به خاطراتت سر زدم

عشق تو و مستی ام از
 جام می و شراب سرخ
 هوش می بره از سرم و 
 سرخ می کنه تمام رخ
به آیینه اعتماد نکن
 فریفته ی نگاه توست
 آتیش زده به جان خویش
 مستی اون گناه توست
می پوشونه چهره ی خود
 ظاهر میشه به جای من
 هر چی هم عاشقت باشه
 نمی رسه به پای من
تو ، دلت قبله و من
 دور دلت شاپرکم
 نشکنی بال و پرم
 عاشقتم ای مَلَکَم
روحم می خواد پر بکشه
 بیاد به زیر پای تو
 دوس داره سرش بیاد
 هر چی که هست بلای تو
بهم نگو وقتی میام
 بارونیه دور و برت
 درسته که ابرم ولی
 چتری میشم روی سرت
امروز بازم رفتمو
 به خاطراتت سر زدم
 اما نبودی باز کنی
 ساعت ها موندم در زدم
بوی تو هنوزم می پیچه
 در کوچه های بی کسی
 ولی به اشک و آه من
 نمی رسه فریادرسی
سلطان عشق
۱۷/۱۲/۸۷

از این نویسنده بیشتر بخوانید: