حکمه جلب

زنجیر احساست،قُفله به قلبه من
یه در به در اینجاست،با حکمه جلبه من

کابوسه این رفتن،توو دسته اون گیره
این خونه بعدِ من،حالت رو میگیره

تنها میشی بی من،سخته نفسهامون
خونِ تووی رگهات،خشکه زیر بارون

گفتم با دلشوره،با من تو همرا کن
اینجا همه خوبن،با من مدارا کن

حکمی که با دستاش،توو قلبه من حک شد
وجودم آتیشی،با دسته فندک شد

نه شانسِ برگشتن،نه راهه رفتن هست
اینجا هوا سرده،جهنمَم بَستَست

گفتی که با اون باش،توو این پیاده رو
دنباله یک فرصت،زودی بزن در رو

۹۳/۲/۲۳

از این نویسنده بیشتر بخوانید: