ای زندگی با من مدارا کن

با تشکر ویژه از سرکار خانم آزاده ربانی و همه دوستانی که همواره از حمایتشان برخوردار بودم….
ای زندگی با من مدارا کن
من تشنه ی یک جرعه تسکینم
نوری توو شبهای سیاهم نیست
بی وقفه من کابوس می بینم

با من مدارا کن شاید اینبار
باور کنم خوشبختی نزدیکه
شاید که عشق، فانوس راهم شه
این جاده بی اندزه تاریکه
************************
می ترسم از تصویر آدمها
از چهره های سرد و دلمرده
اینجا کمی عاشق شدن سخته
از بس که دلهامون ترک خورده
************************
خیلی غریبم رو زمین انگار
اینجا دلیلی واسه موندن نیست
دیگه تصور کردن فردا
حتی دلیل زنده بودن نیست

راهی نمونده واسه من جز این
یا مرگ …. یا تسلیم آینده
با من مدارا کن شاید اینبار
پایان این قصه خوشاینده
ترانه سرا : سمیرا اکبرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام کارتون روون و زیبا بود خانم اکبر زاده عالی @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم اکبرزاده موفق باشید.حس زیبایی داشت. ای زندگی با من مدارا کن من تشنه ی یک جرعه تسکینم نوری توو شبهای سیاهم نیست بی وقفه من کابوس می بینم جانا سخن از زیبان ما میگویی
  • سلام ترانه ی زیبایی رو ازتون خوندم...زبان دلنشینی داشت ..میشه گفت این ترانه بیشتر وصف احوال شخصی و دلتنگیای شاعر از زندگیه..با وزن "مستفعلن، مستفعلن، فعلن" ای زندگی با من مدارا کن من تشنه ی یک جرعه تسکینم نوری توو شبهای سیاهم نیست بی وقفه من کابوس می بینم مخاطب ترانه زندگیه..یا به عبارتی خداونده...بیت اول به خوبی نمایی کلی از کل حرفی رو که شاعر میخواد بگه نشون میده..و ادامه ی ترانه در واقع توضیح و توسعه ی بند اوله..بند اول به خاطر ارتباط و بستگی که دو به دو بین بعضی واژه ها وجود داره، بند جذابی رو خلق کرده: "تشنه و جرعه".."نور و شب ".."شب و کابوس"...اما "بی وقفه" واژه ای بدون مسئولیت به نظر میرسه...یعنی با حذفش هم اتفاق خاصی نمیفته...مثل خیلی از آدمای دنیای اطرافمون با من مدارا کن شاید اینبار باور کنم خوشبختی نزدیکه شاید که عشق، فانوس راهم شه این جاده بی اندزه تاریکه...قافیه های محکم این بند و تشبیهی که در مورد عشق و زندگی به کار رفته. ..این بند رو بندی موجه و قابل قبول معرفی میکنه ************************ می ترسم از تصویر آدمها از چهره های سرد و دلمرده اینجا کمی عاشق شدن سخته از بس که دلهامون ترک خورده ...با توجه به کلیت ترانه که یه موضوع شخصیه ...و شاعر دلتنگیاشو داره بیان میکنه...شاید اینجا آوردن عبارت "دلهامون ترک خورده" ، تعمیم نابجایی به نظر برسه ************************ خیلی غریبم رو زمین انگار اینجا دلیلی واسه موندن نیست دیگه تصور کردن فردا حتی دلیل زنده بودن نیست.."موندن" و "بودن" قافیه نیستن...یا حداقل قافیه های موجهی به حساب نمیان...با حذف نون مصدری چیزی به اسم قافیه نمی مونه راهی نمونده واسه من جز این یا مرگ …. یا تسلیم آینده با من مدارا کن شاید اینبار پایان این قصه خوشاینده ....پایان باشکوهی میشد اگه کمی بند رو تغییر بدین...با توجه به مفهوم عبارت "با من مدارا کن شاید اینبار/پایان این قصه خوشاینده"، فعل این مصرع باید بصورت مضارع التزامی بیاد..یعنی: "با من مدارا کن شاید این بار/پایان این قصه خوشایند باشه" ..و یا برای به هم نخوردن قافیه عبارات قبل از قافیه رو اصلاح کرد ..قصد جسارت نداشتم و نظر و دیدگاه شخصیمو عرض کردم لایک 9 تقدیمتون...شاد باشید! ♡♡♡♡♡♡♡
  • می ترسم از تصویر آدمها از چهره های سرد و دلمرده اینجا کمی عاشق شدن سخته از بس که دلهامون ترک خورده @};-
  • سلام خانم اکبرزاده عزیز بسیار زیبا و لایک @};-
  • سلام سميراي عزيز كار زيبات رو خوندم احساس خوبي تو كارت بود مرسي لايك با من مدارا کن شاید اینبار پایان این قصه خوشاینده
  • درود سمیرای عزیز.لذت بردم از کار روون و پر احساست.لایک تقدیمت. =D> کار قابلیت اجرای بالایی داشت. شاد باشی بانو @};-
  • سلام به سمیرای گل خودمون ..ممنونم از این سپاس ویژه ت ..زیادتر از حد ماست سمیرا جون ..چون کاری نکردیم که قابل تقدیر باشه ..هرچه هست که..لطف شماست. ترانه بسیار بسیار بسیار زیبا و گیرا و پرحس بود .آفرین .سخن ِازدل برآمده بود که دلنشین شده اینقدر..بسیار عالی. ممنونم از حضورو از ترانه ی به این زیبایی ت. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام. واقعا زیبا سرودین بدون تعارف باید عرض کنم ترانه ی شما رو از بقیه ترانه ها بیشتر دوست داشتم. لایک5
  • درود بانو سمیرا زیبا بود لایک @};- @};- @};- @};-
  • درو د بانو سمیرای عزیز لذت بردم از این ترانه ی زیبا و خوشحالم از حضور مجددتون لایک @};-
  • سلام خانم اکبر زاده ، کارتون رو خیلی دوست داشتم . مخصوصا موضوعش . :-) @};- =D> لایک تقدیمتون .
  • @};- @};- @};- :-)
  • با من مدارا کن شاید اینبار... ریتم خوندن رو به لغزش میندازه می ترسم از تصویر آدمها از چهره های سرد و دلمرده اینجا کمی عاشق شدن سخته از بس که دلهامون ترک خورده............قشنگ و تودل برو لایکی