تهِ تهِ ترانگی!

حالا که وقت گفتنه
سر زده انجماد من
اسیر رعشه ای غریب
دست و تن و مداد من

خالی و بی نصیبه که
دوباره کاغذ نَزار
وجودم از ترانه پُر
خط به خطم تو انتظار

تهِ تهِ ترانگی
مُهمله بی اسم شما
وصلت واژه و دله
کی شده بی رسم شما؟

تهِ تهِ ترانگی
مخمصۀ ناب شما
قافیه لَنگه و شلِ
لحظۀ بی تاب شما

حالا که وقت گفتنه
گم شده حرفِ گفتنی
تموم واژه ها چموش
بُهتِ منه شِنُفتنی

معنی نداره زمزمه
یه بیتِ بی حضورتون
خلاصه ول معطلم
هر نفسم خرابتون

تهِ تهِ ترانگی
مُهمله بی اسم شما
وصلت واژه و دله
کی شده بی رسم شما؟

تهِ تهِ ترانگی
مخمصۀ ناب شما
قافیه لَنگه و شلِ
لحظۀ بی تاب شما

ترانه سرا: مهدی خاموشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مهدی خاموشی

خارج از اینجا خیلی ها برای ترانه هام به به و چه چه میکنن...اما اومدنم به آکادمی صرفا به این دلیل بود که بی رحمانه نقد بشم...من تعریف و تمجیدها رو سد پیشرفت خودم میدونم و از هر انتقادی ولو نادرست استقبال میکنم... ممنونم