دیوونه*****

نه رد میشی از این احساس نه می مونی تو این خونه
تب دستات بهم میگه شدی مثه یه دیوونه
شدی همرنگ این سایه که روزا هم رو دیواره
یا شاید مثه ابری که دلش از غصه میباره
دلم ویرونه از عشقت نه میفهمی نه میدونی
شاید این بارو مثه من تو هم مات و پریشونی
منم مثله خودت خستم منم بی تاب و دلگیرم
یه روزی از نبود تو.. توی این خونه می میرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی عاطفه صائب

از همین گوشه که من نامش را اول جهان می گذارم تا تو که نمی دانم کجای جهان ایستاده ای فاصله خوابی ست .. که من آن را شعــــــــــــــــر می نویســـــم . کارشناس روانشناسی بالینی * atefe.saeb@yahoo.com https://www.facebook.com/roze.sorkh.146