کاش می شد…

من از این فاصله بیزارم و خستم  

چند سالی میشه چِش برات نشستم

از نبودت هر شبم با گریه بیدار

خواهشاً حرمت اشکامو نگه دار

انقده دوری که با حالم غریبی

از تمومِ‌ درد و دل هام بی نصیبی

کاش می تونستم یه جور یادت بیارم

عمر نوح و صبر ایوبُ ندارم!

اگه توی ساحلت پهلو گرفتم

تو نبودت با خیالت خو گرفتم

اگه جز عکست برام هم صحبتی نیست

من تِزِ عشقم مث تو نوبتی نیست!

من نیازم اینه وقتی غصه دارم

اونکه اسمش رو منه باشه کنارم

بم بگه مال منه حتی دروغی

من لبامو روی پیشونیش بذارم..

من نیازم اینه وقتی بی نیازی

غرق احساست کنم با عشق بازی

واسه خاطر غرورم کاش می شد

کاش میشد..با نداریام بسازی…

***


 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: