خسته ترین مرد زمین

خسته ام خسته ترین مرد زمین
که دیگه طاقت رفتن نداره
پر زخمای عمیقه روتنم
کوه غم پیش دلم کم میاره
یکی نیست میون این شهر بزرگ
که به چشم آشنا نگام کنه
یکی نیست فکر کنه میشناسه منو
یا به اسم کوچیکم صدام کنه
یه نفر پیدا نمیشه که بیاد
روزای خوبمو یادم بیاره
یکی یک خاطره حتی به دروغ
از گذشته های شادم نداره
خسته ام خسته ترین مرد زمین
که بریدم از همه حتی خودم
روزی صد بار میمیرم، زنده میشم
نمیدونم چرا اینجوری شدم
نمیدونم چرا دست روزگار
همه ی رویاهامو ازم گرفت
کی اومد دفتر سرنوشتمو
با مرکب سیاه غم نوشت
دیگه دارم تو خودم جون میکنم
اسم این که با منه زندگی نیست
این یه کابوسه که پایان نداره
رد شدن ازش به این سادگی نیست.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی آرش پاکی

شاعر و ترانه سرا بین 18 تا 25 سالگی ترانه هام توسط چند خواننده معروف خارج از کشور اجرا شد. البته طبق قرارداد با ترانه سرایی دیگر با نام وی منتشر گردید . از سال پیش دوباره ترانه سرائی رو آغاز کردم و چند ترانه در حال آماده شدن دارم و 3 ترانه از ترانه هام توسط پیمان رسولی اجرا و پخش گردیده.