تَنفس

چرا تو رفتی دَمِ تیر
که تیر بشینه به گلوت
تنفسات چه سنگینه
وقتی میشینم رو به روت

هر گازِ خردلی زدن
تو با شهامت ایستادی
برایِ خاک و وطنت
تو حتی جونتم دادی

سنگر با هر ضربه شکست
تا که پناهتون باشه
ندیدنِ اون نفسات
قلبمو از هم می پاشه

بخندو باز بگو برام
خاطره های سنگرو
از کپسولِ اکسیژنو
همسنگرای پَر پَرو

توو این مُحرمِ غریب
یه خواسته دارم ای خدا
تنفسُ نگیر ازش
به حقِ دشتِ کربلا

………………………………………………………………………
این ترانه تقدیم به همه ی جانبازانِ شیمیایی که واسه خاک و ناموس از همه چیز گذشتن…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

538
۱۸