۳ در ۴ …

تو ۳ در ۴ می‌خندی / تو از عکسام بیرونی

توو فنجونم یکی دیگه‌س / خودت فالت رُ می‌خونی

تبت یخ زد کمی پایین / کمی پایین تر از گوشِ‌ت

زدم دستام جا مونده / توو رویاهای بی‌هوشِت

دیگه موتُ نمی‌بافی / دیگه آینه‌ت نمی‌خنده

گره افتاده توو چشمات / و بغضِ‌ت داره می‌گنده

رو Silent مونده پلکات و / برام اشکی نمی‌سازی

خَش افتاده توو حلقومت / صداتُ دور می‌نْدازی

داری کم می‌شی از تختم / لباسات از تو می‌پُرسن

با کابوست هم آغوشم / که خوابام خالی از قرصن

دیگه نیستی و بعدِ تو / لباسات پُر و خالی شد

اتاق، خوابت رُ می‌بینه / برام عطرت خیالی شد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

761
۲۴