخه تایپ کردن من خیلی کُنده .خلاصه کدورتهارو بیرون بریزید . @};- @};- @};-
      • سپاس از شما بانو ناهيد و جناب ادريس زاده ك من نه تنها از ناراحت نشدم بلكه خوشحالم كه در كمال ادب نقد خودشون رو كه بخشي از اون هم دغدغه همه ماست بيان كردن من با بخشي از ديدگاه ايشون رو قبول دارم اما هنوز هم ميگم در محيط شاد بهتر ميشه اموزش داد و نقد كرد اما خط قرمز ها بايد رعايت بشه خدا رو شكر خداوند صبري ايوب وار به من داده و در برابر نقد حتي اگر تند باشه ارام هستم نقد جناب تليكاني كاملا دوستانه بود و دلخور نيستم افتخارم اينه كه سكوت ايشون رو با همين طنز شكستم و از گل دادن به حرف زدن افتادن اين پيامد همهمين طنز وقطعا كار طنز رو ادامه ميدم با اما با رويكردي جديد در قالب ترانه
    • نيَم جاعل نيَم مرد تبهكار منم از هرچه خوشنامي بيزار كوير از سد اب چشمه خشكيد دل از زخم زبانهاي تو رنجيد يك عمري از غم و غصه نوشتيم برا دل جامه از ماتم سرشتيم نخواهم من دگر از غم بگويم نشان از عشق پوشالي بجويم
  • سلام،موفق باشی دوست من لایک @};- @};- @};- @};- دمت گرم،قبلا سایت صفا داشت،الان ترانه ی خانوما بیستا لایک داره،ما4تا،قبلا تبعیض نبود،خیلی خندیدم ایول :-)) :-)) :-)) :-))
  • طنز 2 به مراتب بهتر و قوی تر از طنز 1 بود موفق باشی نیما جان @};- @};-
  • درود نیمای عزیز کار جالبی رو ازت خوندم و لذت بردم بنظرم در تنوشتن طنز موفق تر خواهی بود تا سایر ژانرها لایک @};-
    • درود استاد مقدم عزيز جسارت منو ببخشيد بله اما اكادمي جاي طنز نيست متاسفانه بايد دست بكار بشم خودم يه سايت راه بندازم استاد ديگه نميگي سبز بماني :-))
  • سلام آقا نیما کارت خیلی قشنگ بود هر دفعه می خوندم خندم می گرفت از دقتت خیلی خوشم اومد من وقتی شعر ها و کامنتهای خانم ربانی رو می خوندم همش احساس می کردم با سایر نوشته ها یه فرقی داره ولی متوجه نمی شدم حالا فهمیدم همون نقطه هست که شما اشاره کردی آفرین به دقت و نکته سنجیت خلاصه آقا نیما یهویی معروف شدی تو کامنتا برات نوشتن انسان جالبی هستی/ گوله نمکی/ فلفل دلمه ای .......... راستی منظورت از چار چوق سیاه چی بود ؟ @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • درود باو شما لطف داريد ببخشيد كه به شما بچه هاتون جسارت كردم چادر چارچوق كه معروفه بانو چار چوق همون روسري يا مقنعه اس كه توو عكس بانو رباني با مقنعه مشكي عكس داره
  • آقا ایول به این ترانه و ذهن خلاق ... دمت گرم... من با این یه تیکه خیلی حال کردم: هنوز حس " اوازه خون" رو داری؟ چقدر تووی شعرات نقطه میذاری؟ خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ واقعا توی شعرا و کامنتاش نقطه زیاد میذاره .... :-)) آقا من برم نسخه یک این شعرو هم بخونم ... @};- @};- @};- =D> =D> :-)) :-)) :-))
  • عالی بود =D>
  • خیلی خندیدم،وقتی عکس پروفایل بچه ها رو با طنز شما کنار هم قرار میدم به شاهکارتون بیشتر واقف میشم نیما جان.هرچند بعضی جاها سکته داشت.در کل خیلی زیبا بود و این آخر ساعات کاری سرحالم آورد.لایک تقدیمتون. =D> =D> @};- @};-
  • :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) خداخیرت بده دلم شادشد افرین لایک تقدیمت :-x :-x :-x :-x
  • سلام آقای سکوت آفرین به این احساستون که به شیوه طنز اونو بیان می کنید و ممنون که از من تو ترانتون یاد کردین واقعا تشکر از لطف بیدریغتونلایک 8 تقدیمتون آقای فر یادددددددددددددددددددددددددددددد =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- به قول نسترن فریاد باید کرد از این رفتار تو بیداد باید کرد @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقا نیما ... شما گوله نمکی اصن ولی لازم به ذکره که باز منو یادت رفت :< لایک دلشکسته =((
    • درود بانو مهساي عزيز راستش كار طنز گفتن سخته اين كه چي بگي كه كسي ناراحت نشه در بعضي جاها كه احساس ميكردم ممكنه دوستان ناراحت بشن از تك تكشون اجازه گرفتم كه خداي نخواسته جسارت نشه و بعد اينكه شما خودت و ترانه هات نكته حاشيه اي نداشت اما قول ميدم شما و بانو مهشاد رو مفصل مورد عنايت قرار بدم دفعه قبل بانو كوثر گلايه كرد كه كسي دوسش نداره و من حسابي از خجالتش بيرون اومدم
  • نیما واقعا گل کاشتی کاکو ،می شه همیشه طنز بگی =D> ،یه وقت حمل بر بی ادبی نشه ها، نه خدایی کارتو با آقای بهبهانی خوندم خیلی خوب بود ، من دوست دارم . :-) @};- @};- خیلی به دلم نشت طنز خوشکلت . حالا یه خاطره ( تا تنور گلایه داغه می چسبونیم ;)) ) اتفاقا یه با خانم ربانی کار منم قبل از انتشار لایک کرد ،اما کامنت نذاشت واسم ، خلاصه امیدمون بر باد رفت کلی منتظر موندم ،آخرشم شک کردم گفتم شاید اشتباهی شده یا دستشون خورده رو لایک ;)) ، ولی خدایی خانم ربانی فوق العاده هست ، هم ترانه هاشون هم ادب و متانت ایشون . :-)
    • درود جناب سرمديان خوشحالم كه پسنديدي راستش خودم خيلي علاقه مند به طنز هستم ولي اين اكادمي براي ترانه اس بانو رباني خيلي بزرگوارند و اجازه دادن اين دوتا كار منتشر بشه اين كار من يه جور سنت شكنيه اما هر از گاهي بد هم نيست يه همچين كارايي بشه تصميمش با مديريت محترم سايته خمين كه تونيتم لبخند رو به لبهاي دوستان بنشونم برام خيلي ارزشمند اين خصوصيت اخلاقي من كه بخندونم اطرافيانمو اميد وارم هميشه از محبت و دوستي و شادي ترانه بگيم نه از مرگ و جدايي و خيانت
      • نیما جان ، این کارت پسندیده هست ، ترانه جامعیت داره ، حتما که نباید غم و غصه باشه ، دوس دارم یه بار یه ترانه طنز تلخ یا اجتماعی بنویسی ، احساس می کنم استعدادشو داری دوست خوبم . در مورد اینکه روحیات شاد داری هم باید بگم که ما هم مثه خودتیم ،تو دنیا وقت با ارزشه ، وقتی بشه خندید ، باید خندید، خنده رو لبات .... @};-
    • کاکو جالبه کلمش @};- @};- @};- @};- @};-
      • جناب سرمدیان قطعا شیرازین
  • سلام آقا نيما در جواب بايد بگم: خداييش طنزاى نيما قشنگه :-) ولي اينبار يه جاى کار ميلنگه :-? فقط من اين وسط اضافه بودم؟ [-( درسته من که تووکافه نبودم!! :-S حقت اين بود برات کامنت نذارم يادت باشه منم طنز دوست دارم :-( شوخى بود اين شعر چون هى گشتم خودمو پيدا نکردم خيلى عالى بود لايک
    • سپاس بانو مهشاد مهربان خودت كه يه پا طنازي ديگه من چرا طنز بگم :-)) اما خدايي خيلي سخته در مورد همه گفتن من نشستم عكسها و ترانه ها و كامنتها وو خوندم از همه اش سخت تر پيدا كردن قافيه اس و واژه هايي كه به كسي بر نخور چشم بانو به بانو مهسا همًقول دادم جبران كنم
      • نه آقا نیما من دلنازم :-)) طناز فقط خودتونید :-)) بله واقعا سخته مخصوصا این دفعه که حسابی گل کاشته بودین.. @};- @};- @};-
  • مثه ماشین بهزاد پنچرش کرد؟ ........................................ یکیشون ماشینش قالپاق داره تصادفهاش صدای پاق داره ............................................. یه چندتاشون زدن توو خط کشتن یه بالش تووی دستاشون گذاشتن ................................................. نیما جون این مصرع و بیت ها را در آوردم از ترانت،فکر کنم واسه من گفتی ;)) .................................................................................................... بابا گل کاشتی،اینجوری از بزرگان لایک و کامنت میگیرن :-) منم باید از کشت و کشتار در بیارم ترانه هامو بیام سمت طنز :-)) .................................................. لایک @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • بهزاد عزیز و دوست داشتنی ماشینت رو بیار بریم یه دوری بزنیم داداش سپاس از حضورت و محبتت @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • ماشین ما توو تصادف داغون شد داداش ، ایشالا یه نو میگیرم میام ;)) @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) خدایی طنزای نیما قشنگه! بهتون تبریک میگم بابت این روحیه عالی بود کلی خندیدم :-)) :-)) :-)) :-))
  • @};- یکیشون که یه مدت قهر بوده @};- @};- تووی یک کافه ی توو شهر بوده @};- @};- میگن سنش کمه پاسپورت نداره @};- @};- یاسر میخواد براش ویزا دراره @};- درود آقای سکوت خیلی خیلی دوسسس داشتمش درسته کوچولوام اما به بخدا پاسپورت دارم!!! لایک درضمن ضروری شد دعوتتون کنم کافه پیانو...
  • درود نیما جان.بسیار هم خوب :-)) :-)) :-)) .این فضا همونطور که جدیت و کوششو دقت و یادگیری نیاز داره یه دوست پر انرژی باحال که باعث افزایش رفاقت ها میشه هم نیاز داره.به خاطر خوبیهات بهت تبریک میگم.انسان جالبی هستی =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> این کارت از طنز 1 انسجام بیشتری داشت. =D> =D> =D> لایک تقدیمت =D> =D> =D> شاااددددتر باشی @};-
    • درود علی جان سپاس از حضورت راستش علی جان حکایت من حکایت اون دلقک که رفت پیش دکتر گفت افسردگی دارم دکتر بهش گفت یه سیرک هست که یه دلقک داره همه رو میخندونه دلقک گفت من همون دلقکم حالا منم کارم خندوندن مردمه کسی نیست خودمونو بخندونه دوستان همه لطف دارن از شما هم تشکر میکنم که اجازه دادی باهات طنازی کنم @};- @};- @};- @};-
  • سلام جناب سکوت .. بسیارهم عالی ..الان فرصت نیست بعدا" میام و کامنت هارو که خوندم ..یکسری خواهش دارم ..ابراز میکنم از حضور همه ی دوستان هم ممنون. @};-
    • خوبه از همین تریبون از شما بپرسم که چرا شعر قبلیمو که ویرایش کرده بودم حذف کردین؟ :<
      • باسلام ..خانوم معصومی ..وقتی ترانه ای بررسی و تایید شد دیگه پنجره ی ویرایش برای کاربران بسته میشود و بعداز انتشار امکان ویرایش را با احتساب ِقرار گرفتن در لیست بررسی مجدد باید در نظر بگیرید در این صورت تا بروزرسانی بعدی ترانه ممکن است در این لیست باقی بماند برای بررسی مجدد واگر شما در اون نوبت بروزرسانی نیز ترانه ای دیگر در انتظار بررسی داشته باشید در اون صورت چون طبق قوانین سایت از هر کاربر تنها یک اثر در بروزرسانی قابل بررسی وتایید است ونه بیش از یک اثر به همین دلیل ترانه حذف میشود پس برای ویرایش ترانه قبل از زمانبندی بایستی اقدام شود . بوده اند دوستانی که وقتی پس از انتشار ترانه رو ویرایش کردند ازطریقی بنده را در جریان گذاشتند و دسترسی به نت اگر داشتم براشون ترانه رو همون لحظه با ویرایش جدید رو صفحه بردم .البته جزو تکالیف و وظیفه ی بنده میدونید که خدمات آنلاین نیست به این مفهوم ولی خب اگر توانسته باشم کاری که ازم خواسته شده به طریق ورسم دوستی بجا بیاورم از توفیقات خودم حساب میکنم اگرچه باید اذعان کرد دچار زحمت میشوم اما اگر ترافیک کار و وقتم اجازه داده باشد میدونند دوستان که دریغی ندارم . اما این غیر از رسم معمول در اداره ی امورات ترانه واز بابت رویه و خلق شخصی خودمه غرض اینکه از فردی بعد از ما نباید چنین انتظاری داشت. منظور اینکه مهسا خانوم داستان حذف ترانه تون احتمالا چنین موردی رو دربر گرفته است. واما ازهمه ی دوستانم دعوت میکنم به عرایضم بطور کلی در همینجا توجه کنند تا بسیاری از سوالات پاسخ داده شود.ممنون @};-
      • البته بانو مهسا اين قانون شامل من نميشه چون هفته قبل دوتا ترانه ازم منتشر شد :-))
    • بانو ربانی سپاس از محبت هاتون و همکاری زیاد با این بنده حقیر @};- @};- @};-
      • این قانون جناب سکوت شامل همه میشود بدون استنا, . اگر خلاف این رخ داده خطا بوده قطعا" خطایی بوده که صدالبته نه عمدی بلکه سهوا" از جانب بنده رخ داده است. مواردی هست که در بررسی ارزیابی تایید ونشر ترانه در این سایت درنظر گرفته میشود شاید چیزی شبیه به آیین نامه که به عرض دوستان خواهد رسید . امیدوارم پاسخ پرسشها و راهنمای عملکرد و انتظار دوستان باشد. هر موردی که خلاف آیین نامه رخ دهد اشتباه و خطاست که غالبا" پیش آمد میکند . هیچ وهیچ و هیچ استثنایی نیست بین احدی از احاد دوستان در عملکرد حداقل خود ِ بنده که فعلا مسولیت دارم .اگر تخطی رخ داده عامدانه واز سر ِ حواس و غرض خاص نبوده ..به هیچ وجه . موارد رو تا پایان نوبت بروزرسانی ِ همین تاریخ اعلام میکنم .تادوستان همگی مطلع شوند .
      • بانو جسارت منو ببخشید شما چون به ترانه های بنده حقیر سر نمیزنید برای همین هم متوجه نشدید اتفاقا در کامنتهای ترانه نامه به خدا و پرواز که همزمان منتشر شد هم من و هم دوستان به این قضیه اشاره کردن و تازه کلی هم از شما تشکر کردم همینه که میگن سانسورچی هستی :-)) :-)) :-)) [-( [-( [-( [-( [-( [-( [-(
      • واسه منم این اتفاق افتاد و هردو ترانه رو منتشر کردید خودمم تعجب کردم! البته دوستان نباید اینجور اتفاقات رو حمل بر تبعیض کنن هرچند خانوم ربانی منو از همتون بیشتر دوس دارن!!!!!!!!!!! :-)) ولی قانون برای همه یکسانه! حتی شما دوست عزیز! حالا یوقتایی شانسی پیش میاد دیگه من به نوبه ی خودم از لطف و محبتشون تشکر میکنم نه بخاطر اشتباهات سهوی که شاید به نفع من و شعرم باشه بخاطر تعهدی که به سایت و مسئولیتشون دارن خیلی خیلی ممنونم @};- @};- @};- @};- @};-