بهار ماندگار

چی شده آسمون آفتابی شده ؟
چی شده طاق زمین آبی شده ؟
چی شده گل اومده تو باغچه ها؟
چی شده سبز اومده پیش بیدا ؟
نکنه بهار شده باز دوباره
یا که من خواب میبینم باز بهاره ؟
اگه این بهار همون بهار باشه
که یکی دشمن کوچه باهاشه
یه روزی میاد توی کوچهء ما
میشونه جند تا گلی تو باغچه ها
یدفه اون میشه دشمن گیاه
میکشه / می بردش از توی راه
میذاره اینهمه گل رو ناامید
کوچه رو پر میکنه از آه بید
میمونن چنار و نارون هاج و واج
لرز و ترسی میشینه تو دل کاج
گل سوری یدفه زرد میشه زرد
دل کوچیکش پر از درد میشه درد
اگه این بهار همون بهار باشه
که کسی میخواد اون اینجا نباشه
بهتره نیاد بده و عده هزار
یدونه گل بیاره یعنی بهار
اگه نه ! این یکی از اون بهاراس
که از اون بدخواه ما دور و رهاس
من میام از خونه بیرون تو کوچه
میزنم داد و میگم سرما پوچه
اون زمسون که میزد داد بلند
سر این گلای بدبخت به بند
اون زمستون که درختو دوس نداشت
چیزی جز غم توی اون دلش نذاشت
اون زمستون که به غصه زنده بود
شادی رو از توی باغچه ها ربود
شب پیش رفته از این کوچهء ما
رفته اونجا / اون دورها / پشت کوها
میزنم داد و میگم آهای بهار
توی کوچه هوای تازه بیار
بکن این بند کلفت گلارو
پرکن از شادی دل درختارو
میزنم داد و میگم آهای بهار
اگه اومدی بمونی بسیار
یه کاری کن که بمونی همیشه
کوچه بی تو غمگین غمگین میشه
همه ترسم از همین زمستونه
تو بری اون بیاد و باز بمونه
نه یه فصل و نه یه سال و نه دو سال
عمری و … رفتن اون بشه محال
میزنم داد و میگم آهای بهار
تو دلم امید جاودان بیار
توی کوچه مون بمون تا دنیا هس
غما رو تو میبری از دل و بس .

۲۰۰۵ ۱۱ ۱۹

شهاب طاهرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: