بهار

دوباره بازم ترانه
میشینه رویِ دلِ من
هرچی سازِ نیمه کوکِ
میزنه به خاطره من

تَهِ جاده های حسرت
میرسم باز به دوراهی
با همین صدایِ خسته
میخونم،آهای کجایی؟

تو که رفتی دیگه سازم
با دلِ من سازگار نیست
چند سالی گذشته اما
بی تو هیچ سالی بهار نیست

هنوزم کنارِ عکست
پیشِ آیینه میشینم
گذرِ زمانِ سردو
به رویِ موهام میبینم

همه ی ترسم از اینه
که نیایُ من بمیرم
کُنجِ این خونه ی تاریک
تک و تنها گوشه گیرم

سرِ هر فصلی که میشه
منتظر واسه بهارم
تا نیای به دیدنِ من
همه سالُ بی قرارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

454
۱۴