(شام غریبان)

جوانی نکردم توو این روزگار //// ولی سهمم این گرد پیری شده
نگا کن شدم عین زاینده رود //// که حالا زمینش کویری شده

تو رو دووس داشتم مثه چشمه ای /// که دل داده هر شب به تصویر ماه
بمون دلخوشیهامو مدیونتم /// مبادا بری پشت ابر سیاه

غمت مثل هر شب سراغم میاد /// نمیذاره تنها بمونم چه خوب
نفسهای آخر کنارم بمون /// شدم مثل خورشید قبل از غروب

سکوتت واسم یک معما شده /// دیگه بیشتر حالمو بد نکن
برو اما با هر کس و ناکسی /// دیگه بعد من رفت و آمد نکن!

چی میشد نگات مثل اون روزها /// که ما مال همدیگه بودیم شه
به قران که حق دارم از این به بعد /// به تختت لباست حسودیم شه!

مرتب برات نامه مینویسمو /// میگم حالم اینروزها عالیه
دروغامو اما تو باور نکن /// توو این خونه جات تا ابد خالیه

چه تلخه که آدم جوان باشه و /// دل از غصه ها پیر و فرتوت شه
درختم درختی که از بخت بد /// قراره تنش چوب تابوت شه!

همه شهر دنبال لیلا ولی /// یکی بود تنها که مجنون شده
تو نیستی و این شب شب لعنتی /// برام مثل شام غریبون شده

@};- @};- @};- @};- @};-@};- @};- @};- @};- @};-@};- @};- @};- @};- @};-
(۱۳۹۳/۸/۲) عباس مقدم

849
۷۹