نقش یه چشمک

واسه چشمون تو میگم
واسه این دردی که دارم
حوصلم سر رفته بازم
سایه بازی اینه کارم
نقش گل،بال پرنده
شکلکای روی دیوار
سایه ی یه دست یکتان
به خطا میسازه هر بار
شکل چشمای تو اما
از تبار نور محضه
جون نمیگیره چشت با
سایه ی این دست هرزه
دست هرزی که هزار تا
شکل تاریک و سیاه ساخت
به کشیده های دستش
به سیاهی خودش باخت
واسه چشمون تو میگم
واسه این دردی که دارم
دوست دارم روی دیوار
نقش یه چشمک بذارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: