تو به بارون گفته بودی…

تو به بارون گفته بودی…

وقت رفتنت بباره…

خواستی اشکاتو نبینه…

دلی که طاقت نداره…

رگ خواب باد ولگرد…

بوی دستای تو داره…

گفتی عطر بی هواتو…

سمت این کوچه نیاره…

دَمِ ماه و دیده بودی…

که هزار شبه حلاله…

میدونستی قرصه وقتی…

یاد من نیای محاله…

گلای باغچه رو گفتی…

تا ابد غنچه نیارن…

لبای بوسیدنیتو….

توی یاد من نبارن…

تو به رویا گفته بودی…

وقت خواب من بخوابه…

به کویر تشنگی هام…

گفتی دریا یه سرابه…

خورشید و سپرده بودی…

پیرهن ابری بپوشه…

که غروبا یاد چشمات…

چشمه ای نشه ، نجوشه…

دریا رو تو راضی کردی…

موجاشو،بگه بخوابن..،

اخه عادتت همین بود…

موج موهاتو ببافن…

تو به بارون ،تو به دریا…

به هوا چی گفته بودی…

وقتی اشکاتو میکشتی…

پشت اون عینک دودی…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: