تنهای تنها…

من از سادگی های تو دلخورم / تو ساده گذشتی از احساس من
همه زندگیم رنگ ماتم گرفت / وقتی شونه هات تکیه گاهش شدن

خدا شاهده قلبم از غم پره / با هر خاطره میشکنم توو خودم .
به قدری حواسم به سمته تو بود / یادم رف( رفت) که باهات غریبه شدم

میخواستم به تنهایی عادت کنم / یه دیوار کشیدم به دوره خودم
نخواستم که تحمیل کنم حسمو / همین شد که تنهای تنها شدم…

بخش دوم:

توو این زندگی حقم از عشقه تو / فقط گریه و ناله و زاریه .
وقتی میدونم تو هواخواهشی / چرا عاشقتم ؟ عجب کاریه …

آره اشتباه کردم عاشق شدم / دارم چوب احساسمو می خورم
به اشکای داغی که رو گونمه / به قلب شکستم ازت دلخورم

ولی تو به فکرم نباش و بخند / به احساس و به سادگی های من
چشامو میبندم خجالت نکش / بگیر دستاشو از دلم دل بکن…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: