حواسم بهت هست…

حواسم بهت هست…

حواسم بهت هست ، غمگین نباش

نترس مردو مردونه همراهتم

اگه سهمت از آسمون ظُـلمته

توو تاریکی ِ محض ِ شب ، ماهتم

نمیذارم احساس دلـمـردگی

توو زنـدونِ دنیا اسیرت کـنه

سکوت پر از رخوت این اتاق

بخواد ساکت و گوشه گـیرت کـنه

حواسم بهت هست ، آرووم برو

مسیرت پر از طـعنه ی عابره

اگه مـقصدت شهر آرامـشه

نذار فرصت رفتن از دست بره

تب ِخستگیتو روو شونم بریز

بهم اعتمااد کن بخواب و بخواب

توو رویای امنت به من تکیه کن

که با هم رها شیم از این اضطراب

حواسم پر از لـمـسِ احساسته

تو هم پُـر شو از حس بی تاب من

بیا باهم از جاده ها بگذریم

دیگه حرفی از غربت شب نزن

حواست به من باشه دلتنگـتـم

بذار پابه پای تو عاشق بشم

حواسم بهت هست ، تنـــها نرو

می خوام سرترین مرد مشرق بشم

فریبا سید موسوی ( رها )

از این نویسنده بیشتر بخوانید: