ترانه ی خیس…

ازین بغض و کینه تنم بی قراره
خدا این دل من گناهی نداره
صدام در نمیاد ازین حلق بسته
خدا توی قلبم چه غوغایی داره

ازین برگ خسته چه راحت بریدی
به حرفای این دل نکردی نگاهی
دیگه با تو بودن واسه من خیاله
شکستی غرورو رسیوندیم به پیری

یه دریا که ساحل نداره نمیخوام
ازین زندگی من فقط ساده میخوام
برم از همه جا ببارم رو مرداب
حروم شم بمیرم تب تازه میخوام

ازین بغض و کینه تنم بی قراره
خدا این دل من گناهی نداره
صدام در نمیاد ازین حلق بسته
خدا توی قلبم چه غوغایی داره

تو فکرت نشستم هوا گریه داره
یه بارون نم نم رو دفتر میباره
ترانه که خیسه ازین حال و روزم
تو نیستی و سرما عجب سوزی داره…

( مبینا )

از این نویسنده بیشتر بخوانید: