جنگِ طف ۱۱ شجاعت و حمله ی اصحابِ امام حسین (ع)

روزِ دهم روزِ پر آشوب و درد ، روزِ درگیری و سختی در نبرد
یاورانش قطره در دریایی دید ، جمع کرده شیر درنده یزیــــــــد
در نمازِ صبح یاران جمع کرد ، در دلِ شب دردِ دلها قمع کـــــــرد
عاشقان را خوب تصفیه نمود ، در گلستان راهِ آزادی گشــــــــود
شرح داده قصه ی جنگ و ستیز ، قلبِ خسته کوفته فردِ مریض
قهر در جنگِ امامت شد معاف ، راهِ جان دادن گرفتند بر خلاف
هفتاد و هفت شیری به میدان خوانده شد ، ترس و وحشت از ته دل رانده شد
زهیر ابن القین در میمنه ماند ، ابن مظاهر اسدی میسره خواند
پرچمِ خود را به داداشش سپرد ، ساقیِ کوثر از آن غصه نخورد
جیشِ دشمن همچنین یک جوری دید ، از زبانِ کافران کم کم شنید
عمر حجاجِ تمیمی در یمین ، در یسارش شمر ذوالجوشن کمین
ابن سعد در وسطِ میدان نشست ، روبرویِ ابو الفضلم کمر بست
کوفتند یارانِ دل وقتِ نماز ، ارتشِ صدها هزار با برگ و ساز
چند یاور به شهادت رفته اند ، اولین اشهد نابی گفتــــــــه اند
کوفیان آغاز کردند جنگ طف ، حرمله فرمان داده وا اسف
قلبِ اصحابِ حسین دلخون شده ، از فشارِ گرگ ها داغون شده
رجز ها خواندند و فرصت کرده اند ، سوی میدان کسبِ رخصت کرده اند
با اشاره حمله ور شد دو جناح ، راست و چپ با نیزه شمشیر و سلاح
دوست دارانِ شهادت بوده اند ، از حسین گویا رشادت برده اند
گرد و خاک تاریک کرده صحنه را ، ضرب شمشیر باز کرده طعنه را
همه جا کشتار و درگیری گشود ، رنگ خونِ شهدا زرین نمود
ساعتی پرچمِ یاران سربلند ، کوفتند یاران باطل در کمند
سیلی از طوفانِ دشمن ناپدید ، مزه ی تلخِ شکستن را چشید
ناگهان لشکرِ آماده گمارد ، ابن سعد و حرمله جویا به داد
دلبران خسته و تشنه در کمین ، بین دو فرقه ی دشمن شد حزین
مثلِ باران قطره قطره ریختند ، خونِ پاکِ خود به شن آمیختند
همه در صحنه زمین گیر شدند ، از لذت دنیا جهان سیر شدند
عاقبت یاران خدا را یافتند ، در محرم با حسین دل باختند
الفاتحه بر روحِ پاکِ شاهدان ، با صلاه و صد درودی بر زبان
ماند رهبر با ابو الفضل و عیال ، ناظر فضل شهادت در کمال
هاشمی ها تک و تنها مانده اند ، فاتحه بر رفتگان را خوانده اند
جثه ها با شور و شان آورده اند ، جای پای رفتگان خوابانده اند
صد سلام بر روحِ آنها صد درود ، حیف در وقت شهادت دل نبود

جاسم ثعلبـــــــــــــــــــی (حسّانـــــــــــــــــی) ۰۵/۰۹/۱۳۹۱
منتظر سروده ی بعدی جنگ طف ۱۲ شهادت برادران ابو الفضل
جعفر و عون و عثمان (عبد الله) باشید اجرکم الله جمیـــــــعاً

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

694
۱