دلش ازم پره

میشه تو ضامنم بشی دلش ازم پره
شفاعتم بکن زیره پاهام سره
خیلی حالم بده یه کاری کن برام
داغونو رنجورم از این حالت درام
عمری نکردمو انگاری پیر شدم
عاشق شدم ولی تو عشق اسیر شدم
گفتم ولش کنم انگاری گیر شدم
دلش یه آهوبود براش یه شیر شدم
اما وفا نکرد پیشش حقیر شدم
دل کنده اون ازم می گفت که سیر شدم
بارونی بود دلم برام گویر شده
عشقش کوچیک بودش برام برام حالا کبیر شده
بزرگ بودم براش حالا صغیر شدم
اول یه قافیه حالا ضمیر شدم
وقتی پیشم بودش چه دلپذیر بودم
برام مثه یه آسمون براش یه آفتاب گیر بودم
از وقتی رفته اون آسیب پذیر شدم
رفتو ولم کردش ازش دلگیر شدم
من که هنوز دوسش دارم امیدوارم برگرده باز
امیدوارم خودت برام قصه رو باز کنی آغاز

از این نویسنده بیشتر بخوانید: