ماه خون

ماه خون آمد دلم بوی عزا بر خود گرفت

وای بر من آن که بود جان حسینم را گرفت

باز باید ناله ی شش ماهه ای را سر کنم

باز باید جامه غم را به دیده بر کنم

ماه خون آمد بساط خیمه ها بر پا شده

از بد این سرنوشت خوند بر دل مولا شده

ای حسین در کربلا تنها علمدارت که بود

جان زهرا عاشق آزادگی هایت که بود

ماه خون آمد دوباره ساز غم ها کوک شد

خانه ها در کربلا ویرانه و متروک شد

آنکه آب از روی مولا بسته بود و دل نداشت

نفرتی از خود به جا در قلب این مردم گذاشت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: