هنوزم خلوتی تو خونمون هست

هنـوزم خلـوتی تو خونمـــون هست / که جـای دنجـی واســه ما دو تا شــه
اگـه دلت هنـوز اینجـــاست برگــرد / که مرحمـی واسـه این زخــم ها شــه

هنـوزم خلــوتی تو خونمــون هست / که جـایی واسـه رفــع خستـگیت شـه
یکــی اینجــاس هنـوز عشـقو می فهمـه / یکی میخـواد تمـوم زندگیت شـه

از اون وقتـی که جـات خالیـه اینجـــا / شبـا خیـره به دیــوار اتاقـــم
کجــا دستــاتو گـم کـردم که اینطــور / اسیــر تلخــی این اتفاقــم

لبــای ساکتت موقـــع رفتــن / منو بدجــوری تو خـودم شکستن
چقــد سـاعت من کُنــد میــره انگــار / جلــوی عقــربه ش دیـواار بستن

به حــرمت سکـوتت وقت رفتـن / زمـانم هر شب اینجــا مکث میشـه
تا میـرســم به لحظــه ی وداعت / تمـــوم باورام برعکس میشـه

به چشمـایی که منتظــر به راتـن / به این قلب و امیــد ناگزیرش
اگه راهـی واسـه برگشتنت هست / تو این فرصتــو از خـونه نگیــرش

از این نویسنده بیشتر بخوانید: