(خداحافظ خداحافظ)

بهت گفتم دلم گیره..نگفتم از تو دلگیره
رهام کردی..نفهمیدی..که قلبم بی تو میمیره
نمیخواستم برم اما..زمونه کفشمو جف کرد
بهش خندیدم اما اون..بروی صورتم تف کرد!

منو آوار پاییزو هزارون راه نارفته
چی شد اون آرزوها خوابو رویاها کجا رفته؟
سی و چن سال تنهایی..به ساز غصه رقصیدن
همش آتیش گرفتن سوختن با گریه خوابیدن
با یه لبخند مصنوعی..مثه دیوونه خندیدن
به هر بیراهه رفتن هر خدایی رو پرستیدن!

نگا کن حاصلش این شد…یه مشت قرصای رنگارنگ
که پیش رومه و میخواد…منو بفرسته زیر سنگ
همون سنگ سیاهی که میشه آرامگاه من
میگن سنگین و سرده مثل این فرسوده آهه من..

صدایی باز میپیچه..تو گوشم لحظه ی آخر
بسوزون شعرهاتو..سر بکش تا جرعه ی آخر
تمومش کن..تمومش کن که وقتت فرصتت تنگه
نباشی کار این دنیا..نمیلنگه نمیلنگه!

مثه بی آشیون مرغی که میشه طعمه ی دریا
بکش سر استکانت رو..بذار راحت شی از دنیا
به آخر میرسه قصه دیگه چیزی نمینوشه
اتاق سرد و اون شاعر که تنهامونده یک گوشه

ببین پرواز کرد اما جنازه ش رو زمین مونده
دیگه راحت شد و پر زد از این دنیای وامونده
صدای ضجه ی مرگ وبازم ابری که میباره
ببین اون مرده و هیچکی رو قبرش گل نمیذاره!

از این دنیای غارتگر ندیدی روی خوش هرگز
برو راحت شدی شاعر خداحافظ خداحافظ
چی موند از کار این دنیا..بجز خون جگر بر دل
جهنم صد شرف داره به این دنیای بیحاصل!

درود دوستان
اسم دیگه ی این ترانه (مرگ شاعر )بود و تاریخ سرایشش هم مربوط میشه به دوسال پیش
و اوایل حضورم در اکادمی ترانه
امیدوارم که مورد پسند واقع بشه @};- :-S :-S @};-

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

751
۸۰