چادرِ گل گلی

به نام خدا
سلام خسته نباشید . سعی می کنم فضای های دیگه رو تجربه کنم . این یکی دیگه از اون فضا ها بود که یه ذره حالت کلاسیک تر داره .

توی کوچه بین ازدحام خلق
رو سرت یه چادر گل گلیه
این فقط حقِ منه که هی بگم
صاحبِ چادرِ گل گلی کیه !

این فقط حقِ منه که توی باد
نذارم چادرت از سرت درآد
یا حصاری بکشم که هیچ کسی
نتونه توی حریمِ تو بیاد

زیر چادر توی اون فضای امن
نمی دونم که به تو چی می گذره
ولی بین این همه لباسِ مد
چادر گل گلیِ تو بهتره

تو یه دریا می کِشی روی سرت
گلای رو چادرِ تو ماهین
توکه باشی توی کوچه انگاری
همه ی رهگذرا اضافیَن

یه دیالوگ قشنگ تو سَرمه
یه دیالوگ که پر از استرسه
اما دنیا رو فراموش می کنم
وقتی که نگاه تو سر می رسه

توی کوچه بین ازدحام خلق
رو سرت یه چادر گل گلیه
این فقط حقِ منه که هی بگم
صاحبِ چادرِ گل گلی کیه !

از این نویسنده بیشتر بخوانید: