مهر

شلوغه دورو ور اما
هنوزم یاده تو هستم
تنم عطر تورو داره
خدایی دل به تو بستم

همین بسه برای من
که عطرت رو تنم باشه
واسه جبرانه کمبودت
خیالت باورم باشه

تو این مهری که توش هستیم
شده دنیای من زیبا
تشنج واسه تو کم نیست؟
تو این دنیای نا زیبا

لباسامو تنم کردم
دارم کیکت رو میبینم
خیالاتی شدم بازم
دارم شمعاتو میچینم

برای لحظه ای فکرم
تورو اینجا کنارم دید
لبایی که رو هم بودن
دوباره پیشه تو خندید

هنوزم پیشه من هستی
دارم دستاتو میگیرم
با آهنگی که تو خوندی
تو آغوشه تو میمیرم

تمنا میکنم اما
خیالاتم میگه بسه
میشینم پای شمعاتم
که اشکه من بهش وصله

واسه چند لحظه چشمامو
میبندم منتظر میشم
بدونه آرزو کردن
از عشت منفجر میشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: