تقدیرِ بی تو

حـوالـیِ غــــروبِ عـــصــرِ پــایــیــز…
یـه بعدازظـهـرِ همدست با تب من..
شـــروعِ دُورِ بـاطـل از نـفـسـهـام…
…شده پایان مـشـقِ هر شب ِمن!

تـو رفتی یـادمـه چشمام بـه راهـت
تـمـومِ کـوچـه رو با گـریـه میشست
هــنــوز ابــریِ حــالــم پــس نـرفـتـه
هــنــوز ایـن اولِ تـقـدیـرِ بی توست!

دلـــم کـنـااار نــیــومــد بــا نــبــودت
تـا رفتی عمرِ خوشبختیم سـر اومد
حتی ساعـت مچیمم بی رمق موند
زمـــان هـمـپـایِ مـن از پـااا دراومد!

از اون لــحــظــه مـیـونِ خــاطــراتـت
تـــمـــومِ اشــکــامـــو آواره کــــردم
تـو رفـتـی بـعـدِ تـو هـــر روزِ هـفـتـه
یه جمعه بی کسی رو دوره کـردم

حـالا این من بـا قلبی پـیـنـه بسته
بـه دنـبـالِ تـو عـصـرا کـوچـه گـرده
مـن و بـغـضِ بـظـاهـر ساکتی که
اگـه سـر وا کـنـه سـیـلابِ درده!

تـو نـیـسـتـی و دلِ سـردرگـمِ من
تـوو این دنیا چـقـدر جاگیره بی تو
مــن و ویـــروونــیِ تـدریـجـیِ مــن
ایــنــه حـالِ مــن و تـقـدیـر بی تو…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1081
۱۰۷

  • از اون لــحــظــه مـیـونِ خــاطــراتـت تـــمـــومِ اشــکــامـــو آواره کــــردم تـو رفـتـی بـعـدِ تـو هـــر روزِ هـفـتـه یه جمعه بی کسی رو دوره کـردم البته تک تک بندها واقعا زیبااا و سرشار از حس بووودن .. مانا باشی هم ترانه عزیز @};- @};- @};-
  • سلام مریم عزیز خسته نباشی ... بسیار عالی @};- فقط توو این مصرع : هــنــوز ایـن اولِ تـقـدیـرِ بی توست! واژه ی " توست " از شکل عامیانه به دوره
  • سلام بسیار زیبا سرودی دخترم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مریم و عماد عزیز !!! دوستان خوب همترانه ی من ! امروز پای دو تا کار حاضر شدم که متاسفانه کامنتهای زیرش بدجوری حالم رو بد کرد .... ! چی داره به سرمون میاد؟؟؟! اگه این کامنتها و این حرفها رو پای یه ترانه یا شعر یا هر مطلب دیگه ای ، در یک صفحه ی اجتماعی و فضای غیر از آکادمی ترانه ( که همه دوستان و اعضا باید اهل ادب و دارای روحیه ی لطیف باشن ) میدیدم انقدر ناراحت نمیشدم و ذهنم درگیر نمیشد و قلبم به درد نمی اومد. هر دوی شما عزیزان از دوستان خوب من هستین . مطمئنم که سوء تفاهم بوجود اومده وگرنه ، نه عماد اهل توهین و استهزاست و نه مریم کم طاقت و گریزان از نقد ترانه هاش . امیدوارم دیگه شاهد همیچین بحثها و مشاجراتی نباشیم و اصلاح رو از خودمون و از همین جامعه ی کوچیک آکادمی شروع کنیم و به جامعه بزرگترمون (کشور عزیزمون ایران ) بسطش بدیم و به اونچه که واقعا لایقشیم (داشتن ایرانی سرفراز و لبریز از مهرو دوستی و ادب و متانت ) برسیم عذر میخوام که وقت دوستان رو با پرحرفی گرفتم ... ! @};- @};-
    • سلام مرسده جان... بنده هم قانع شدم که واژه تراکتور عامدانه نبوده و بحث اصلی و موضوعی که بیشتر از همه ناراحتم کرد تعبیر زشت بستری شدن ترانه بود و تمسخر کردن من و کارم در جوابم به کامنت یکی از دوستان بود....همینطور وقتی به ایشون رسوندم که از این تعبیر ناراحت شدم ، متاسفانه با تمسخر هرچه بیشتر از الفاظ زشت تری استفاده کردن و این بود که منو واقعا ناراحت کرد! من از نقد گریزان نیستم و با حوصله و طاقت هرچه بیشتر رو این مسئله توجه کرده و مکینم! هر کسی منو به خوبی شناخته باشه میدونه که چقدر از نقد و انتقاد خوشحال شدم و میشم ..چون واقعا هم به همین دلیل بود که به این سایت اومدم تا از آموخته های دوستان یاد بگیرم... ولی تعجبم از اینه که بعضی دوستان منو محکوم میکنن..(حتی مدیریت محترم!) من نقد دوستان رو به دیده منت پذیرفته و می پذیرم ولی خوبه یه جاهایی اهانت رو از نقد تشخیص بدیم و دربرابر اون بایستیم و اعتراض کنیم والا تنها کاری که میشه کرد اینه که دربرابر اهانتهایی که به فریب لباس نقد پوشوندن، سکوت کنیم و از همون ابتدا از کامنتهای دوستانی از این قبیل چشم پوشی کنیم تا در این رابطه بحثی بوجود نیاد تا تعصب دیگر دوستان هم برانگیخته بشه و در نهایت همه ی اینها به پای معترض به اهانت نوشته بشه!!! باشه من دیگه ادامه نمیدم وعذرخواهی میکنم اگه خاطر شما و دیگر دوستان رو بخاطر این موضوع مکدر کردم.. از دیگر دوستان هم عاجزانه میخام به این بحث خاتمه بدن و اگر حرفی داشتن بصورت پیام خصوصی مکاتبه کنند.. تشکر...
      • بانو سپید و همه دوستان عزیز به خصوص اقای توان من به شخصه عذر خواهی میکنم بابت حرفهام توجیهی هم ندارم چون در عصبانیت اون حرفها رو زدم اما من در ابتدا سعی کردم محترمانه از ایشون بخوام که یه عذر خواهی کوچیک بکنن و بحث تموم بشه اما اقای توانا بر خلاف این که میگن خاکی هستن مغرور هستن و حاضر نشدن عذر خواهی کنن اگه من اشتباهی کردم عذر خواهی میکنم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام دوستان.یه بیت از حافظ مینویسم که همه ی بحثا رو به نظرم مشخص میکنه.خطاب به کل آکادمی و افراد گرانقدرش. چو کحل بینش ما خاک آستان شماست کجا رویم بفرما از این جناب کجا از همه معذرت میخوام و میخوام که بنده رو از دانشتون همیشه بهره مند کنین.
  • درود لطفا فضای کامنت های صفحه ی خود را مدیریت کنید! این وظیفه ی کاربر است که ترانه های ارسالی اش را مدیریت نماید ، حواشی را کنترل نموده به آنها دامن نزنید! در غیر اینصورت بدون تذکر قبلی و مجدد ترانه ی شما با تمام حواشی و کامنت ها از سایت خارج میشود ، سرکار خانم مریم سپید بدرود
    • بله ..از این پس در برابر هر اهانتی سکوت اختیار خواهم کرد و اهانت دوستان را با خوش بینی تمام به دیده نقد نگاه کرده و به جان خواهم پذبرفت!... :-) با تشکر..
  • سلام خانم سپید عزیز کار زیبایی بود و پسندیدم @};-
    • سلام جناب جاویدان... خوشحالم که دیدگاه شما رو پای کارم میبینم و سپاس فراوان از حضور وهمراهی و لطفتون :-) برقرار باشید @};- @};- @};-
  • درود مریم جان ترانه ی زیبایی ازت خوندم ... لایک تقدیمت @};- @};- @};-
  • سلام.از لحاظ وزنی خیلی مشکل داش فک کنم تراکتور الان بستری باشه :-)) :-)) :-)) اما بعضی جاهای کارم خوب بود مثه تمام اشکامو آواره کردم، گریه کوچه رو ميشست،زمان همپای من از پا در اومد.اما یه نکته بخوام بگم بیان روانی نداشت.موفق باشین.
    • منظورم از تراکتور (ترانتون) بود که اشتباه نوشتم.در پناه حق.
    • سلام... میشه دقیقا بگید کجاهاش مشکل وزنی داشت؟... یا کجاها بیان روانی نداشت؟..... چون بعضی وقتا نقدهای ما اصولی نیس و حاصل خوانش اشتباه یا درست تفهیم نکردن ترانه باشه..(البته چیزای دیگه هم میتونه توش دخیل باشه، مثل غرایض شخصی یا سوء برداشتهایی که باعث این غرایض میشن) :-) ....
      • سلام. بند اول مصراع چهار جا بجایی ارکان بی دلیل داره،مصراع چهار بند دو (توست)از عامیانه کمی دوره و توو همین دو بند مصراع دو، بند یک و چهار، بند دو اشکال وزنی داره،هماهنگ نیست،مصراع دو بند سه اشکال وزنی.دوره و آواره قافیه نیست با اینکه بند خوبیه.بند پنج بجای (این من) که این معنی خاصی نمیده، میتونستین(منم)بذارین تا وزن درست باشه،در همون بند (عصرا) کلمه ای که به ظاهر ارتباط عمودی رو حفظ کرده اما به نظر من شاعر عاشق تموم روز و شب واسه طرف مقابلش کوچه گرده.مصراع اول بند آخرم (ر) در سردر گم اضافه است. اگه این همه رو گفتم فقط واسه این بود که بدونین حس کار خیلی برام مهمه اما بی دلیلم حرف نمیزنم و از رو قصد نظر نمیدم و میخوام همه با هم و از هم یاد بگیریم.موفق باشین. :-)
      • بله ولی دیدگاه اولیه تون و لحن و ادب توش کاملا همه چیز ومشخص میکنه که قصد اشاره شده تو دیدگاه دومتون چقدر صادقانه و خالصانه س..! از ادبیات دیدگاه اولتون اصلا خوشم نیومد بخاطر همین با دیدگاهم وادارتون کردم درست نقد کنید..! که البته یکی دو موردشو فقط قبول داشتم.. بله همه ما اینجا جمع شدیم که چیزی یاد بگیریم نه اینکه با واژه های غرض ورزانه مثل بستری شدن، تراکتور و ،... بیفتیم به جون نوشته های همدیگه..... با عرض معذرت اگه باز هم حرفی به جز نقد(سازنده) دارید، لطفا دیگه پای این کار نیارید...باتشکر
      • خدا شاهد که نه اولی نه دومیشو با غرض ننوشتم. تراکتورم اشتباه گوشیمه که به جای (ترانتون) کلمه ای که توو واژه نامش با همین ساختار بود آورد و منم حواسم نبود.شما منو وادار نکردین که کاری کنم،خودم واسه خودم خواستم.من قصد کمک و تبادل نظر داشتم شما به خودتون اطمینان ندارین و همه رو یه جور بدی میبینین. اگه نمیخواین باشه دیگه نمیام. اما شما همیشه پای کارآمدی بیان.
      • جناب توانا...شما شاید قصدی نداشتید ولی استفاده از جمله ای مثل ترانه تون بستری بشه خیلی به من و احساس که به ترانه داشتم برخورد...(هرچند اونقد مشکل وزنی نداشت که این تعبیر زشتو بکار بردید!) بعضی وقتا ما ادما متوجه نوع بیانمون نیستیم و شاید هم بدون هیچ برداشتی زده میشه ولی نمیدونیم که این نوع بیان چقدر میتونه گرون تموم بشه و درنهایت اینجور توجیهش میکنیم که طرف به خودش مطمئن نیست!... خیر دوست عزیز...من صد درصد به خودم مطمئنم.. من حامی هر نوع نقد سازنده ای هستم...، شما تو همین کار و کارای قبلیم برید ببینید چقدر از انتقاد دوستان استقبال کردم... دوستانی که بهمون یاد میدن باید اول لحن انتقاد رو یاد بگیریم بعد سراغ انتقاد بریم.... که صد در صد هم فقط و فقط همین نوع انتقاد هستش که میتونه سازنده باشه.. من پذیرای هرنوع حضور و انتقاد ادیبانه و در شان این آکادمی هستم......ولاغیر...موفق باشید
      • باشه،من حرفامو زدم خانوم جان.شما بد برداشتی،موفق باشی توو نظرات بعدیم اگه البته حال کردم نظر بدم ملوس تر مینویسم اما خانوم سپید ذهنتو از این چیزا آزاد کن،کاملا درسته که نقد باید مودبانه باشه اما رک گفتن از دایره ی ادب خارج نیست.
      • هه! واقعا ادبیاتتون اونقدر جذاب و در شان این جمع هست که دیگه احتیاجی به رک گفتنتون نباشه... ما عطای انتقاد شما رو به لقاش بخشیدیم... ممنون میشم اگه ادامه ندید....بدرود
      • معلومه ادامه نمیدم چون نرود... موفق باشین.
      • درود جناب عماد عزیز. این جمله تون "مصراع اول بند آخرم (ر) در سردر گم اضافه است.…" به من میگه شما (سر در گم ) رو سرد گم خوندید. تـو نـیـسـتـی و دلِ سـردرگـمِ من .این یه اشتباه تو خوانشتون.یه اشتباه دیگه شوخی بستری شدن ترانه بود که خودتونم مستحضرید تو نقد ترانه باید از شوخی حذر کرد چون حتا شوخی بی منظور به منزله ی تمسخر و استهزا سو برداشت ایجاد می کنه. اشتباه بعدیتون هم این بود که عذر خواهی نکردید بابت شوخی تون هرچند برای خود من واضحه که قصد و عمدی پشتش نیست. از این سه مورد که بگذریم من نقدهاتونو همیشه خوندمو دوست داشتمو نمی خوام هیچ وقت حضورتونو پای ترانه های خودم از دست بدم. امیدوارم از حرفام ناراحت نشده باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • درمورد سر در گم حق با شماست.شوخیم همیشه شما میدونین باعث به دل نشستن حرف میشه،با اینکه شاید اگه کسی این کار رو با من میکرد شاید یه کم خوشم نمیومد،اما از حقیقت در اندازه ی توانم با هر زبانی گریزان نیستم،و شوخی هم زبونیه که همیشه دوست داشتم اما قبول دارم اینجا شاید جاش نباشه،یا با آشنا هایی که بیشتر اختیم مناسب باشه.اینو کاملا قبول دارم و حرفتون روو چشم.اما من واسه کار اشتباهی که نکردم عذر خواهی نمیکنم و نخواهم کرد شما خودت میدونی کار در حد متوسط روو به پایین بود و جای این نظرارو حتی بیشتر داشت.شمام لطف میکنی بهم نکته یاد میدی و اجازه میدی نظرای بی ارزشمو واست بفرستم. :-)
      • درود بر شما جناب بهبهانی عزیز و صد درود به فهم وشعور دوستانی مثل شما که متاسفانه دیگران ازش بی بهره اند... و ممنون که پشت من و کارم وایستادین... :-) بنده هم مستحضر هستم که خیلی از حرفای به اصطلاح نقد ایشون نه اصولی بود و نه محترمانه اما جناب بهبهانی خودتون رو واسه یه عذرخواهی ساده بخاطر من دربرابر کسانی که از لحن بسزا و ادب دورن خراب نکنید.. :-) چون نه چیزی از من و و اهداف و ارزشهای که به کارام دادم و میدم کم میشه و نه اوصولا اینجا هستم که حرفای یه عده امثال ایشون برام اهمیت داشته باشه... حرف دیگه ای باقی نمونده که در این رابطه بزنم...شما بخوبی از پسش براومدین :-) باز هم ممنون از شما و وسعت فهمتون.... :-) @};- @};- @};-
      • معرفت بار گرانی است به هرکس ندهندش، پر طاووس گران است به کرکس ندهندش. من که خودم میدونم هدفم چی بود و چی گفتم اما شما با برداشت کجتون باعث سو تفاهم شدین. شما که هنوز انقدر غرق غروری نمیتونی توو دریای ادب و فهم دنبال گوهر باشی.موفق باشی خانوم جان.
      • جناب اقاي تواناي عزيز من خيلي نقد ادبي بلد نيستم چون علمش رو ندارم و نظري هم در اين خصوص نميدم اما نقدهاي گزنده و تند و تيز نه تنها اثري بر مهاطب نداره باكه باعث نوعي لجاجت هم ميشه استفاده از الفاظي مثه تراكتور عامدانه بود از سوي شما چرا كه من خودم استاد نوشتن غلط نگارشي هستم و اگر اشتباه نگارشي بود در كيبورد واژه ك و ن كنار هم نيستن و همچنين واژه ر و ن پس مشخصه عامدانه بوده و قصد تحقير داشتيد به عبارتي شما كل ترانه رو با تراكتور نقد شخم زديد درخت هرچه پر بار تر باشه افتاده تره اكا برخي از دوستان فقط به جاي بار باد دارم و زود هم ميتركن و موجب ازار ديگران ميشن شما حتي اگه بهترين ترانه سرا هم باشيد و استاد تمام ادبيات هم باشيد حق تحقير كردن نداري دوست من زبان نقدت رو اصلاح كم بخصوص در خصوص بانوان كه حساس تر روحيه لطيف تري دارن
      • سلام آقا نیما قشنگ معلومه استاد غلط نگارشی هستی.من حرفامو زدم و نیتمم پیش خودم مشخصه و همیشه هم گفتم که من کوچک ترین عضو این آکادمیم و حتی اگه دقت کنین همیشه از کلمه ی نظر استفاده میکنم تا نقد،چه برسه به استاد ادبیات.اما شما که باد غرور انقدر توو کلتون موج میزنه هیچ وقت نمیتونین متوجه باشین که نیت یه آدمی که همیشه سعی داشته خاکی باشه چیه.امیدوارم همیشه موفق باشین.
      • سپاس فراوان از جناب سکوت.. @};-
      • شما بيشتر گلي هستي تا خاكي و اب زلال هنر وو گل الود ميكنيد
      • سلام عذر می خوام اگه دخالتی میکنم توی این بحث چون برای خودم هم چند وقت پیش همیین اتفاق افتاد و یه نقد با زبان خیلی تند و با کلمات تمسخر آمیز رو به رو شدم.. من جسارتی نمی کنم اما اگه واقعا از روی علم نقد میکنید سعی کنید اخلاقش هم داشته باشید در کنارش، جناب توانا اینکه راحت شخصیت هرکسو زیر سوال ببرید اصلا صحیح نیست...احترام به شخصیت و ذوق هنری هر کس خیلی مهمه.. درضمن شما حق اینکه بخواین توی این سایت با هر جمله ای به کسی توهین کنید رو ندارید خووبه که این یک بیت شعری که گذاشتین رو خودتونم یه چند بار بخونید از روش بلکه مفهومش اثری داشته باشه!
      • بانو اين اقا نه علم دارن نه ادب و امثال اين اقا اكادمي رو با دم گاراژ اشتباه گرفتن اقاي قاسمي ميگفت نقد بند تنبوني و من به اين نقد ميگم نقد ميدون باري
      • بله من که خودم مبتدى هستم متوجه ميشن ايشون در چه حد علم دارن!!!! ادب که دىگه...
      • سپاس از همراهی دوستان خوبم مهشاد عزیز و جناب سکوت... خودتون رو درگیر این مسئله جزئی نکنید... :-) یه حرفایی غیر اصولی از روی هرچی که اسمشو میذارید زده شد که به خوبی قصد و نیت و شخصیت طرفو روشن میکنه.....پس شما دوستان گلم خودتون رو درگیر این ماجرایی که بارها و بارها تو همین جمع باهاش روبرو بودیم و هستیم نکنید....جناب سکوت حرف خیلی قشنگی زد "درخت هرچه پربارتر افتاده تر"... =D> من از طرف ایشون از شما عذر میخوام که ذهنتونو مکدر کردن... :-) بازهم ممنون از حمایتتون @};-
      • سلااااام بچه ها حیف شد دیر رسیدم :-)) :-)) :-)) ایشالا دفه بعد... ماشالا از این بحثا زیاد پیش میاد... :-)) :-)) :-))
      • آقا نیما شمام بهتر ترانه ی سکوت برا خودت بگی و توو خلوتت باهاش دم بگیری.شما مغزت نیاز به گاراژ داره وقتی فرق رک بودن و بی ادبی رو نمیدونی. خوشحالم که گلی هستم( @};-) که با بودنم خارایی مثه تو نمایان تر میشن،و یادت باشه که اگه دیدت درست باشه هیچ وقت میدون بار و گاراژ جای بدی نمیبینی. که نقد جریان گرفته از اونجا رو بد بدونی این دیدته که یه جایی رو خوب میبینه و جای دیگه رو بد،و بعد خودت توو گفتت به یه سری شغل توهین میکنی اما بی خبری.و خوشحالم که آدمایی مثه تو هستن که به قول لقمان حکیم ادب یاد بگیریم ازتون.
      • گربدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم حافظ ار خصم خطا گفت نگيريم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نكنيم
      • خانوم نور النسا،از شما انتظارش رو نداشتم که انقدر متعصبانه به قضیه نگاه کنین. بازم عیبی نداره اما شما هر وق خواستی به کارای ما نگا کن. و بدون دونستن این که کجا وایسادی و چی میخوای،بی علمی و بی ادبی نیست.من ذوق کسی رو سرکوب نکردم،خدا نیاره اون روزو،مگه من کیم،اما نظرمو رک گفتم.و اگه دقت کنین جاهایی که به نظرم خووب بوده هم گفتم.اما بد و خوب و باهم دیدم.
      • چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست (حافظ) اگه دوتا چش دارم و پشتم و میبینم، اگه پزشک نیستم و نسخت و پیچیدم، اگه خیلی جدی یا خیلی خوش طم(ع)و شیرینم، چون واسمون مهم نیست که دشمنا چی میگن. (محمد رضا شایع)
      • شرمنده آقای توانا منم چون رو بعضی مسائل حساسم گاهی یه برخوردایی که میبینم ممکنه تند رفتار کنم بازم عذر میخوام قصد جسارت به شما رو نداشتم ، اینو بذارید پای حساس بودن من @};- @};- @};-
      • این همه جبهه گرفتن...این همه قضاوت..این همه توهین..فقط به خاطر اشتباه یه واژه نامه یاهرچیز دیگه...بچه ها خواهشا نذارین دست وپای نقد ازاین سایت بریده بشه٬که ازاین به بعد کسی نتونه نظرواقعیشو برای ترانه ای بنویسه..درست یاغلط٬ترانه یرا تشخیص میده..گرچه آقای توانا نقدی نکردند..من زمریم عزیزعذرمیخوام منم وارد این موضوع شدم امشب کامنتارو که خوندم به یاد همه ی دلخوری های اینچنینی ورفتنای بعدی که دیدم افتادم وبااینکه تایپ برام به شدت سخت بود ولی همین دو سه خطو نوشتم..حرف زیاده وتایپ سخت :) ولی بچه ها همدیگرو ببخشین ودوست باشین =((
      • حق با فریبا خانم هست. یه مقدار در مورد آقا عماد تندروی شد. برخلاف آقا نیما من مطمینم تراکتور غیر عمد بود چون تو صفحه کلید موبایل خودم هم ن دقیقا بالای ک قرار گرفته و احتمال اشتباه تایپ شدن زیاده. از طرفی لحن دوستان تند تر از حدی بود که باید می بود و برای حفظ محیط دوستانه آکادمی گاهی باید احساسات رو کنترل کرد. جواب هر های هوی هست و وقتی با اون لحن آقا عماد مورد سرزنش قرار میگیره خوب ایشون هم مجبور به تندی میشن. درسته که شوخی ایشون ابتدا خانم سپید رو ناراحت کرد ولی بعدش میشد با زبان آرامتری بحث رو پیش برد که به بحث های توهین آمیز بعدی نکشه.امیدوارم تو سایتمون دوستی های عمیق و موندگار رو شاهد باشیم نه دشمنی ها و جداییها رو @};- @};- @};- @};- @};-
  • لحظات زیبایی خلق کردید با اینکه نقاد خوبی نیستم اما نکاتی هست که به صورت پیام حتما براتون میفرستم
  • سلام مریم خانم کار احساسی و زیبایی بود مرسی ازتون =D> دلـــم کـنـااار نــیــومــد بــا نــبــودت تـا رفتی عمرِ خوشبختیم سـر اومد حتی ساعـت مچیمم بی رمق موند زمـــان هـمـپـایِ مـن از پـااا دراومد! @};- @};- @};-
  • @};- @};- یکی دوجاش یکم سخت خونده میشه . ولی حس کارت خوب بود مریم عزیز. موفق باشی گلم :-)
  • مـن و بـغـضِ بـظـاهـر ساکتی که اگـه سـر وا کـنـه سـیـلابِ درده! زیبا بود :-) @};- @};-
  • سلام خانم سپید عزیز موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام مریم گلی چه ترانه ی نازی خیلی ارتباط گرفتم باهاش @};- @};- @};- @};- :-x :-x
  • فقط عالی
  • سلام بانو مریم بسیار زیبا و با احساس بود لذت بردم از خوندنش لایک تقدیم شما شاد باشی @};- @};- @};- @};-
  • درود مریم جان :-x خوشحالم باز هم ازت می خونم و مثل همیشه سرشار از احساس .... لایکی بانو @};- @};- @};- @};-
  • سلام مریم عزیزم ..ترانه ی زیبات رو خوندم بسیار عالی ..بسیار پرحس و دلنشین بود..ممنونم از حضورت و از ترانه ی زیبات ..سپاسگزارم که در جمع ما شرکت داشتی و خازره آفریدی.. موفق شاد و پرترانه باشی. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام بانو ربانی عزیز.. ممنون از تشریف فرمایی تون...خواهش میکنم وظیفم بود، من هم از شما سپاسگزارم که بنده و ترانه هامو قابل این جمع دونستین :-) درپناه خدا @};- @};- @};-
  • مریم جان ترانه بسیار زیبایی ازت خوندم ولی هر ترانه ای رو که این روزا می خونم فک می کنم برای مرتضی پاشایی سروده شده اخه اونم عصر جمعه رفت ببخش اگه ناراحتت کردم ممنون از ترانه زیبات @};- @};- @};-
    • سلام ناهیدجان.. بله عزیزم من هم درست بعد از اینکه کار این ترانه رو تموم کردم و بعدش با خبر کوچ این هنرمند عزیز مواجه شدم، در کمال تعجب دیدم اکثر بندهای این کار چقدر با این فاجعه اسفناک هماهنگه... :< امیدوارم که روحش شاد و قرین رحمت الهی باشه.. خواهش میکنم ممنون از حضورت دوست خوبم @};- @};- @};-
  • سلام مریم عزیزم چقدر به تو احساسم خوب و مثبته از ترانه هات روز به روز بیشتر لذت می برم ترانگیت در پناه خدا هم ترانه لایک تقدیمت @};-
    • سلام دوست عزیز و مهربونم.. ممنون..من هم از همراهیت پای ترانه هام کلی انرژی میگیرم..ممنون که هستی :-x خدا یارت عزیزم..سپاس از لطفت @};-
  • درود مریم عزیز.ممنون از احساس سرشارت بانو =D> فقط از نظره من دل پینه بسته زیاد ننشسته و تصویرش دوره :"> شاد باشی بانو @};-
    • قلب پینه بسته @};-
      • درود جناب ادریس زاده.. ممنون از حضور تون... قلب پینه بسته اشاره به قلبی زخم خورده و شکسته داره که فکر کردم در کنار مفهوم کوچه گرد ترکیب مناسبی باشه.... باز هم از شما و دوستان پوزش میطلبم:-) ممنون از همراهی تون... @};-
  • از اون لــحــظــه مـیـونِ خــاطــراتـت تـــمـــومِ اشــکــامـــو آواره کــــردم تـو رفـتـی بـعـدِ تـو هـــر روزِ هـفـتـه یه جمعه بی کسی رو دوره کـردم سلام مریم جان زیبا سرودی آفرین به احساست =D> @};-
  • سلام موفق باشید.در ابتدای کار تصاویر زیبایی سرودید ولی بعدش از وزن مقداری خارج شدید.
  • سلام دوست عزیزم ترانه بسیار زیبایی ازتون خوندم. خیلی خوشحالم اینقدر خوب دارن کار میکنن دوستان بیت زیر رو خیلی دوست داشتم: تـو نـیـسـتـی و دلِ سـردرگـمِ من تـوو این دنیا چـقـدر جاگیره بی تو مــن و ویـــروونــیِ تـدریـجـیِ مــن ایــنــه حـالِ مــن و تـقـدیـر بی تو… پسندیدم کارتون رو زیاد همیشه شاد و سلامت باشید @};-
    • سلام جناب پورکاشانی... بله من هم از این بابت خوشحالم وقتی اثار رو به پیشرفت دوستان رو میخونم:-) از حضور و لطف شما هم سپاسگزارم..زنده باشید @};-
  • سلام مريم عزيز چقدر زيبا و با احساس بود واقعا عالي بود خيلي كارت رو دوست داشتم و خوشحالم اين كار زيبا رو خوندم لايك
  • خیلی خوب @};- @};- @};- فقط توو جمله اول دو تا زمان به هم اضافه شده فکر میکنم درست نباشه"حـوالـیِ غــــروبِ عـــصــرِ پــایــیــز…"یا حداقل من یادم نمیاد قبلاً شنیده باشم.غروبِ عصر مثل طلوع صبح. اگه طلوع صبح درست باشه غروب عصر هم درست خواهد بود.
    • سلام.. من درست متوجه نشدم شما یعنی این ترکیب رو نشنیدین: طلوع صبح،غروب عصر؟؟!!!! واقعا متعجب شدم.. اشعاری که برای انتظار فرج گفته شده و ترکیب "غروب عصر جمعه" که در اینگونه شعرها مکرر بکار برده شده (غروب عصر جمعه پر ز غمهاست،این اسمان دلگیر در پی غمگسارهاست.......) ، و حتی در زبان عامیانه ازش استفاده میشه تاحالا به گوشتون نخورده؟ طلوع و غروب ، فعل و حالت هایی هست که خورشید یا ستاره یا هر پدیده دیگه به خودش میگیره .... و صبح و عصر مفهوم زمانی دارند.. و فکر میکنم ترکیب این دو مفهوم باهم هیچ ایرادی نداره.. ترکیبی مثل "مغرب عصر یا مطلع صبح" ، که مغرب و مطلع صفت زمانی و مکانی هستند، به نظر من اشکال داره(بازهم نظر اساتید رو میطلبه) ولی ترکیب غروب عصر و طلوع صبح خالی از اشکاله که بارها و بارها ازش استفاده شده و میشه... ممنون از توجه وحضورتون .. موفق باشید@};-
      • احتمالاً حق با شما باشه. شایدم قبلاً گفتن و من دقت نکردم. من چون از این زاویه که خورشید غروب میکنه ولی عصر که غروب نمیکنه نگاه کردم.شاید واسه همین خوب باورش نکردم.
      • بله.. منظور غروب خورشید در عصر پاییز..:-) ممنون از همراهی تون @};-
      • آقای یاران انقدر کار از لحاظ بیان مشوشه هست که دیگه درست استفاده نکردن از عبارات عامیانه رو باید نادیده گرفت با اینکه جاهای خوبم داره. @};-
      • :-?
  • سلام مريم عزيزم خيلى عاااالى بود :-x @};- لايک
  • حـالا این من بـا قلبی پـیـنـه بسته بـه دنـبـالِ تـو عـصـرا کـوچـه گـرده مـن و بـغـضِ بـظـاهـر ساکتی که اگـه سـر وا کـنـه سـیـلابِ درده! به به بانو سپید خیلی زیبا بود @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود خانم سپید! زیباست.همونطور که گفتم ترانه هاتون خیلی عمیقن.کامنت دوستان هم اینو میگه. =D> =D> =D> @};-
  • حـالا این من بـا قلبی پـیـنـه بسته بـه دنـبـالِ تـو عـصـرا کـوچـه گـرده مـن و بـغـضِ بـظـاهـر ساکتی که اگـه سـر وا کـنـه سـیـلابِ درده! =D> =D> @};- تقدیم شما و کار زیباتون.
  • درود بانو سپیدترانه ی زیبا و با احساسی بود آفرین به این قلم توانمند سبز بمانید @};- @};-
  • سلام این ترانه تون خیلی بهتر از ترانه قبلیتون بود در مورد ترانه تون بعداً خواهم نوشت موفق باشید.امینــ @};-
  • @};- @};- @};- :-)
  • سلام مریم نازم چقدر زیبا با کلمات بازی کردی و اونو به ترانه تبدیل کردی عزیزم واقعا از خوندن ترانت لذت بردم لایک2 تقدیمت گل نازم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-