جرم بی برگشت

تو رفتی و من و دردم یه عمره تنهاییم
هنوز زنده ام اما اسیر این مرضم
تقاص نفرت من رو یه شهر پس میده
یه عمره در پی جبران جرم بی غرضم

همین که رفتی و کشتی تمام رویامو
منو به این زن بی ابرو مبدل کرد
شبای سرفه و درد شدید و بی خوابی
منو به این من بی ارزو مبدل کرد

به تن کشیدن این درد تلخ اجباری
که خوابو از سر من برده یادگار توء
نفس کشیدن ویروس مرگ توی تنم
نتیجه ی طلب عشق مرگبار توء

تو رفتی و سر من توی شهر غوغا شد
منی که رنگ نگاهم پر از نجابت بود
تمام خاطره هاتو به شهر پس دادم
که هرزگی من و ضجه های نفرت بود

زنی که عاشق اغوش گرم عشقش بود
شباشو تو بغل انتقام سر کرده
به انتقال یه ویروس سخت بی وجدان
تلافی رکبت رو به شهر در کرده

برای حل شدنم توی درد امادم
روبان قرمزو بستم به روی پیشونیم
شبای پرهوس و اشتباه بی برگشت
من و تنی که پر از درده و پشیمونیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • کل ترانه خوش وزن بود ولی بعضی قسمتای ترانه از نظر وزنی خیلی خیلی خوب بود. @};- @};- @};- فضا سازی تو ترانه رو خیلی دوس دارم.این بند از ترانه نشون میده شما خیلی خوب بلدین این کارو انجام بدین.این نقطه قوت رو قوی ترش کنین. برای حل شدنم توی درد امادم روبان قرمزو بستم به روی پیشونیم =D> =D> =D> بعضی وقتا بعضی جمله ها مفهوم خاصی ندارن ولی فضا سازی و فرم مناسبی ایجاد میکنن مثل این جمله شما که فوق العادست.
  • سلام بازم یه کار خوب از شما خوندم درضمن برعکس یه سری از دوستان که معتقدن استفاده از کلماتی مثل هرزگی و نظیر این کلمات جایی توو ترانه نداره به نظر من جاش همینجاست.سانسور توو ترانه اصلا اتفاق خوبی نیست موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام زیبا بود لایک داره @};- @};-
  • درود خیلی عالی و زیبا و درعین حال بکر از همه لحاظ :-) لایک @};- تو رفتی و سر من توی شهر غوغا شد منی که رنگ نگاهم پر از نجابت بود تمام خاطره هاتو به شهر پس دادم که هرزگی من و ضجه های نفرت بود =D>
  • ای کاش مدیرای آکادمی تو ترتیب چینش ترانه ها اول به قدرت ادبی ترانه بها بدن .چرا ترانه به این قدرت که رو این وزن گفته شده باید نهمین ترانه باشه!مطمئنم انگشت شمارن تو آکادمی دوستانی که بتونن رو این وزن ترانه بگن.جدا از وزن استفاده از تعابیر جالب،تصویر سازی و واژه های بدیع به قدرت این ترانه اضافه کرده.فقط تبریک می گم بهتون ولی حق این ترانست که جزئ 3 تای اول قرار بگیره.دس مریزاد @};- پسندیدم
  • سلام گلم ایدز افرین عالی بودکارت ولی ملت گوش نمیدن که؟؟؟؟ 8-> 8-> 8->
  • برای حل شدنم توی درد امادم روبان قرمزو بستم به روی پیشونیم شبای پرهوس و اشتباه بی برگشت من و تنی که پر از درده و پشیمونیم =D> @};- آفرین ترانه خوبی بود . @};- می پسندم .
  • سلام ترانه هات و نقدات خیلی جالب و پخته هست من که لذت می برم آفرین راستی سپینود جان حتما جواب کامنتتو در ترانه گناه زن بودن در صفحه من برو بخون .سلامت باشی @};- @};- @};- @};-
  • سلام گار خوبی رو خوندم آفرین پسندیدم @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • بسیار زیبا =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام موضوع خوبی رو انتخاب کردی.آفرین @};- @};- @};- =D>
  • خوب بود @};-
  • زنی که عاشق اغوش گرم عشقش بود شباشو تو بغل انتقام سر کرده به انتقال یه ویروس سخت بی وجدان تلافی رکبت رو به شهر در کرده @};- @};- @};- @};- سلام سپینود عزیزم @};- @};- =D> =D> موضوع خوبی بود @};- @};- لایک تقدیمت @};-
  • درود بانو سپینود من هم با نظر اقای تلیکانی موافقم فرهنگ ما این چیزهارو نمی پسنده موفق باشید
  • برای حل شدنم توی درد امادم روبان قرمزو بستم به روی پیشونیم شبای پرهوس و اشتباه بی برگشت من و تنی که پر از درده و پشیمونیم موضوع قشنگی رو انتخاب کردی سپینود خانم. ترانه خوبی هست. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D>
  • خوب :-) @};-
  • @};- برای حل شدنم توی درد امادم روبان قرمزو بستم به روی پیشونیم شبای پرهوس و اشتباه بی برگشت من و تنی که پر از درده و پشیمونیم @};- هم زاد پنداری سختی بود که به خوبی از پسش بر اومدید @};-
  • سلام عشقم هم عاشق خودتم هم عاشقه شعراتم.زیبا بود @};- @};- :-x :-x =D>
  • سلام خانم پهلوانی موضوع بسیار خوبی رو انتخاب کردید.و بسایر حرف داشت.اما بیش از حد رک بود .شما تا حالا هیچ کاری از خواننده های ایرانی اونور آب حتی شنیدید به این وضوح درباره تن فروشی و هرزگی حرف بزنه؟من توی بحث اون روز هم گفتم خیلی با کلماتی مثه هرزگی و فحشا توی ترانه مخالفم.قبح معصیت شکسته میشه.درباره این چیزها خیلی باید با دقت حرف زد.من کارتونروسندیدم و لایک زدم.فقط این نکته رو دوس دارم ترانه سرایی به روشن فکری شما لحاظ کنید. @};- @};- =D> =D>
    • اقای تلیکانی من هم موافقم که ترانه باید حجب و حیای خاص خودشو داشته باشه. ولی این کارو دوس داشتم بی پروا بنویسم که درد عجیب این فاجعه رو به رخ بکشم ممنونم بابت دقت و لطفتون @};- @};- @};- @};-
      • یادمه برا همین رو صحبت کردن یه چیزایی برام توی ترانه ی کورتاژ که منتشر کرده بودم نوشته بودین :-?
      • من توترانه ی شما به کلماتی که به کار بردید خرده نگرفتم که من فقط گفتم ترانه ای با اون مضمون نباید به خواننده از اول تا اخر حرفشو بزنه تو این کار شما تفریبا اواسط ترانه متوجه میشید که منظور من ایدزه مثلا شاید تو بند دوم من لو دادم قضیه رو :-) ولی تو ترانه ی شما اینطور نبود.یه قصه بود.دختره داشت داستان زندگیشو میگفت ولی جرم بی برگشت فکر نمیکنم یه قصه باشه یجورایی توصیف یه درد مدامه حالا به انضمام حس انتقام و نفرتی که تو وجود این زنه تفاوت های زیادی بین این دو کار هست اینطور نیست اقای مقدم؟ :-)
      • منظور من ترانه تون نیست احساسیه که شاعر داره و اون احساس بهش میگه که الان باید روو باشه یا پشت پرده و در لفافه حرفای دلشو بزنه همونجوریکه صلح خوبه جنگ هم گاهی لازمه بنظر من نه روو بودن همیشه خوبه و نه سرشار از تصاویرو تعابیر بودن همه ی اینا بستگی داره که بخواین از چه موضوعی صحبت کنین وقتی صحبت از مشکلات اجتماعی و معضلات میشه مخاطب مردم عادی هستن و باید ساده گفت تا همه از دغدغه ی شاعر مطلع بشن @};-
      • مردم ما همونایین که شبای عیدشون حافظ میخوندن عوام ما اونایین که تو قهوه خونه شاهنامه خونی داشتن و مدتها چشم میدوختن به یه تصویر بی حرکت تا بالاخره رستم دیوو از پا دربیاره مردم ما با شعر خوی دیرینه دارن با حافظ زندگی کردن از مولانا چیز یاد گرفتن با رستم به سوگ سهراب اشک ریختن متاسفانه اونایی که شعرو خوب نشناختن و حرومش کردن و نمیفهمنش هم نسلای منن که اونا رو حتی اگه تو روشون با نثرم بگی دنیاتو ویرونه نکن متوجه نمیشن شاعر باید به اقتضای موضوع زبان ترانه رو انتخاب کنه من راستش تو کورتاژ تحت تاثیر قرار نگرفتم همون روزم گفتم @};- @};- @};- @};-
      • باهاتون کاملا مخالفم اون مردمی که تو گفتی مال چن نسل قبلن الان خیلیا شب عید فقط به رسم قدیم چند بیت حافظ میخونن اونم با زحمت و احتمالا با اشکال توی قهوه خونه یا بهتر بگم کافه های الان فقط میشه قلیون دید و....از شاهنامه خبری نیست حتی نسل تحصیلکرده ی ما هم خیلیاشون از شعرای مولانا چیزی نمیفهمن به اینا ایرادی نیست زمانه عوض شده زبان عامیانه عوض شده و همچنین سنتها کی گفته همنسلای ما و شما شعرو خراب کردن نشناختن؟ این حرف نادیده گرفتن نیماها شاملوها اخوانها و........نیست؟ هر دوره حال و هوای خودشو داره و این عیب نیست شاعر باید به زبان مردم دوره ی خودش شعر بگه شما فک کن یکی بیاد و به سبک شاهنامه امروز شعر بگه اصلا مورد استقبال قرار نمیگیره چون نسل امروز شعر سهراب رو بیشتر میپسنده تا زبان کهن اون دوران رو اینکه با این دیدگاه منفی به شعر هم نسلاتون نگاه کنین بنظرم اصلا خوب نیست و تازه مگه قراره همه حافظ و فردوسی بشن؟شعر خوب شعریه که حرفی برای گفتن داشته باشه و بتونه اون حرف و احساس رو به خوبی به مخاطب انتقال بده حالا چه شاعرش حافظ باشه چه زنده یاد خانم سیمین بهبهانی ویا فروغ این خوبه که ما اسطوره های شعرمونو بشناسیم و به نیکی ازشون یاد کنیم اما نه به قیمت نادیده گرفتن استعدادهای زمان خودمون و یا مقایسه کردن اونها با گذشته در ضمن من فقط خواستم نظرم رو درباره ی صراحت در شعر رو بگم و اینکه شما در ترانه ی کورتاز تحت تاثیر قرار نگرفتین دغدغه ی من برای نوشتن این کامنت نبوده و نیست باز هم میگم بزرگ نگاه داشتن یاد بزرگان شعر خوبه اما نه به قیمت کوچک کردن داشته های امروز @};-
      • من اصلا منظورم این نبود! من و شما چقد با هم اختلاف نظر داریم! من میخوام این مردمو با شعر اشتی بدم شما حتی یه کلمه ی غیرمستعمل تو شعرای من دیدی؟ این یعنی من میدونم شعر زمان ما با گذشته متفاوته نظر شما برای من محترمه نظر همه ی دوستانم برای من محترمه و قابل تامل من هم سن و سالای خودمو میگم متاسفانه نتونستم حق مطلبو ادا کنم نوع نگارش و تفکر شما با من فرق داره خب این تو شعرامونم مشهوده! نظر شخصی ما از ارزش کار همدیگه کم نمیکنه من خوشحالم که شما منو به چالش میکشید و در مقابل این چالش هیچ دفاعی از اثرم نمیکنم :-) ممنونم
  • زنی که عاشق اغوش گرم عشقش بود شباشو تو بغل انتقام سر کرده به انتقال یه ویروس سخت بی وجدان تلافی رکبت رو به شهر در کرده دوس داشتم @};- @};- @};-