چی بوده سهم من از تو

تو رو آهسته می بوسم ، با قلبم سخت درگیرم
صدای قلبمو گوش کن ، بهت می گه که زنجیرم
به عشقت آرزو کردم ، بدون من نری جائی
چقد من عاشقت هستم ، چقد شیرین و رؤیائی
دوتا دلداده بودیم و ، توو تقدیرت رقم خوردم
مگه چی شد میون ما ، که از عشقت قلم خوردم؟!
واسه روزای بارونی ، براتون سایه بون بودم
برا گلهای عشقم من ، همیشه باغِ‌ بون بودم
حالا چی شد که اون روزا ، جاشو با غصه پر کرده
منم مرد ِ صبور ِ تو ، که قلبم مملو از درده
چقد آرامش و لبخند ، به قلب من بدهکاری
چقد من باورت کردم ، ولی حرفای تکراری
حرومت باشه اون روزا ، چه روزای قشنگی بود
تموم حرفمون عشق و ، محبت خیلی رنگی بود
یه روزی عاشقم بودی ، ولی حالا چه غمگینم
یه ترس مبهمی دارم ، که هیچ جوری نمی تونم
پاهام قفلن به این ولیچر، نرو عمرم نرو جونم
ببین با من چه کردی تو ، بدون تو نمی مونم
چشات از فاجعه می گف، ازش خوندم نمی مونی
مردد بودی بین ما ، ولی می گف نمی تونی
ما دوتا آرزو داریم ، اینا حیفن نرو برگرد
چی میشه عاشقم باشی ، فقط از من نشی دلسرد
تو رفتی سمت آینده ت ، دیگه قلبت نمی لرزه
ازین راهم که برگردی ، دیگه اصلن نمی ارزه
منی که با تو خندیدم ، منی که با تو خوشحالم
حالا نیستی ببینی تا ، چقد غمگینه احوالم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام میترای عزیزم ترانتونو خوندم و واقعا ازخوندنش لذت بردم واقعا احساستو تو این ترانه خیلی زیبا بیان کردی گلم لایک7 تقدیمت =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم نوری عزیز مثل همیشه زیبا و دلنشن بود موفق باشید @};- @};- @};-
  • سلام ترانه ی زیبایی بود میترای عزیز @};- @};- @};-
  • درود به سرکار خانم نوری!اولین ترانه ای از شما بود که خوندم.ترانه با احساسیه.موفق باشید. @};-
  • دو تا دل داده بودیم و توو تقدیرت رقم خوردم مگه چی شد میون ما که از عشقت قلم خوردم؟ خانو سمانه بسیار بسیار زیبا بود لذت بردم . البته جای تعجب نداره همه نوری ها ترانه سرا های خوبی هستن :-)) عالی بازهم ممون @};- @};- @};- @};-
  • سلام زیبا و با احساس بود مرسی @};- @};- @};- @};-
  • منی که با تو خندیدم ، منی که با تو خوشحالم حالا نیستی ببینی تا ، چقد غمگینه احوالم @};- @};- @};- روایت زیبایی بود
  • سلام خانم نوری عزیز وفعال چه خوبه که شما هر چند وقت یک بار با ترانه تون اینجا به روز هستید @};- @};- @};- موفق و پیروز باشید @};- @};- @};-
  • پاهام قفلن به این ولیچر، نرو عمرم نرو جونم ببین با من چه کردی تو ، بدون تو نمی مونم درود بانو سمانه اشاره ای به معلولیت نکرده بودید تو ترانه ولی از ویلچر استفاده کردید یا شاید من بد متوجه شدم کار خوب و روونی بود موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • درود بر شما در ابتدا از همراهيتون تشكر مي كنم و اينكه وقت گذاشتيد اينكه فرموديد اشاره اي به معلوليت نكردم خب دقيقن در همين بيتي كه مرقوم فرموديد همين نوشته شده . در طول ترانه نمي بايست اشاره ميشد . نمي دونم هدفمون از نوشتن ، ترانه هس يا داستان . قرار نيس از اول ترانه شروع كنيم به داستان سرائي . خب اون اسمش ميشه داستان . همينكه توي اين بيت اشاره شده به ويلچر و قفل بودن پاهاش و اينكه نمي تونه بره جلوي رفتن عشقش رو بگيره همين يعني طرف روي ويلچر بوده و نيازي نبود تكرار مكررات بشه از لطف شما ممنونم اگه راهنمائيم كنيد تا بدونم واقعن هدف از نوشتن ترانه چيه . سپاسگزارم كه وقت گذاشتيد دوست گراميم زنده باشيد و ايام به كام @};- @};-
      • درود بانو من فقط سوال برام پيش اومد قصد جسارت نداشتم اگه ميدونستم ناراحت ميشيد نميپرسيدم
      • درود جناب سكوت من ابدن ناراحت نشدم و اتفاقن خيلي هم ممنون از نكته سنجيتون اگر پاسخم شما رو آزرد بسيار عذر ميخوام . شايد لحن كلامم خوب نبود " عذرخواهي بنده رو بپذيريد هم ترانه " اين گلها تقديم حضورتون دوست گرامي @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • کار خیلی خوب ، شیوا و با احساس بود :-) با اینکه من خیلی طرفدار کار طولانی نیستم اما تا آخر دنبال خودش کشوند فقط یکی دو نکته: چشات از فاجعه می گف، ازش خوندم نمی مونی "مردد بودی بین ما ، ولی می گف نمی تونی">>>> من متوجه مفهوم این قسمت نشدم یک: بین ما؟؟!! منظور بین راوی و اونی که رفته هست؟ که این نحوه گفتن به نظر بنده اشتباه هست مثال: من میتونم مردد باشم در دو مسئله یا اتفاقی که خودم بیرون از اون باشم . یعنی من که خودم نمیتونم هم حس تردید داشته باشم و هم خودم مفعول باشم مثلا: من مردد هستم این لباس رو انتخاب بکنم یا اون رو ، این رنگ رو یا اون رنگ رو. این درسته. شما وقتی میگید " بین ما" ؟ این "ما" (دونفر یا بیشتر) کیه؟؟ که این ذهن من رو به سمت اینکه شاید مثلا شما منظورتون بین " چشمها" و "راوی" باشه!!!! ولی مصراع بعدی کلا این ذهنیت رو هم زیر سوال میبره. "ولی میگفت نمیتونی">>> کی میگفت؟؟ اون سوم شخص غایب کیه؟؟ چون اگه بگی همونیه که رفته، که میشه دوم شخص و باید گفت: "ولی میگی نمیتونی" این البته من خودم میدونم خیلی شفاف نتونستم فتح باب بکنم. چون اصلا بنده سوادم در این حد نیست و اساتید ادبیات و کسایی که رشته شون ادبیات هست باید بیاند توضیح بدند. و بهتر وساده تر بحث رو جلو ببرند. چون اصلا قرار نیست اینجا بخوایم سطح معلومات و سوادمون رو به رخ بکشیم و من خودم میخوام که یه چیزی یاد بگیرم. و شاید هم بنده دچاره اشتباه شده ام. و اگه کسی از دوستان با توضیحات و مثالهاشون بتونه من رو از این اشتباه در بیاره ، قول میدم بیام و همینجا کامنت بزارم و بگم بنده قانع شدم و کامنت قبلی من اشتباه و براثر ناآگاهی بوده. من در اینجا تنها دغدغه و تلنگری که در حین خوندن بهم وارد شد و برام سوال شد رو بیان کردم. یه نکته دیگه: تو رفتی سمت آینده ت ، دیگه قلبت نمی لرزه ازین راهم که برگردی ، دیگه اصلن نمی ارزه به نظر من این بند حذف بشه بهتر هست. چون یه دوگانگی نیت و روایی به وجود میاره توی بیتهای قبلی ما هنوز از شور و شوق راوی به معشوقش و اصرار بر برگشتن میبینیم این بند اصلا کلا همه چیز رو به هم میریزه. ( از این راهم که برگردی، دیگه اصلا نمی ارزه) هستند کارهایی که ما مثلا میبینیم صحبت از خاطرات و اتفاقاتی میشه که بین راوی و معشوقش میشه، اما بعدا یه ترمزی میشه(هیچ اشاره ای به برگشتن نمیشه) ، کار تبدیل میشه به واسوخت ، حال راوی تبدیل میشه به نفرت، عدم برگشتن، و.... اما شما تا همین بند قبلی اشاره کردید به برگشتن: ما دوتا آرزو داریم ، اینا حیفن نرو برگرد چی میشه عاشقم باشی ، فقط از من نشی دلسرد وراجی بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید. باز هم عرض میکنم اینجا از اسمش که پیداست آکادمی ، یعنی میخوایم تبادل اطلاعاتی صورت بگیره ، تحقیقی انجام بشه و به داشته هامون بیافزاییم. در ضمن برام جالب بود شما با اینکه خانم هستید ، اما کار از طرف یه مرد روایت میشد. جالب بود. در کل کار خوبی ازتون خوندم خانم نوری عزیز. موفق باشید. :-) @};-
    • دوست قديمي و هم ترانه ي عزيز درود بر شما مثل هميشه ازت ممنونم كه وقت گذاشتي و با دقت ايراداتم رو گرفتي . 1. چشات از فاجعه مي گف ازش خوندم نمي موني خب تا اينجا كه مشكلي ني مردد بودي بين ما ( بين موندن كنارمن و دلت كه داره مي گه برو ) اما چشات مي گف نمي توني بموني . 2. ببين دوست عزيز ، اين ترانه در مورد زندگي واقعي ِ دوست همسرم هست كه ازمون خواهش كرد بنويسيمش و اين ترانه زماني شكل گرفت كه همسرش بخاطر فلج شدنِ آقا ايشون و دوتا دخترش رو رها كرد با اينكه بسيار عاشق هم بودن و با سختي هاي زيادي بهم رسيده بودن و خانوم فقط در جواب گريه هاي آقا گفته بود " مي خام برم آيندمو بسازم با تو مي سوزم " خب اين خانوم حتي اگه ديگه برگرده هم با اين حرفي كه زده و دلي كه شكونده ديگه نمي ارزه . برگرده برا كي ؟ پيش كي ؟ دقيقن اين بيت به اون خاطر نوشته شده و فك مي كنم مفهوم رو رسونده اگر نه راهنمائيم كن لطفن . مثل هميشه كه لطفت رو دريغ نكردي . و در پايان هم از مهرباني و دلسوزيت تشكر مي كنم و خوشحالم دوستان برگ گلي چون شما دارم كه وقت مي ذارن مي خونن و ايرادات رو گوشزد مي كنن. هميشه شادو سلامت باشي هم ترانه @};- @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D>
  • تو رفتی سمت آینده ت ، دیگه قلبت نمی لرزه ازین راهم که برگردی ، دیگه اصلن نمی ارزه @};- @};- @};- اوضاع ترانه ها اینجوری باشه خب آمار طلاقم میره بالا دیگه ... :-? البته شایدم چون آمار طلاق رفته بالا ترانه ها اینجوری شدن ... :-? @};- @};- @};-
    • ممنون از راهنمائيتون الان متوجه شدم كه طلاقهائي كه در كشورمون صورت مي گيره بخاطر ترانه هاي منه [-( [-(
      • نه به خدا قصد جسارت نداشتم منظورم غالب ترانه های رایج تو آکادمی ترانه ست . موضوع مورد بحث ترانه ی شما کلا این روزها تو آکادمی مد شده . قبلا این موضوع بود اما به موضوعات دیگه هم پرداخته می شد اما الان این مضمون تو آکادمی رفته روی بورس . اگه باعث ناراحتی تون شدم ازتون معذرت می خوام . این گلها هم تقدیم شما @};- @};- @};- @};- @};-
      • اختيار داريد هم ترانه نه ناراحت برا چي ؟ تعجب كردم از صحبتتون شاد بمونيد دوست گرامي @};- @};-