واروونه …

از این تنهایی دلگیری

داری هر لحظه میمیری

چرا با اینکه من هستم

تو دستم رو , نمیگیری

با این تنهایی سر کردی

تو گفتی بر نمیگردی

تویه  قلب تو  آتیشه

نمی فهمم , چرا سردی

چه بی روحه نگاه  تو

کجا بودی که بی رنگی

داری چشمام و میبینی

ولی حس میکنم منگی

یه ردی تویه موهات

بگو چند وقته باهات

دارم حس میکنم انگار

یه درد کهنه همرات

تو لبهات داره میلرزه

بگو حرف تو میارزه

تو میتونی و میبینم

سکوت تو , لب مرزه

تو خندیدی و خندیدم

هنوزم , من نفهمیدم

تو آینه دنیا برعکسه

نگو , وارونه میدیدم

(کیوان حریری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: