تب نیلوفری…

از این تب نیلوفری،دست بر نمی دارم بدون
من پای این عشق تا ابد جونم رو میذارم بدون
حوای تو شیرین شده فرهاد تیشه دار من
با من از اون عشقی که تو چشمات نشسته حرف بزن
لمس تنت عادت شده،برای من توو هر شبم
از خواستنم دوری نکن،بدجور درگیر تبم
فرهاد من،شیرین تو دست بر نمی داره ازت
با من بمون،تنها نرو،همین رو من میخوام فقط
به من برس،من از رسیدن تو ذوق میکنم
کنار تو اونقد خوشم،احساس شوق میکنم…
با من بمون،من پای تو محکم ایستادم و…
توو این یه سال به عشق تو از پا نمی افتادم و…
کنار تو ارامشم محضه،به چشم تو قسم
من عاشقم تا اخرش،حتی اگه بت نرسم…
روزای ما از شادی و روشنی پر میشه بدون
تموم میشه یه روزی این دلخوریای بینمون
خوشبختی یعنی چشم ما،به همدیگه خیره میشن…
این و بدون نمیمونیم توو حسرت یکی شدن…

پ.ن:۹۳/۷/۱۴

از این نویسنده بیشتر بخوانید: