تردید

چقد لحظه هامون بد عادت شدن
چقد زود بهم دیگه شک میکنیم
تو این روزگار پر از استرس
تو قلبا جدایی رو حک میکنیم
چقد ساده از پیش هم میگذریم
چه راحت با تنهایی سر میکنیم
چقد سردو بی واژه تو بغض شب
چشامونو با غصه تر میکنیم
من از این همه سردی ناراحتم
وجودم پر از التهابو غم
میخوام شیشه حسرتو بشکنم
تو این حالی که خسته درهم
واست سخته باور کنی هیچ کسی
دیگه همدم لحظه های تو نیست
به ظاهر پر از خنده میشه لبات
کسی همدم گریه های تو نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

500
۹