(بی تو …. بارون )

من انقدر درگیر آغوشتم
که با هر کی جز تو بهم میزنم
برای تداعی آرامشم
تو بارون به یادت قدم میزنم

شبامو تو بارون قدم میزنم
تا درد نبودت عذابم نده
یه شهرو پر از اسم تو میکنه
یه شاعر با دستای سرمازده

نمیفهمی حال خراب منو
که آرامشم بعد تو دووود شد
نبودت برام مثل آوار بود
نبودی و دنیام نابود شد

تو رفتی ولی رد شب پرسه هات
هنوز مونده رو بند بند تنم
میخوام باورت شه واسه لمس تو
شبامو تو بارون قدم میزنم….

—————————————
————

با تشکر از راهنمایی های خواهر مهربونم حمیده سادات غفوریان…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی زينب قرباني

متـــولد 7 شهــــریور 73 بــاران كــهــ ميگويند منم ... بـــاران دلتنگي ... گــهــگــاه كهــ دلتنگ ميشوم تــرانه هايم بــهــ دادم ميرسند ... بــا آمدنشان ميپوشانند دلتنگيِ دل بــارانــيم را...- 09191217637