بسیجی های احساسی!!

بسم الله
با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم
بدون حاشیه دست تک تک رفیقای خوبم
رو میبوسم که با وجود دوری فراموشم نکردن
واز علیرضا عباسی تشکر میکنم که همیشه نقد
ارزشمندشو به دستم رسونده
با اجازه….

بسیجی هایِ احساسی….

میگن آهنگران خوند و رو مین رفتن
بشون میگن بسیجی های احساسی
براشون سخته درکِ معنیِ این عشق
که تا این حد بخوای پای کسی وایسی…
آره خوب خیلی سخته درکِ این ایثار
واسه هر کس که ترس از مرگِ تن داره
کسی مفهومِ این ایثارو میفهمه
که حتی خونشم حکم وطن داره…
جوونی که روی مین رفت و معبر ساخت
تو این مردن فقط زیبایی میبینه
سلاحِ اعتقادش توی دستاشه
ببین تلفیق عشق و اعتقاد اینه…

تو هرجای جهان که جنگی رخ داده
همه از کشته ها اسطوره میسازن
ولی اسطوره اون جانبازه رو تخته
چرا به قهرماناشون نمینازن؟…
چرا دلگیرن از دست عزیزاشون
از اوناکه به خون افتادن و رفتن
چه سهمی بردن از دنیا به جز اینکه
تموم سهمشون و دادن و رفتن…
نجنگیدن ولی دایم طلبکارن
میگن اینجا کجاس خونه س یا زندونه
به آرامش رسیدن غافل از اینکه
نمک خورده نمک دون و نمیشکونه…
نمیدونن چه تلخه طعم حرفاشون
برای مادری که چشم تر داره
تموم آرزوش اینه یه روزاز استخونای ــ
عزیزش بوسه برداره…
سه رنگِ پرچمِ این خونه رو عشقه
لباسِ تنِ مجنونه فروشی نیست
هنوز هستن اونایی که وفادارن
عزیزم خاک این خونه فروشی نیست…

960
۲۵