((خون بازی))

وسط سبز ها.. کنار درخت /// جای دنج و یه نیمکت خالی
کششی بی بهونه، رنگ هوس /// دو نفر با یه عشق پوشالی

دوستت دارمای پوچ و دروغ/// فقط از روی لذتی آنی
خالی از هر چی شرم بودو حیا /// مست از خنده های شیطانی

بوسه هایی که عین ناپاکی /// واسشون مستحبو مشروعه
دست مردونه ای که میلغزید /// بی هوا رو نقاط ممنوعه!

گور بابای آبرو داری /// بذا خوش بگذرونیم امروزو
کی خبر داره آخه از فردا /// بده اون بوسه های لب سوزو

به جهنم که زندگیمون رفت /// توی این لحظه های خلسه به باد
به جهنم که خواب بودو خدا /// ما دوتا بنده هاشو برد از یاد!

اینو میگند و باز میخندن /// خنده شون اعتراض به دنیاس
تف به این روزگارو این بازی /// که برامون همیشه رنگ عزاس

وقت رفتن که شد ببین از هم /// تازه اسم و شماره میپرسن!
هر دو بازیچه های( اکس) کثیف /// هر دو انگار نئشه ی قرصن

قصه اینجا تموم نشد ناگه /// مثل مور و ملخ برادر ریخت
گشت ارشاد..نئشگی پر زد /// اشک از چشم ناز دختر ریخت

حالا اون موندو ننگ وبدنامی /// با یه دنیای پوچ وبی لبخند
پسرک رفته بود و او تنها /// شد گرفتار سردیه دسبند!

چی بگم آسمونه میباره /// یا که چشمهای بیقرار منه
سرنوشتش سیاست اون دختر /// به چه جرمی؟ همین همین که زنه!

هرزگی لکه ی سیاهی بود /// که دارن میزنن رو پرونده ش
دیگه نه خانواده ای مونده /// نه کسی تا بشه پناهنده ش

وسط سبزه ها..کنار درخت /// باز یه دختر نشسته رو نیمکت
بدنش سرد و دستهاش خونی /// شد از این روزگار بد..راحت!!
(۱۳۹۱/۴/۲)

619
۵۳

  • عباس جان همیشه از خوندن کارات لذت میبرم @};- @};-
  • سلام زیبا و تلخ بود عباس عزیز. خوبه که موضوع های مختلف و تجربه میکنی =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • درود جناب مقدم عزیز کمی از طولانی نویسی فاصله گرفتید و این خوبه ... همیشه تم روایی کارهاتون رو دوست دارم و خوشحالم که بازهم ازتون خوندم لایکید @};- @};-
    • درود دوست من خوشحالم که کار مورد پسندت بوده در مورد طولانی نویسی هم خب /اره..گاهی از دستم در میره و کارام کمی کوتاهتر میشه ;)) ممنون از نظر لطفت @};-
  • خیلی زیبا بود @};- @};-
  • چه پایان تلخی داشت روایت تلخی بود @};- @};- @};-
  • همیشه ترانه هاتونو دوست دارم لایک 12 تقدیم به شما
  • سلام مثــــــل همیشـــــه پر محتوا و عالی بود آقای مقدم @};- @};- لایک تقدیمتون @};-
  • سلام عباس جان اين سومين كاريه كه امشب از تو مي خونم و بدون اغراق هر كدام از قبلي زيباتر بود واقعا از خوندن كارات لذت ميبرم لايكي داداش
    • درود مجید عزیزم ممنونم داداشی گلم فک کنم این ترانه رو قبلا توو وبلاگم خونده بودی چون از کارهای خط قرمزی بود و با این که چن بار توی اکادمی گذاشتم اجازه ی انتشار پیدا نمیکرد اما نمیدونم چرا تازگیا مدیر مهربون شده ;)) دو تا از کارام(تنگ غروب جمعه ها)و (خون بازی )که همیشه رد میشد حالا منتشر شده 8-> آخ خدا کنه سومیش رو هم که خیلی خیلی دوستش دارم و الان ارسالش کردم و قبلا بارها رد شده بود اجازه ی انتشار پیدا کنه! @};-
  • سلام مثل همیشه ترانه زیبایی از شما خوندم @};- @};- @};-
  • سلام آقای مقدم زیبا بود مپل همه ی ترانه هاتون لایک @};- @};- @};-
  • سلام ..قلمتون رو که تحسین میکنم ..واما.. دوربینتونو اگر ببرید به جاهایی که لطایف و نکات و دقایق ِ زیبا رو هم نشون بده بسیار جامع تر عواطف و احساسات رو تحریک میکنید ..بین دو زاویه ی از بدی گفتن .. و از خوبی گفتن ..دوربین ذهنتون بچرخه دیگه عالی که هست عالی ترم خواهدشد. بسیار عالی .افرین. =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D>
    • به به چه دنیای قشنگ و روز خوبی حالم خوشه تقدیر بر وفق مراده وقتی گلستون باشه باغ آرزوهات یعنی همین.. یک زندگی فوق العاده دنیا اگه بالا و پایین داره..اما اندوه و غم توو قلب ما جایی نداره باید بهارو توو وجودت داشته باشی اونوقت دیگه پاییز معنایی نداره آی بنده ها ی قانع و خوب خداوند جز این دل خوش دیگه از دنیا چی می خواین؟ هر لحظه مون لبریزه ازدلبستگیها هر روز روز عشقه و (روز ولنتاین) …………………………………………………………… اینا رو گفتم تا کمی خوش باشی ایدوست اما همش یک مشت حرف چرت و پرته! از مردم دنیا یه رنگی خواستم اما گفتن ..مگه فک کردی اینجا شهر هرته؟ ممنونم دوست من @};- @};-
      • اول اینکه بسیار زیبا بود ..ممنونم .. دوم اینکه در ورای همه ی این زشتی ها ..دلهای همه ی ما ..زیبایی خواهه ..حتی وقتی زشتی هارو میگیم داریم از فقدان زیباییها گله میکنیم.. ببینید .. چیزی دروغ نیست ..چشمای منم خیلی چیزا رو میبینه .. اتفاقا در بدی ها خیلی هم تیزبینه .. خیلی هم آزرده خاطرمیشم از این جهت .. ولی ..همه ی اینها ..اطوارهای روزگاره ..برای اینکه ذهن ما از کندی ..دل ما از ندونم کاری ..و چشممون از نابینایی دربیاد ..در دنیا نمیتوان قسم خورد که هیچ قدیسه ای تا دم مرگ پاکدامن بماند .. ویا هیچ نابکار و خطاکاری تا آخرین دم .. بر راه خطا باشد.. جهان است و واقعا" "جهان و جهنده" اینه که هر مصیبتی پس از خود نعمتی را میاورد و هر نعمتی شاید یدک کش مصیبتی ست . حرف من این است یک مجموعه را نشان بدهیم ..نه یک بخش از مجموعه را.. چراکه هر کدام مثل آب و غذا لازمند برای حیات ما ..نه تنها آب ونه فقط غذا..! ایمان اصل و اولش این است که در جاییکه مختصات ظاهری چیزی را تصدیق نمیکند ..تو در دلت بدان قاطعانه حکم بدهی.. اگر ساعات شب را دوام بیاوری رنگ سپیده را در طلوع خواهی دید. ما به زمین هبوط کرده ایم وباید بدانیم و بپذیریم اینجا بهشت نیست وما نیز فرشته نیستیم.. اما قبول کنیم که میتوان تا بهشت با بدی ها جنگید و خوبی ها را تحسین و تبلیغ و جایگزین کرد. ایمان داشته باشیم .. از خوبی ها نگذزیم..حتی یک کبریت کوچک هم میتواند دنیای تاریکی را به چالش بکشد. اما واقعیت غیر فابل انکار ..فابلیت شماست در قدرت زبان قلمتون..مابل هستم از این ظرفیت برای بیان خوبیها هرچند هم اندک استفاده بفرمایید. همین. @};-
      • درود دوست من ممنون از نظریات ارزشمندتون چشم در اینده ای نه چندان دور سعی خودم رو در این حیطه هم خواهم کرد سپاس @};- @};-
  • چقدر تلخ بوددددد ! :-S لایک @};- @};-
  • سلام آقای مقدم ممنون از ترانه زیباتون . =D> @};-
  • سلام غباس جان بامید موفقییت بیشتر =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • بی چاره دختره :-S :-S :-S =(( =(( =(( خیلی زیبا مثل همیشه لایک @};- @};- @};-
  • بوسه هایی که عین ناپاکی /// واسشون مستحبو مشروعه دست مردونه ای که میلغزید /// بی هوا رو نقاط ممنوعه! بسيار عالي عباس عزيز @};- @};- @};- @};-
  • ☼سلام آقای عباسی ;)) ☼ هنر شما تو سرودن ترانه های اجتماعیه ستودنیه @};- و این نتیجه مطالعه خوب شما و شناخت گستردتون از جامعه امروزیه @};- @};- @};- لایک تقدیم وسعت نگاه شما @};-
    • بدینوسیله اعلام میشه تنها کسی که حق داره منو به اسم اقای عباسی صدا بزنه فقط خانم نسترن وحیدیه و متخلفین تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت [-( ;)) از تعریفای قشنگت ممنونم روناک عزیز @};- @};-
      • ممنون آقای مقدم (عباسی) نظر لطفتونه که حق استفاده از این نام فامیل رو متعلق به من دونستین @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • بخش ابتدایی کار خیلی خوب و جالب بود :-) اما توی شروع قسمت دوم ماجرا استفاده از کلمه ی : " ناگه " به نظر بنده لطمه شدیدی به کار زده و استفاده از اون درست نبود. پایان قصه هم مثل پایان کتابها و اون چیزی که توی فیلمها میبینیم هست خوب هست. انگار که قرار هست یه پایان خوب و بدون سانسور برای سریال شبکه یک باشه. اما متاسفانه الان چند سالیه که دیگه پایان این نیست خودت اشاره کردی دیگه شرم و حیایی نیست آخه. این قصه همچنان ادامه داره.............................. موفق باشی :-) @};-
    • این ترانه تا بحال سه بار ارسال و بنا به دلایلی تایید نمیشد و اینبار بعداز چن بار سانسور اجازه ی انتشار پیدا کرد با نظرت موافقم و ناگه با زبان ترانه یکی نیست و اید از کلمه ای مثل یکهو استفاده میکردم اما اینکه نوشتی شدیدا لطمه زده مخالفم توی کارهای اجتماعی ملاک اصلی داستان کار و نوع بیان اون هست که چقدر بتونه مخاطب رو درگیر خودش کنه! در مورد پایان قصه هم باهات مخالفم پایان خوب یعنی اینکه دختر توبه کنه و بعد زندگی شیرین بشه و....اما توی این داستان دختر بعد از رهایی از زندان توی پارک خودکشی میکنه و رگشو میبره پاینده باشی @};-
  • سلام آقای مقدم قول داده بودین یکی در میون شاد و غمگین باشه منم قول داده بودم دخالتی نکنم یادم رفت معذرت می خوام مثل همیشه با احساس و دلنشین دستتون درد نکنه @};- @};- @};-
    • درود ناهید عزیز قول داده بودم؟؟ :-? و تو هم دخالت نکنی؟؟ :-? من خوشحال میشم نظرت رو هر چند مخالف هم باشه رو بدونم و این اسمش دخالت نیست دوست من ممنون که هستی @};-
  • بوسه هایی که عین ناپاکی /// واسشون مستحبو مشروعه دست مردونه ای که میلغزید /// بی هوا رو نقاط ممنوعه! =D> =D> =D>
  • سلام مثه همیشه زیبا و خوندنی @};- @};- @};-
  • سلام آقای مقدم بسیار زیبا سعی کردم نام فامیلتونو درست بنویسم و بازم عذر خواهی می کنم که قبلا اشتباه می نوشتم آقای عباسی واقعا ترانه هاتون زیبا هستن =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- لایک اول تقدیمتون