مرهم

بی تو قدم زدم
رو مشتی خاطره
چجوری خاطرت
از خاطرم بره

یه عصر پاییزی
یه دنیا دلتنگی
توام بدون من
با دوری می جنگی

توام بدون من
دلخوش فردایی
چشامو میبندم
چه خواب زیبایی

هنوز واسه لمست
آغوش من بازه
یکی داره منو
از چشمت میندازه

امیدِ برگشتت
با اینکه یه وهمه
اما غرور من
اینو نمیفهمه

اینو نمیفهمه
که با تو راهی نیست
به جز خیال تو
دیگه پناهی نیست

بعد تو داغونم
بعد تو میمیرم
دیگه سراغتو
هیچوقت نمیگیرم

هیچوقت نشد واسم
آغوشت مرهم شه
با رفتنت شاید
از غصه هام کم شه

شاید توو این بارون
دوباره عاشق شی
شاید هنوزم تو
رویای من باشی

شاید هنوزم عشق
یه گوشه جون داره
هرجنگل سبزی
یه روز خزون داره

mahmood_lyric@yahoo.com

از این نویسنده بیشتر بخوانید: