کوچه ی خاکی

کوچه ی خاکی
کوچه ی من وتو اینجاست
کوچه ای همیشه خاکی
کوچه ای که خاطراتش
قصه ی عشق و پاکی
توی این کوچه قدیما
در همسایگی وا بود
وقت بیتابی و گریه
کوچه گهواره ی ما بود
توی این کوچه شبهامون
پر نور آینه ها بود
وقت بیداری خورشید
قتلگاه سایه ها بود
همه با هم دیگه بودیم
توی این کوچه صمیمی
قصه ی هر شب ما بود
نقل عشقهای قدیمی
درد من درد تو بود و
غصه ی تو غصه ی من
معنی همنفسی داشت
اسم همدیگه رو بردن
توی این کوچه من و تو
لحظه لحظه قد کشیدیم
بد و خوب زندگی رو
توی این کوچه چشیدیم
اما هرچه ما شکفتیم
عاطفه پژمرده ترشد
توی این کوچه صداقت
شب به شب آشفته تر شد
اومد اون لحظه که دستها
از تو دست هم جدا شد
بسته شد درب رفاقت
در تنهایی ها وا شد
ازرو دیوارهای کوچه
رنگ همسا یگی پر زد
پشت هر خونه ی خلوت
بی کسی اومد و در زد
دیگه هیچ حسی نمونده
واسه اینجا موندن ما
توی این فصل جدایی
واسه با هم بودن ما
اما دل کندن ما هم
مثل تاراج من و توست
بیا با کوچه بمونیم
کوچه محتاج من و توست
کوچه با من کوچه با تو
کوچه با ما کوچه میشه
کوچه اما بی تو و من
مثل یک ویرونه میشه
بیا با همدیگه باشیم
شکل دیوارهای کوچه
کوچه محتاج من وتوست
جون ما فدای کوچه
کوچه ی من وتو اینجاست
کوچه ای همیشه خاکی
کوچه ای که خاطراتش
قصه ی عشق و پاکی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

690
۱۳