تو مردی قبول

از تهِ دل به گریه های من بخند
تو آخرشی مرد بودن کیلو چند

سکوت من خودش رمانه نگفتس
توی نگاهم یه دنیا شعر نهفتس

تو بیستی تو صدی ما صفر
تو آسمونی ما بدیم زمینِ بایر

قسم به تمام شعرهای آبکیم
اگه خدای حمله ای ما خدای پاتکیم

تو مرد نیستی بوی لجن میدی
تو بوی تعفن مردۀ بی کفن میدی

قسم به صورت سوختۀ دخترها
که عاقبتت عاقبت یزیده بخدا

بدون که چوبه خدا صدا نداره
شکستنه تو نیازی به دعا نداره

تو مثه برگه زردی درخت تردت کرد
برام عجیبه اسمتو گذاشتی مرد

پیش تو اسیدها هم خجالت کشیدن
چون کسی رو رذل تر از تو ندیدن

قسم به تموم شهیدای این خاک
قسم به تموم عاشقای سینه چاک

آخرش به تیر غیب حق دچار میشی
مرگ بر توی هر چی شعار میشی

اسم تو ننگ مرد باشه همه میدونن
بعد از این قصتو برای عبرت میخونن
….
و ادامه دارد تا قصه باقیست
پ.ن:در سوگ زنانی که محکوم زن بودن هستند

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

519
۱۴